تنش اصلی نتیجه رویارویی فلسفی بین رهبران عربستان سعودی و مصر است. محمد بن سلمان ، ولیعهد عربستان سعودی ، بر تنوع اقتصادی و اصلاحات شایسته تأکید دارد. متغیری که یک چالش مستقیم علیه رئیس جمهور مصر عبدالطاها الساسی است. یک الگوی اقتدار مبتنی بر اقتدار و اقتصاد نظامی.
براساس اخبار تجاری ، تحولات در خاورمیانه اغلب بدون اعلام قبلی اتفاق می افتد. شکاف قاهره و ریاض یکی از این تغییرات اساسی است. زمزمه های این دو بازیگر اکنون به عرصه های عمومی آورده شده است و یکی از مهمترین اتحادها در خاورمیانه و شمال آفریقا را شکسته است. این شکاف که ریشه در تضاد فلسفه های حاکمیت دارد ، روند تجزیه منطقه را تسریع کرده است.
وقتی شکاف ها برهنه هستند!
تنش اصلی نتیجه رویارویی فلسفی بین رهبران عربستان سعودی و مصر است. محمد بن سلمان ، ولیعهد عربستان سعودی ، بر تنوع اقتصادی و اصلاحات شایسته تأکید دارد. متغیری که یک چالش مستقیم علیه رئیس جمهور مصر عبدالطاها الساسی است. یک الگوی اقتدار مبتنی بر اقتدار و اقتصاد نظامی.
این صدای چندگانه در سیاست های عملی متبلور شد. عربستان سعودی از آنچه که “سوء استفاده مصر از رویکرد خلیج فارس بدون اصلاحات معنی دار” محسوب می شد ، ناامید شد. بین 1 تا 2 سال ، ریاض حدود 5 میلیارد دلار کمک مالی ارائه داد. کمکهایی که یک رشته غیرقانونی بود که خود آلسیسی تصدیق کرد ، مصر را از “غرق شدن” نجات داد. با این حال ، تا سال 3 ، عربستان سعودی کاملاً به سیاست “اول سعودی” روی آورد و شرط حمایت بیشتر از اصلاحات اقتصادی را فراهم کرد. در چنین شرایطی ، اختلافات آشکارتر شد. عربستان سعودی به سرعت در مسیر خصوصی سازی قرار گرفته است ، در حالی که اقتصاد مبتنی بر ارتش مصر اکنون با بدهی فلج کننده 2 میلیارد دلاری سروکار دارد.
در عین حال ، روابط بین دو کشور به ابزاری برای فشار تبدیل شده است. عربستان سعودی کارتهای مهمی برای نجات اقتصاد شکننده مصر دارد. حدود 1.5 میلیون کارگر مهاجر مصری در عربستان سعودی سالانه میلیارد ها دلار به کشور خود می فرستند. این حواله ها بین 5 تا 5 درصد از ذخایر ارزی مصر را تشکیل می دهند و عمدتاً توسط بزرگترین جامعه مهاجر مصری در عربستان سعودی – بزرگترین دیافورا جهان – تهیه می شوند. در همین حال ، برنامه سعودی میلیون ها شغل را تهدید کرده است و باعث شده است تا سرمایه گذاری های عظیم اما مکرر عربستان سعودی به عنوان ابزاری برای فشار به حالت تعلیق درآید. اکنون ، علیرغم پیش بینی رشد تولید ناخالص داخلی 4.9 درصد تا سال 2 ، اقتصاد مصر هنوز آسیب پذیر است و آن را به یک اهرم در ریاض تبدیل می کند. نمونه ای از تصمیم عربستان سعودی برای سرمایه گذاری در سوریه به رهبری احمد الشره است. اهرمی که پادشاهی به اعتراض قاهره متوسل شد.
بازگشت به نقطه صفر
شکاف بین عربستان سعودی و مصر در درگیری های متناقض دو بازیگر در بحران های منطقه ای مشهود است. هنگامی که نخست وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو به شوخی به تشکیل “دولت فلسطین در عربستان سعودی” اشاره کرد ، وزارت امور خارجه مصر در دفاع از قاعده ریاض بیانیه ای سخت و بی سابقه ای صادر کرد. اما این همبستگی چشمگیر با واکنش سرد سعودی ها روبرو شد. به دلیل اعتقاد سعودی ها ؛ مصر عمداً داستان را بزرگ کرده است تا راه را برای رویارویی بین عربستان سعودی و اسرائیل هموار کند.
بنابراین ، گروهی از تحلیلگران معتقدند که افزایش اختلافات بین این دو بازیگر همکاری چند جانبه عرب را فلج کرده است. مصر ، متحد تاریخی ارتش سودان ، بر لزوم حفظ نهادهای ملی بازیگر تأکید می کند. موضع کاملاً مخالف با درخواست امارات ، که اصرار داشت ارتش سودان “تحت تأثیر اخوان المسلمین” بوده و باید رها شود.
در این میان ، درگیری مصر -ساود از طریق مبارزات رسانه ای دولتی شدت گرفته است. فعالان رسانه ای نزدیک به اطلاعات مصر خانواده سلطنتی سعودی را هدف قرار داده و ولیعهد را به چالش می کشند. در مقابل ، روزنامه نگاران سعودی نیز در حال جنگ هستند. یکی از کسانی که گفته می شود نزدیک به ولیعهد است ، پایان حکومت آلسیسی و حتی احتمال حبس وی را تا سال 2 پیش بینی کرد. این لفاظی عمومی نشان دهنده روابط به این نکته است.
در پشت این بحران ، شکاف عقیدتی عمیق تری وجود دارد. چشم انداز نوسازی بن سلمان یک چالش مستقیم برای مدل ناصر است که ده ها سال بر مصر غالب شده است. در میان جوامع عرب ، برنامه عملی ریاض در حال غلبه بر گفتمان ناسیونالیستی قاهره و حتی تعریف مجدد از هویت عربی است. همانطور که برخی سعودی ها استدلال می کنند که مصریان اساساً عرب نیستند بلکه صرفاً “افرادی هستند که در شمال آفریقا و عرب زندگی می کنند” و بنابراین آنها نمی توانند و نه نمی خواهند خاورمیانه را به دست بگیرند.
این رویارویی نشانه بازسازی اساسی است. تضعیف همکاری باعث می شود جمعیت اقدامات عربی در موضوعات حیاتی از غزه تا اختلافات آب و در نتیجه ، نزاع های منطقه ای به مناطق رقیب منجر شود. عبدالفتاه السیسی اکنون با یک معما حل نشده روبرو است: بدون کمک کشورهای خلیج فارس ، خطر فروپاشی وجود دارد ، اما پذیرش خواسته های سعودی برای اصلاح – به ویژه در ساختار اقتصادی ارتش – اساس رژیم آلسیسی را تهدید می کند.
بنابراین می توان گفت که در سالهای آینده می بینیم که تنش های پایدار شدت می یابد – محدودیت در نیروی کار ، انحراف سرمایه گذاری ، جنگ رسانه ای – بدون وقفه کامل. عربستان سعودی می داند که فروپاشی مصر باعث ایجاد بی ثباتی غیرقابل برگشت برای منطقه می شود و مصر همچنین معتقد است که این سقوط اقتصادی آن را تسریع می کند.
با این حال ، در حالی که دو کشور در حال مقابله هستند ، خاورمیانه وارد مرحله خطرناک می شود. در نهایت ، این شکاف خاموش ممکن است تأثیر تحول آمیز تری بر منطقه داشته باشد و انقلابها یا صداهای انقلابی را جایگزین کند که در دهه های اخیر عنوان رسانه ها بوده است.





