دنیای اقتصاد: صندوق بین المللی پول پیش بینی کرده است که قیمت نفت خام دبی ، معیار قیمت گذاری نفت ایران ، در سال 2 حدود 2 دلار کاهش می یابد. با کاهش قیمت ها و اگر صادرات روزانه یک و نیم هزار بشکه نفت ، درآمد سالانه ایران با حدود 1.5 میلیارد دلار کاهش یابد. رقم کمتر از 2 ٪ از کل درآمد. با این حال ، کارشناسان بر این باورند که چالش اصلی افت قیمت نیست ، بلکه ادامه سطح صادرات تحت فشار تحریم ها و لزوم حفظ روابط با خریداران سنتی نفت است.
طبق پیش بینی صندوق بین المللی پول ، قیمت نفت خام دبی ، که اساس قیمت گذاری نفت ایران در بازارهای جهانی است ، از حدود 2 دلار به حدود 2 دلار در سال افزایش می یابد. چشم انداز منفی برای قیمت نفت در سال جاری ، اگرچه می تواند به یک چالش محدود برای تأمین اعتبار دولت در کشورهای نفتی تبدیل شود. با این حال ، این چالش محدود به ارقام کمتر از 5 ٪ از درآمدهای نفتی کشور است و چالش های مربوط به صادرات نفت برای کشورهایی مانند ایران از اهمیت بیشتری برخوردار است.
مطالعات نشان می دهد که اگر صادرات نفت ایران تا پایان سال توسط یک میلیون و 6000 بشکه (اعلامیه موسسه مس) تثبیت شود ، کاهش قیمت نفت می تواند منجر به کاهش 1 میلیارد دلار و 5 میلیون دلار در درآمد نفت ایران شود. با این حال ، تغییر در حجم صادرات ایران و بازگشت آن به سطح پایین تر می تواند تأثیر بسیار بیشتری بر درآمد نفت ایران ایجاد کند.
سناریوهای مختلف برای روغن ایران
کاهش پیش بینی شده در قیمت نفت در سالهای آینده ، بار دیگر تأثیر اقتصاد ایران را بر نوسانات بازار جهانی انرژی برجسته می کند. براساس گزارش صندوق بین المللی پول (صندوق بین المللی پول) ، قیمت نفت خام دبی ، که اساس قیمت گذاری نفت صادرات ایران است ، پیش بینی می شود از حدود 2 دلار در سال به حدود 2 دلار در سال افزایش یابد. این کاهش 2 دلاری در نگاه اول بسیار مهم نیست ، به این معنی که کمتر از 5 ٪ درآمد نفت ایران است. به عبارت دیگر ، چالش اصلی دولت ایران در کاهش قیمت نفت جهانی نیست ، بلکه در سطح صادرات نفت و محدودیت های تحمیل شده بر اقتصاد کشور به دلیل تحریم ها است. با این حال ، حتی چنین تغییر محدودی در قیمت جهانی می تواند در صورت پایداری صادرات ، درآمد سالانه نفت ایران را کاهش دهد.
کاهش احتمالی قیمت نفت در سال 2 باید در رابطه با سناریوهای صادرات ایران مورد بررسی قرار گیرد. براساس داده های کپلر ، ایران در حال حاضر روزانه حدود 1.4 میلیون بشکه نفت را صادر می کند. Hojjatollah Mirzaei ، رئیس فعلی صندوق بازنشستگی ملی ، پیشتر در مورد تخفیف قابل توجهی برای بخش عمده صادرات نفت ایران اظهار داشت. در نتیجه ، با قرار دادن حداکثر 2 ٪ تخفیف ادعا شده ، می توان گفت اگر سطح صادرات در سطح فعلی حفظ شود ، درآمد نفت این کشور در سال 2026 در سال 2026 به 24.3 میلیارد دلار خواهد رسید. اگر قیمت به 2 دلار کاهش یابد ، به 22.6 میلیارد دلار کاهش می یابد. به عبارت دیگر ، کاهش قیمت جهانی برای 2 دلار درآمد ایران را حدود 1.7 میلیارد دلار کاهش می دهد. با این حال ، اگر صادرات به 4000 بشکه در روز محدود شود ، درآمد سالانه 2 دلار (با تخفیف های ادعا شده) به حدود 14.9 میلیارد دلار کاهش می یابد. یعنی بیش از 2 میلیارد دلار کمتر از سناریوی اول. در سناریوی بدبینانه تر که روزانه به 6000 بشکه محدود می شود ، این رقم طبق صندوق بین المللی پول ، صادرات نفت ایران در سال 2020 ، کل درآمد نفت ایران در این سناریو به حدود 7.3 میلیارد دلار کاهش می یابد ، کمتر از یک چهارم از 1.4 میلیون. مقایسه این ارقام نشان می دهد که تأثیر کاهش صادرات بسیار جدی تر و تعیین کننده از کاهش قیمت های جهان است.
نگاهی به حداکثر تجربه فشار
در دوره حداکثر تحریم های فشار در سال 2 ، صادرات نفت به حدود 450،000 بشکه در روز درآمد نفتی کشور را کاهش می دهد. در نتیجه ، دولت به وام گرفتن از بانک مرکزی و چاپ پول متوسل شد و منجر به جهش تورمی و کاهش شدید ارزش ارز ملی شد. بنابراین ، چالش اصلی اقتصاد ایران در آینده کاهش نسبی قیمت جهانی نفت نیست ، بلکه میزان موفقیت یا عدم حفظ سطح صادرات و دسترسی به بازارهای بین المللی است.
از دیدگاه بزرگ ، اقتصاد ایران برای کاهش آسیب پذیری به اصلاحات ساختاری در زمینه بودجه و تنوع منابع درآمد نیاز دارد. وابستگی بیش از حد به نفت باعث می شود هرگونه قیمت یا شوک صادراتی تأثیر گسترده ای بر اقتصاد داشته باشد. کاهش این وابستگی از طریق گسترش پایه مالیاتی ، افزایش بهره وری اقتصادی ، گسترش صادرات غیر نفتی و بهبود محیط کسب و کار امکان پذیر است. با این حال ، این اصلاحات به اراده سیاسی و برنامه ریزی طولانی مدت نیاز دارد. در کوتاه مدت ، مدیریت هوشمندانه منابع نفتی و کاهش تخفیف در فروش نفت می تواند تا حدی اثر قیمت و نوسانات صادرات را جبران کند.
از منظر سیاست ، باید چند نکته اصلی مورد توجه قرار گیرد. اول ، تغییرات در قیمت های جهانی نفت در کوتاه مدت اجتناب ناپذیر است و قابل کنترل نیست. بنابراین ، سیاست مالی این کشور باید برای کاهش وابستگی نفت و به حداقل رساندن کسری بودجه ناشی از تغییرات قیمت طراحی شود. دوم ، بخش مهمی از فشار بر درآمد نفت به دلیل تحریم ها و تخفیف های اجباری است. تلاش های دیپلماتیک برای کاهش محدودیت ها و از بین بردن خطرات سیاست خارجی می تواند نقش مهمی در ثبات درآمد نفت داشته باشد. سوم ، برای مدیریت عواقب کاهش درآمد نفت ، ابزارهای مالی مانند اوراق بهادار بدهی برای کاهش نیاز دولت به وام های تورمی از بانک مرکزی باید فعال تر باشند.
چشم انداز نفت ایران در سال به جای اینکه به تغییرات محدود در قیمت های جهانی نفت وابسته باشد ، مربوط به صادرات و توانایی کشور برای غلبه بر تحریم ها است. کاهش نفت خام 2 دلاری دبی ، اگرچه معادل 1.7 میلیارد دلار درآمد نفت در سناریوی صادرات 1.4 میلیون بشکه است ، اما یک چالش کوچک در برابر خطر کاهش صادرات به 6000 یا حتی 6000 بشکه در روز است. بنابراین ، سیاست گذاران باید بر حفظ سطح صادرات و یافتن بازارهای پایدار برای فروش نفت تمرکز کنند. در غیر این صورت ، کاهش درآمدهای نفتی می تواند منجر به کسری شدیدتر بودجه ، فشار بر بازار ارز ، تورم بالاتر و در نهایت رکود اقتصادی عمیق تر شود.
منبع: دنیای اقتصاد






