چرا و چگونه باکو به نقطه‌ی تنش علیه ایران تبدیل شده؟ / تحلیل الجزیره از آنچه در سر «علی‌اف» می‌گذرد

چرا و چگونه باکو به نقطه‌ی تنش علیه ایران تبدیل شده؟ / تحلیل الجزیره از آنچه در سر «علی‌اف» می‌گذرد
میهن تجارت پایگاه داده اخبار تحلیلی (mihantejarat.com):

آل -جزیره نوشت: روابط نزدیک بین اسرائیل و جمهوری آذربایجان ، همسایه شمالی ایران ، نگرانی های فزاینده ای را در تهران و آنکارا مطرح کرده است. این روابط که با همکاری نظامی ، اطلاعاتی و انرژی همراه است ، منطقه قفقاز جنوبی را به یکی از حساس ترین نقاط ژئوپلیتیکی در خاورمیانه تبدیل کرده است.

با توجه به سرویس میهن تجارت بین المللی ، جمهوری آذربایجان که یک کشور مسلمان و شیعه است ، در سالهای اخیر به یکی از مهمترین متحدین اسرائیل در نظامی و امنیت تبدیل شده و عصبانیت ایران را برانگیخته است. تهران معتقد است که اسرائیل از خاک آذربایجان برای انجام عملیات جاسوسی و خرابکاری علیه اهداف ایران استفاده می کند.

در مقابل ، باکو تأکید می کند که روابط وی با تل آویو صرفاً مبتنی بر منافع اقتصادی و نظامی است و مخالف هیچ شخص ثالثی نیست. اما گزارش های بیشماری نشان می دهد که اسرائیل نه تنها به عنوان یک شریک تجاری بلکه به عنوان یک پایگاه استراتژیک در نزدیکی مرزهای ایران از آذربایجان استفاده می کند.

از طرف دیگر ، Türkiye ، که یکی از متحدین نزدیک باکو است ، نسبت به این پیشرفت ها نیز حساس است. در حالی که روابط آنکارا و تل آویو در سالهای اخیر بهبود یافته است ، Türkiye نمی خواهد تعادل منطقه ای به اسرائیل و به ضرر ایران یا خود داشته باشد.

ایران نگران تأثیر فزاینده اسرائیل در منطقه است ، به ویژه پس از جنگ در سال دوم و بازگشت بخش هایی از سرزمین های اشغالی به کنترل جمهوری آذربایجان. در این جنگ ، سلاح ها و هواپیماهای بدون سرنشین اسرائیلی نقش مهمی در پیروزی نیروهای باکو ایفا کردند و این مستقیماً تعادل قدرت را در مرزهای شمالی ایران تغییر داد.

به گفته ناظران ، اتحاد در حال گسترش بین اسرائیل و جمهوری آذربایجان ، که مبتنی بر انرژی ، امنیت و فناوری نظامی است ، نه تنها تهدیدی برای ایران بلکه بی ثباتی جدید برای کل منطقه قفقاز جنوبی است.

باکو و تل آویو .. ائتلاف شمالی

از زمان استقلال جمهوری آذربایجان در سال 6 ، روابط آن با اسرائیل به طور پیوسته در حال رشد است. اسرائیل از اولین کشورهایی بود که استقلال باکو را به رسمیت می شناسد و از آن زمان دو طرف همکاری گسترده ای را در زمینه های انرژی ، تجارت و به ویژه صنایع دفاعی آغاز کردند.

براساس گزارش ها ، جمهوری آذربایجان بیش از 5 ٪ از سلاح های خود را از اسرائیل وارد می کند ، از جمله هواپیماهای بدون سرنشین پیشرفته ، سیستم های موشکی و تجهیزات جاسوسی. در مقابل ، باکو یکی از مهمترین تأمین کنندگان روغن اسرائیل است و تقریباً 5 ٪ از نیازهای انرژی اسرائیل را از طریق خطوط لوله عبور از آذربایجان تأمین می کند.

اما فراتر از معاملات اقتصادی و سلاح ، همکاری اطلاعاتی بین دو طرف نگرانی اصلی تهران را برانگیخته است. منابع غربی و منطقه ای بارها و بارها گزارش داده اند که موساد پایگاه هایی را برای اطلاعات از درون ایران در خاک آذربایجان تنظیم کرده است و از هواپیماهای بدون سرنشین و تجهیزات شنوایی برای رعایت فعالیت های نظامی ایران در شمال کشور استفاده می کند.

ایران بارها در مورد این همکاری ها هشدار داده است و اصرار داشته است که به “دشمن صهیونیستی” اجازه نمی دهد مکانی در نزدیکی مرزهای خود پیدا کند. در سالهای اخیر ، بسیاری از تمرینات نظامی توسط نگهبانان انقلابی در مرز با جمهوری آذربایجان برگزار شده است که پیام واضحی به باکو و تل آویو دارد.

از طرف دیگر ، جمهوری آذربایجان تلاش کرده است تا روابط خود را با ایران در سطح قابل قبولی حفظ کند تا از تبدیل شدن آن به یک رویارویی مستقیم بین تهران و تل آویو جلوگیری کند. با این حال ، اظهارات شدید بین مقامات دو کشور ، به ویژه پس از افتتاح سفارت آذربایجان در اسرائیل در سال 6 ، حاکی از شدت عدم اعتماد به نفس دو طرف است.

در همین حال ، تهران نگران این است که همکاری های اطلاعاتی اسرائیلی -ازربایجان منجر به انجام عملیات خرابکارانه یا ترور در خاک ایران شود – به ویژه پس از وقایع مانند ترور دانشمندان هسته ای و حملات سایبری که ایران اسرائیل را علت اصلی آنها می داند.

تحلیلگران می گویند که تهران حضور اسرائیل در قفقاز جنوبی را خط قرمز آن می داند و در صورت مشاهده هرگونه اقدام خصمانه ، احتمال پاسخ نظامی یا قصاص وجود دارد.

از زمان استقلال جمهوری آذربایجان ، Türkiye نزدیکترین متحد بوده است. روابط قومی ، زبانی و فرهنگی بین دو کشور و همچنین حمایت Türkiye از باکو در جنگ های ناگورنو -کاراخ ، این رابطه را به یک وحدت استراتژیک سوق داده است. شعار معروف آذری ها و ترکها – “یک ملت ، دو دولت” – نشان دهنده عمق این پیوند است.

با این حال ، در سالهای اخیر ، ظهور روابط گسترده آذربایجان با اسرائیل نگرانی های فزاینده ای را در آنکارا ایجاد کرده است. ترکیه که از زمان حمله به غزه در سال 6 روابط خود را با اسرائیل حفظ کرده است ، اکنون می یابد که نزدیکترین متحد آن در منطقه به یکی از مهمترین شرکای نظامی تل آویو تبدیل شده است.

در سال 4 ، گزارش هایی مبنی بر اینکه رئیس جمهور رجب طیب اردوغان از وی خواسته بود در دیدار با آنکارا ، آنکارا ، قید های شرقی را به عنوان پایتخت دولت فلسطین بشناسد. به گفته تحلیلگران ، درخواست تحلیلگران ، تلاش Türkiye برای فشار سیاسی بر باکو به منظور کاهش تراز بیش از حد با اسرائیل بود.

با وجود این فشارها ، جمهوری آذربایجان ادامه دارد. مقامات باکو معتقدند که روابط آنها با تل آویو مبتنی بر منافع ملی و تعادل منطقه ای است نه بر اساس ایدئولوژی. این سیاست عملی آذربایجان را قادر به حفظ روابط گسترده تر با ایالات متحده و اسرائیل در حالی که نزدیک به Türkiye است.

برای بسیاری از ناظران ، ائتلاف اسرائیل-آذربایجان نه تنها ابزاری برای نفوذ تل آویو در شمال ایران است ، بلکه بخشی از رقابت بزرگتر ژئوپلیتیکی بین ترکیه و اسرائیل بر اثر نفوذ قفقاز جنوبی و دریای مدیترانه شرقی است.

در همین راستا ، ترکیه با توسعه همکاری های نظامی با پاکستان و قطر و همچنین پروژه های دفاعی داخلی به دنبال تقویت موضع خود در برابر محور اسرائیلی-یونیون-کابیر است که تا حدودی در آن حضور دارد.

با این حال ، آنکارا هنوز از انتقاد از باکو امتناع می ورزد. روابط اقتصادی و انرژی بین دو کشور آنقدر عمیق است که هرگونه رویارویی صریح می تواند به هزینه هر دو طرف باشد. بنابراین ، Türkiye ترجیح می دهد اختلافات خود را با آذربایجان در پشت درهای بسته حل کند ، در حالی که به طور ضمنی از ادامه همکاری های نظامی با اسرائیل ابراز نارضایتی می کند.

از سیل تا “ترامپ”

تمام این تحولات قبل از سیل بزرگ القسا در 5 اکتبر اتفاق افتاده بود. با این حادثه ، تنش بین ایران و اسرائیل به سطح جدیدی رسید و آذربایجان کاملاً از صحنه غایب نبود.

با فعالیت مجدد دونالد ترامپ در ایالات متحده ، توجه ویژه ای به قفقاز و آسیای میانه جلب شد. یکی از پروژه های مهم همان چیزی بود که “مامان زنگار” نامیده می شد – یا مسیر ترامپ برای صلح و سعادت بین المللی. این مسیر ترکیه و استان ناخچیوان آذربایجان را به سایر مناطق آذربایجان متصل می کند و از قلمرو ارمنستان و مرز ایران عبور می کند.

هدف ایالات متحده از این پروژه محاصره ایران ، کاهش نفوذ چین -روسیه در آسیای میانه و هدایت مستقیم Türkiye به دریای خزر است. با این حال ، ایران این برنامه را به شدت رد کرده است ، و وزیر امور خارجه آن زمان ، عباس اراکچی ، آن را “خط قرمز” خوانده است.

با وجود بحران در غزه و منطقه ، روابط باکو و تل آویو قوی تر شده است. جمهوری آذربایجان به مهمترین منبع نفت اسرائیل تبدیل شده و 2 تا 5 درصد از مصرف نفت اسرائیل را تأمین می کند ، از فشار و تحریم های بین المللی ، حتی تحریم های رسمی پارلمان ترکیه ، غافل می شود.

کارشناسان ایرانی معتقدند که آذربایجان نقش مهمی در تسهیل جاسوسی اسرائیل و عملیات نظامی علیه ایران ، از جمله حملات به تأسیسات نظامی در ماه ژوئن و دسترسی به اسناد هسته ای ایران در ژانویه ایفا کرده است.

در مقابل ، جمهوری آذربایجان نیز از اسرائیل دستاوردهای ملموس را بدست آورده است:

مشارکت در پروژه های نفت و گاز مدیترانه ای با اسرائیل و بریتانیا نفت ، از جمله سهم 2 ٪ در میدان تامار.

واقع در محور اسرائیل-ایونیان-کابیر در دریای مدیترانه شرقی و کاهش وابستگی به تأثیر Türkiye.

سرانجام ، ائتلاف آذربایجان-اسرائیل به بخشی از سیاست های منطقه ای اسرائیل تبدیل شده است و علی رغم تنش با Türkiye و ایران ، همچنان به توسعه نفوذ و دستاوردهای اقتصادی و امنیتی خود ادامه می دهد.

در مقابل ، Türkiye در تلاش است تا با حفظ روابط نزدیک با آذربایجان و توسعه توانایی دفاعی داخلی و جلوگیری از نفوذ اسرائیل در منطقه ، تعادل خود را حفظ کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی