قیمت گذاری برای حامل های انرژی ، سرطان اقتصاد ایران است. یک شبکه بسیار بدخیم که تمام شریان های اقتصادی را آلوده کرده است. از تولید و اشتغال تا سرمایه گذاری ، از محیط تا عدالت اجتماعی. این سرطان سالهاست که در یک مرحله محلی می گذرد و اکنون در مرحله سوم و چهارم قرار دارد.
عباس عبدی در روزنامه Etemad نوشت: “هفته گذشته ، سخنگوی محترم دولت گفت:” هیچ تصمیمی برای افزایش قیمت گاز گرفته نشده است. “ما باید بیشتر در این مورد صحبت کنیم و در نهایت تصمیم بگیریم ، اما امروز زمان آن نیست. به گفته رئیس جمهور ، کسی که از ماشین شهر بیرون می رود خوب است ، اما آیا می توانیم سهمیه و قیمت 5 دلار را اختصاص دهیم؟” از آنجا که آقای پزشکی به عنوان پزشک برای هر دو نام و آداب و رسوم شناخته می شود ، ترجمه این کلمات با یک تمثیل پزشکی بد نیست.
در پزشکی ، دو شاخص اصلی برای توصیف وضعیت سرطان وجود دارد: درجه و مرحله. درجه مربوط به ماهیت سلول سرطانی است: غیر طبیعی ، سرعت رشد و تکثیر و شدت بدخیمی. هرچه شبکه بالاتر باشد ، سلولها شرور تر و بی رحمانه تر هستند. مرحله یا راه پله پیشرفت بیماری و دامنه انتقال آن را نشان می دهد و مراحل زیر را شامل می شود:
مرحله صفر: سرطان محدود و ساکت است و علائم واضحی ندارد.
مرحله اول: توده محلی و محلی تشکیل شده است.
مرحله دوم: جرم بزرگتر می شود و به غدد لنفاوی نزدیک می شود.
مرحله سوم: سلولهای سرطانی به غدد لنفاوی و بافتهای اطراف نفوذ کرده اند.
مرحله چهارم: این بیماری در سراسر بدن گسترش می یابد و خون ، استخوان ها و اندام های اصلی را تحت تأثیر قرار می دهد.
تجربه کشورهای پیشرفته نشان می دهد که اگر سرطان شبکه بالا قبل از رسیدن به مرحله سوم مشخص شود ، احتمال درمان بسیار زیاد است.
اما هنگامی که درجه و بیماری در پله های سوم یا چهارم قرار دارند ، فرصت ها ساعت ها از بین می روند. در چنین شرایطی ، حتی 4 ساعت تأخیر می تواند کشنده باشد و بیمار باید بلافاصله به اتاق عمل برود.
حال تصور کنید که بیماری با سرطان بدخیم و شبکه بالا در مرحله سوم است و روند تا مرحله چهارم ادامه دارد. همه آزمایشات و تصاویر پزشکی این موضوع را تأیید می کنند. بیمار ضعیف و ضعیف است ، اما او می گوید هنوز در حال فکر کردن و مشاوره است و در حال حاضر قصد جراحی را ندارد زیرا نمی خواهد نگران خانواده خود باشد!
قیمت گذاری برای حامل های انرژی ، سرطان اقتصاد ایران است. یک شبکه بسیار بدخیم که تمام شریان های اقتصادی را آلوده کرده است. از تولید و اشتغال تا سرمایه گذاری ، از محیط تا عدالت اجتماعی. این سرطان سالهاست که در یک مرحله محلی می گذرد و اکنون در مرحله سوم و چهارم قرار دارد. حتی اگر امروز عمل جراحی شروع شود ، نیاز به شیمی درمانی و رادیوتراپی سخت و طولانی خواهد بود. با این حال ، به جای اقدام فوری ، دولت درگیر گفتگو و مشاوره بی پایان است ، گویی بیمار به تنهایی تحت درمان قرار می گیرد.
ادامه این وضعیت ، یعنی اختصاص میلیارد ها دلار در قاچاق بنزین ، در حالی که ارز کافی برای بیماران واقعی وجود ندارد. یعنی تغذیه شبکه فساد و ناکارآمدی ، با هزینه تخریب حمل و نقل عمومی ، کاهش بهره وری و رکود رکود اقتصادی. این سرطان اقتصادی نه تنها منابع مالی کشور را بلعیده است بلکه ذهن و توانایی برنامه ریزان را نیز تحلیل می کند. سیاستگذاران آنقدر از عمل جراحی می ترسند که حتی جرات نمی کنند حقیقت را به مردم بگویند.
نتیجه این است که هزینه های بحران ، مستقیم و غیرمستقیم ، فقط بر روی شانه های مردم سنگین است ، نه مدیران و تصمیم گیرندگان. این همان عمل جراحی اقتصادی است که باید در سال اول دولت انجام شود. هنگامی که هنوز سرمایه اجتماعی و سرمایه برای حمایت از تصمیمات دشوار وجود داشت. اکنون ، با تأخیرها و تأخیرها ، هزینه این عمل ضرب شده و موفقیت کمتری دارد. تأخیر هر روز به معنای گسترش بیشتر سرطان در بافت های اقتصاد و کاهش امید به بهبود است.
دولتی که با چنین بیماری کشنده ای ناکام باشد یا جرات کند و مردم را ترغیب به همراهی با معالجه کند ، در هیچ زمینه دیگری موفق نخواهد شد. بحران قیمت گذاری انرژی ، آزمایشی است که سطح واقعی دولت را برای تصمیمات مهم و حیاتی نشان می دهد.
سرطان را نمی توان با داروهای آرام بخش یا وعده های غذایی فردا درمان کرد. گاهی اوقات تنها راه برای پس انداز تیغ است ، هرچند که به نظر دردناک است. امروز ، اقتصاد ایران در اورژانس قرار دارد ، اما جراحان آن به جای عمل ایستاده و سخنرانی می کنند.
منبع: اعتماد





