پیش نیازها در ایران موجود نیست
کارشناسان بانک مرکزی معتقدند که موفقیت در اجرای هدف قرار دادن تورم بستگی به شرایطی دارد که از جمله استقلال بانک مرکزی ، عدم تسلط مالی دولت ، عدم نرخ ارز و تورم در همان زمان و داشتن ابزارهای غیرمستقیم مؤثر مانند عملیات بازار آزاد و کنترل نرخ بهره بانکی بستگی دارد. با این حال ، در ایران ، با چالش هایی مانند تعدد نرخ ارز ، مداخلات دولت در سیاست های پولی ، کسری بودجه مزمن و وابستگی منابع بانک مرکزی به تأمین اعتبار ، اجرای سیاست های پولی امکان پذیر نیست. همچنین ، بانک مرکزی در غیاب بازار بدهی عمیق ، ابزارهای سیاسی غیرمستقیم ندارد.
هدف قرار دادن تورم سطحی ؛ نسخه بومی برای ایران
در پاسخ به محدودیت های مربوط به ساختار بانکی کشور ، این گزارش از الگوی “هدف قرار دادن تورمی سبک” دفاع می کند. یک الگوی تدریجی و تطبیقی که برخی از کشورهای در حال توسعه نیز از آن استفاده کرده اند. ویژگی اصلی این مدل وابستگی کامل به تحقق کلیه پیش نیازهای هدفمند کلاسیک و تمرکز بر ایجاد تدریجی زیرساخت های نهادی و اطلاعاتی است.
مهمترین اقداماتی که بانک مرکزی می تواند در این زمینه انجام دهد می تواند مانند تهیه و انتشار گزارش های سیاست های پولی به طور مرتب (ماهانه یا فصلی) باشد ، توضیح عملکرد سیاست گذاران با استفاده از داده های رسمی مرکز داده ، به تدریج از بین بردن تخصیص ارز ترجیحی برای واردات و انتقال کالاها به کالاها ، بدهی و پذیرش نرخ بهره ، ابزار رسمی سیاست را ذکر می کند. بسیاری از کارشناسان معتقدند که بدون حمایت سیاسی و افتتاح روابط خارجی ، امکان اجرای موفقیت آمیز این مسیر محدود خواهد بود. به ویژه ، وابستگی درآمدهای دولت به نفت و نقش آن در پوشش کسری بودجه یکی از عوامل تعیین کننده کنترل فشار تورمی است.
تورم دوره ای ؛ پایان نسخه های کلیشه ای
این گزارش به تجزیه و تحلیل دقیق منابع مختلف تورم در دهه های اخیر اشاره دارد. مطالعات نشان می دهد که تورم در ایران همیشه به دلیل رشد نقدینگی نیست ، بلکه در دهه های مختلف دلایل مختلفی برای تحریک تورم وجود داشته است: در دهه 1980 ، علیرغم رشد عرضه ، سیاست هایی مانند حذف کوپن ها و تلفیق نرخ ارز باعث افزایش تورم می شود. در دهه 1980 ، سرکوب نرخ ارز به همراه درآمدهای بالای نفت ، افزایش نقدینگی ، اما واردات ارزان مانع افزایش قیمت ها و رابطه بین نقدینگی و تورم گسسته شد. در دهه 1980 ، با کاهش درآمدهای نفتی و تحریم ها ، قدرت مداخله ارزی دولت کاهش یافت ، نرخ ارز پرش کرد و تورم وارداتی افزایش یافت.
طبق آخرین آمار ، اقتصاد ایران برای هر دوره به سناریوهای خاص نیاز دارد. یک نسخه واحد از کنترل تورم توصیه نمی شود ، زیرا ساختار اقتصاد ، شوک ها و ظرفیت مداخله دولت در هر دهه متفاوت است.
موسسه تحقیقاتی پولی و بانکی در بخش دیگری گزارش می دهد که ، در ایران ، در ایران ، تورم در این بخش با وجود تجربه کشورهای توسعه یافته که تورم غذایی را پدیده ای از نوسانات بین المللی می دانند ، پایدار و مزمن است. عواملی از قبیل وابستگی تولید داخلی به ورودی های وارداتی ، توزیع سیستم توزیع و شبکه تأمین شبکه ، قیمت گذاری گرامری و فشار ارز بر واردات کالاهای اساسی دلایل اصلی ثبات تورم است.
بر این اساس ، حذف بخش مواد غذایی از محاسبه تورم هسته ای در ایران یک تصمیم غیرواقعی است. سازنده سیاست پولی باید تغییرات قیمت مواد غذایی را در هدف قرار دادن تورمی در نظر بگیرد.
نرخ ارز ؛ هم ابزار کنترل و هم منبع تورم
نرخ ارز همیشه در اقتصاد ایران نقش دوگانه ای داشته است. در طی فراوانی منابع نفتی ، دولت ها از سرکوب نرخ ارز به عنوان ابزاری برای کنترل تورم استفاده کرده اند ، در حالی که این سرکوب ارز منجر به افزایش پایه پولی و ایجاد نقدینگی شده است.
در مقابل ، در مواقع دهه های اخیر که درآمد ارز کاهش یافته است ، با تضعیف مداخله بانک مرکزی ، پرش نرخ ارز اتفاق افتاده است و تورم وارداتی به یکی از اصلی ترین عوامل رشد قیمت تبدیل شده است.
دولت ها همچنین برای تأمین کسری بودجه ناشی از کاهش درآمد ارزی ، به منابع بانک مرکزی یا بانک ها متوسل شده اند که منجر به افزایش نقدینگی و تشدید تورم شده است.
در همین راستا ، سیاست گذار باید به تدریج نرخ ارز را از نقش سیاست پولی رها کند و از ابزارهای استاندارد تری مانند نرخ بهره ، بدهی و عملیات بازار آزاد استفاده کند.
چالش عرضه ؛ تورم که با کاهش تقاضا مهار نمی شود
نکته مهم دیگر این گزارش ، تأکید بر نقش طرف عرضه در ادامه تورم است. برخلاف انتظار ، در بعضی از سالها ، با وجود رکود و کاهش تقاضای واقعی ، قیمت برخی از کالاها افزایش یافته است. این پدیده به دلیل ضعف اقتصاد و عدم توانایی پاسخگویی به تقاضای موجود است.
عواملی از قبیل بهره وری تولید پایین ، موانع نهادی ، اداری و گمرک ، محدودیت در واردات کالاهای واسطه و سرمایه و عدم وجود تعامل پایدار تجارت بین المللی دلایل اصلی است.
بر این اساس ، اصلاح عرضه نیاز به مجموعه ای از سیاست های مکمل نهادینه سازی ، توسعه بازار ، بهبود زیرساخت ها و کاهش موانع اداری خارج از اختیار بانک مرکزی دارد و نیاز به سیاست گذاری سطح بالا و متوسط دارد.
۱۰ محور برای مهار تورم پایدار
مجموعه ای از توصیه های کلان برای تورم طولانی مدت در ایران در وضعیت فعلی کشور:
1. پذیرش واقع بینانه از عدم امکان اجرای هدف قرار دادن تورمی کامل و حرکت به سمت الگوی سبک
2. تقویت ابزارهای سیاست پولی و بهبود شفافیت شفافیت بانک مرکزی
3. فاصله از ادغام نرخ ارز و کاهش مداخله ارز دولتی
4. افزایش تعامل بین المللی برای بازسازی ظرفیت ارز و پوشش کسری بودجه
5. تورم غذا را در هدف قرار دادن سیاست پولی در نظر بگیرید
6. اجرای اصلاحات نهادی برای توانمندسازی سمت عرضه
در پایان ، توجه به این نکته حائز اهمیت است که ریشه تورم در ایران صرفاً پول نیست ، بلکه یک ساختار نهادی ، ارز و ساختاری بین المللی است. بنابراین ، حل آن نیاز به یک رویکرد تدریجی و تدریجی دارد که به طور همزمان بر اصلاحات اقتصادی ، مالی و حاکمیتی متمرکز است.





