دولت در سال 2 افزایش هشت درصد اقتصاد را منتشر کرده است که نزدیک به 6 هزاره سرمایه گذاری نیاز دارد ، اما ظرفیت تأمین مالی فعلی تنها 1.2000 است که حداقل 1.5 کسری را ایجاد می کند. اعتماد بیش از حد به سرمایه گذاری دولت ، بخش خصوصی و تکرار تجربیات ناکام گذشته را به حاشیه رانده است. رشد اقتصادی در ایران عمدتاً تحت تأثیر درآمدهای نفتی قرار می گیرد و اسپری پول بر رشد تأثیر نمی گذارد. بدون اصلاحات ساختاری مانند مهار تورم و بهبود محیط تجاری ، این برنامه فقط روی کاغذ باقی می ماند.
طبق هفته های اخیر ، دولت امسال 5 ٪ قطعنامه رشد اقتصادی را منتشر کرده است. این برنامه نیاز به سرمایه گذاری 2 تریلیون تومانس دارد ، در حالی که ظرفیت تأمین مالی فعلی در حال حاضر 5 تریلیون دلار است. بنابراین در همان آغاز کسری 5 میلیارد دلار پیش بینی شده است. با این حال ، کسری بودجه دولت امسال حدود 5 تریلیون دلار است.
به طور کلی ، می توان گفت که این برنامه با تکیه بر سرمایه گذاری دولت ، رویکردهای ناکام گذشته را تکرار می کند ، در حالی که بخش خصوصی به حاشیه رانده می شود. راه های پیشنهادی ، مانند دسترسی به منابع ارزی خارجی یا انتشار گواهی سپرده ، که به نظر می رسد با توجه به تحولات سیاسی کشور ، غیر واقعی است.
این سند همچنین اصلاحات ساختاری مانند کنترل تورم و بوروکراسی را نادیده می گیرد ، که یکی از اولین اقدامات برای حرکت به سمت رشد اقتصادی پایدار است و بدون این اصلاحات به رشد پایدار نخواهد رسید. قابل توجه است که رشد پایدار مستلزم تقویت بخش خصوصی است و دولت باید تسهیل کننده شود و یک محیط اقتصادی پایدار ایجاد کند. به عنوان مثال ، قوانین شفاف وضعیت و حقوق مالکیت را تضمین می کنند. با این حال ، این فرمان فقط منابع محدود را توزیع می کند و ثروت وجود نخواهد داشت. تاریخ اقتصاد ایران نشان می دهد که با پویایی بخش خصوصی رشد پایدار حاصل می شود و بدون تغییر رویکرد فعلی به سیاست اقتصادی ، بحران های اقتصادی در حال تعمیق است.
برنامه دقیق و جاه طلبانه
در هفته های اخیر ، “برنامه تأمین مالی رشد مالی هدفمند” منتشر شده است. در نگاه اول ، به نظر می رسد این هدف گیری دقیق و جاه طلب حتی هر یک از عوامل تولید را مشخص کرده است. در رشد اقتصادی 2 ٪ در سال ، سهم نیروی کار 4.9 درصد ، سهم 4.9 درصد و سهم بهره وری 4.9 درصد است. این هدف گیری براساس فرض نرخ استهلاک سرمایه 4.9 ٪ است. این مدل سازی دقیق ریاضی سعی در به تصویر کشیدن یک برنامه علمی و کارآمد کارآمد دارد.
این رویکرد شباهت های بسیاری با برنامه ریزی ناکام سالهای گذشته دارد ، که به جای نیازهای اقتصاد کشور ، مانند اصلاحات ساختاری و پیش نیازهای اساسی برای رشد پایدار اقتصادی ، منابع دولتی و اعتماد بیش از حد به سرمایه گذاری های شبه دولت را تزریق می کند.
اگرچه ظاهراً به نقش بخش خصوصی و توجیهی آن در تأمین مالی اشاره دارد ، اما در عمل بار اصلی دولت و نهادهای وابسته آن را به همراه می آورد. تجربه نشان داده است که هر زمان که دولت نقش مهمی در سرمایه گذاری و هدایت منابع مالی داشته باشد ، منابع به جای هدایت مؤثرترین فعالیت ها در پروژه های ناکارآمد و غیر مؤثر زندانی شده اند. این پدیده باعث می شود که بخش خصوصی به دلیل رقابت نابرابر با دولت در جذب منابع ، از صحنه خارج شود و در نتیجه رشد پایدار و بهره وری داشته باشد.
تزریق منابع از بالا به پایین
براساس برآوردهای ارائه شده در این فرمان ، کل منابع مالی مورد نیاز برای دستیابی به رشد اقتصادی 2 ٪ در سال بیش از 5 میلیارد دلار است. با این حال ، ظرفیت های تأمین مالی موجود از بخش های مختلف ، از جمله شبکه بانکی ، بازار سرمایه ، بخش دولتی ، بخش خصوصی ، موسسات غیردولتی عمومی و منابع خارجی ، حدود 5 میلیارد دلار تخمین زده می شود. این تفاوت شدید بین نیاز و ظرفیت عرضه منجر به کسری مالی قابل توجهی 5 تریلیون دلار می شود. با توجه به کسری رسمی 6 تریلیون دلار ، این کسری بزرگ چالش اصلی در دستیابی به اهداف رشد اقتصادی است. این تعداد نشان می دهد که دولت نه تنها به دنبال کوچک شدن است ، بلکه قصد دارد با تزریق منابع از بالا به پایین ، چرخ های اقتصاد را جابجا کند. این رویکرد ، به خوش بین ترین روش ، ممکن است به طور موقت آمار رشد را در یک سال بهبود بخشد. اما به دلیل عدم اصلاح ساختاری ، پایدار نخواهد بود و در دراز مدت ، منجر به افزایش تورم و فشار بیشتر بر منابع عمومی خواهد شد. این همان رویکردی است که در سالهای اخیر به ویژه در دولت قبلی دنبال شده است و نتوانسته است به رشد ماندگار و ماندگار منجر شود.
کاهش امکانات
سند حاضر نقش اصلی شبکه بانکی و بازار سرمایه را در تأمین مالی رشد اقتصادی برجسته کرده است. شبکه بانکی از طریق انتشار گواهی سپرده سرمایه گذاری خاص ، ظرفیت 2 تریلیون تومانس را از طریق تسهیلات بانکی و 6 تریلیون دلار تأمین می کند. با این حال ، برای دستیابی به اهداف رشد ، بانک مرکزی باید با همکاری سایر آژانس ها ترتیبات لازم را برای افزایش سرمایه و نهادهای اعتباری غیر دولتی انجام دهد. در حقیقت ، این سند بر لزوم تسهیل شرایط گسترش ابزارها و روشهای تأمین مالی در بازار سرمایه تأکید می کند. اما در عمل ، بسیاری از شرکت ها به دلیل مشکلات ساختاری و قوانین پیچیده از این ابزارها استفاده نمی کنند. علاوه بر این ، یکی از وظایف تعیین شده برای دولت ، تسویه بدهی های خود به موسسات اعتباری و شرکت های سهام است. تجربه در سالهای گذشته نشان می دهد که این وعده ها معمولاً به طور کامل برآورده نمی شوند و عدم پرداخت خواسته ها باعث کاهش تسهیلات بانک ها و کاهش نقدینگی شرکت ها می شود.
به نظر می رسد این فرمان راه حل های عملی برای تقویت نقش مؤسسات مالی ارائه می دهد. اما در عمل ، بسیاری از آنها همان راه حل های تکراری و ناکارآمد هستند که در گذشته به نتیجه مطلوب نرسیده اند. به عنوان مثال ، تسهیل صدور ضمانت های دولت برای تقویت حضور بخش خصوصی در پروژه های خارجی ، در حالی که روابط بین الملل ایران تحت تأثیر مجازات ها قرار دارد ، ممکن است فقط روی کاغذ باقی بماند.
موانع سیاسی برای جذب سرمایه
سند رشد اقتصادی 5 ٪ ایران در سال 5 بر جذابیت سرمایه گذاری خارجی و نقش مؤسسات غیردولتی عمومی تأکید دارد. این سند ظرفیت سرمایه گذاری مستقیم خارجی 4000 میلیارد تومانس و بودجه خارجی 2 تریلیون تومان را از طریق تسهیلات ارزی پیش بینی می کند. وزارت امور اقتصادی و دارایی و وزارت کشور موظف است سیستم اطلاعات جامع سرمایه گذاری را تکمیل و فرصت های سرمایه گذاری را تکمیل کند. همچنین ، ایجاد آژانس های جذب سرمایه و ابزارهای مالی با تسویه ارز ، مانند استفاده از منابع مسدود شده ارز ، برای جبران کسری های مالی پیشنهاد شده است.
این رویکرد در وضعیت فعلی ایران با تحریم های بین المللی و نوسانات اقتصادی بالا غیر واقعی به نظر می رسد. وابستگی به منابع مسدود شده ارز و تسهیلات خارجی به دلیل محدودیت های ژئوپلیتیکی خطر بالایی دارد. ایجاد یک سیستم جامع سرمایه گذاری و آژانس های جذب سرمایه بدون اصلاحات ساختاری مانند ثبات سیاسی و شفافیت قانونی از کارآیی محدود خواهد بود. نقش جسورانه مؤسسات دولتی غیر دولتی ، که اغلب با ناکارآمدی و ناکارآمدی همراه است ، می تواند به جای تقویت ، رقابت بخش خصوصی را تضعیف کند. تجربه نشان داده است که این مؤسسات در پروژه های کم هزینه ، منابع را زندانی می کنند. این سند به جای تمرکز بر اصلاحات اساسی ، مانند کاهش بوروکراسی و تضمین حقوق مالکیت ، به ابزارهای دستوری و منابع غیرقابل دسترسی متکی است. بدون تغییر رویکرد ، این برنامه به رشد پایدار دست نمی یابد و کسری مالی را تشدید می کند. اقتصاد ایران برای جلوگیری از بحران عمیق تر باید دولت را تسهیل و تقویت بخش خصوصی کند.
چه باید کرد؟
به طور کلی ، می توان گفت که برای دستیابی به رشد اقتصادی پایدار ، تکیه بر دستورالعمل ها و رویکردهای دستوری برای دولت های قبلی کافی و مضر نیست. رشد واقعی فقط زمانی اتفاق می افتد که اقتصاد مبتنی بر بخش خصوصی و آژانس های دولتی نقش تسهیل کننده ای داشته باشند. علی رغم اهمیت بخش خصوصی ، این فرمان بار اصلی را بر منابع دولت و شبه دولت در عمل قرار داده و سهم بخش خصوصی را نادیده می گیرد.
تمرکز دولت بر تزریق منابع و مدیریت از بالا به پایین ، در برابر اصلاحات ساختاری ، یک رویکرد غیرمولد است. برای دستیابی به رشد پایدار ، دولت باید خود را از این روش فاصله بگیرد و بر ایجاد یک محیط پایدار تمرکز کند. اولین و اصلی کار دولت ، کنترل تورم و تثبیت اقتصاد کلان است. ثبات نرخ ارز و مهار تورم باعث افزایش پیش بینی سرمایه گذاران و کاهش ریسک سرمایه گذاری می شود. این ثبات انگیزه ای قوی تر از هر دستورالعمل دستوری است.
عامل مهم دیگر کاهش مداخلات دولت در اقتصاد است. محدود کردن نقش دولت در قیمت گذاری و از بین بردن انحصارها باعث افزایش رقابت می شود و پایه و اساس ورود بنگاه های جدید را فراهم می کند. علاوه بر این ، شفافیت و برداشتن بوروکراسی یکی از اصلی ترین موانع رشد بخش خصوصی است. تسهیل فرآیندهای تجاری ، صدور مجوز و کاهش پیچیدگی های اداری باعث می شود سرمایه گذاری برای فعالان اقتصادی جذاب تر شود و کارایی را تقویت کند.
در یک اقتصاد سالم ، موسسات مالی مانند بانک ها و بازار سرمایه باید مستقل از فشار دولت عمل کنند. بر اساس اصول اقتصادی ، آنها باید منابع را به فعالیتهایی که بیشتر تولید می کنند هدایت کنند. با این حال ، این قطعنامه بیشتر مؤسسات مالی به عنوان ابزاری برای تأمین مالی پروژه های دولتی و جبران کسری بودجه در نظر گرفته شده است که این امر کارآیی و استقلال آنها را تضعیف می کند.
منبع: دنیای اقتصاد





