فرد کاپلان در مجله اسلیت نوشت: این هفته احتمالا هفته ای پرتنش خواهد بود، حتی با معیارهای منطقه پرتنش خاورمیانه.
به گزارش سرویس بین الملل “میهن تجارت”در ادامه این مقاله آمده است: ایران قول داده حملاتی را علیه منافع اسرائیل انجام دهد که ممکن است به گسترش جنگ غزه منجر شود و پای آمریکا را به این درگیری بکشاند. همزمان، مذاکرات آتش بس در غزه به جایی رسیده است که یکی از اعضای کابینه اسرائیل آن را «لحظه ای مناسب» توصیف کرده است.
در طول 6 ماهي كه از جنگ ميگذرد، كمتر زماني بوده است كه همه طرفها، از فعالان ميدان نبرد تا مذاكرهكنندگان و ميانجيگران و حتي ناظران مضطرب، سعي در پيمودن خط تنگ بين صلح متعارف و صلح در حال گسترش داشته باشند. جنگ
مقامات ایرانی می گویند پس از ماه رمضان که روز سه شنبه به پایان می رسد، به تلافی هدف قرار دادن ساختمان دیپلماتیک این کشور در سوریه، حمله ای را انجام خواهند داد. اسرائیل نیروهای خود را برای آماده شدن برای این حمله در حالت آماده باش قرار داده است.
به دلایلی که هنوز مشخص نیست، اسرائیل بدون اطلاع دولت بایدن این حمله را انجام داد، اما واکنش تلافی جویانه ایران می تواند پای آمریکا را به وسط بکشاند. اندکی پس از حمله 7 اکتبر توسط حماس و برای جلوگیری از چنین حملاتی، بایدن دومین ناو هواپیمابر آمریکایی را به دریای مدیترانه فرستاد.
مسیری که تحولات در آن حرکت خواهد کرد تا حدی به محاسبات طرف های ایرانی و اسرائیلی و تا حد زیادی به شانس بستگی دارد.
اگر تهران تصمیم به انجام یک حمله «متناسب» برای «ایجاد مجدد بازدارندگی» بگیرد (برای اینکه اسرائیل بفهمد دیگر نباید چنین حملهای را تکرار کند) ممکن است به سفارت اسرائیل در جایی در جهان حمله موشکی کند. .
اگر آنها از حد تناسب فراتر بروند و به هدفی در داخل اسرائیل یا ایالات متحده حمله کنند، چنین اقدامی ممکن است نشان دهنده یکی از این دو فرض باشد: اینکه تهران نظریه بازدارندگی را اشتباه درک کرده است یا اینکه آنها می خواهند مستقیماً وارد جنگ شوند. .
چنین اقدامی با سیاست قبلی تهران در تضاد خواهد بود. مقامات ایران هرگونه مداخله در حمله 7 اکتبر حماس را رد کرده و حزب الله را از تشدید بیشتر تنش ها با اسرائیل منع کرده اند.
اگر ایران گزینه محتاطانه تری را برای مقابله به مثل در برابر اقدام تل آویو میهن تجارت کند و مثلاً به سمت برخی سفارتخانه های اسرائیل موشک شلیک کند، باز هم احتمال تشدید تنش وجود خواهد داشت. اسرائیل هنوز رسما مسئولیت حمله به ساختمان کنسولگری ایران در سوریه را بر عهده نگرفته است. بنابراین اسرائیل ممکن است احساس کند که باید به حمله تلافی جویانه ایران پاسخ دهد و این باز هم با ضدحمله ایران مواجه خواهد شد.
در عین حال، بایدن ناوهای هواپیمابر خود را در دریای مدیترانه مستقر کرده تا از حملات ایران به اسرائیل جلوگیری کند. بنابراین، اگر اسرائیل مستقیماً هدف قرار گیرد، بایدن احساس کند که مجبور است دستور پاسخ نظامی آمریکا را بدهد. مقامات ایرانی روز جمعه به بایدن هشدار دادند که در واکنش به حمله ایران به اسرائیل هیچ اقدامی انجام ندهد.
اما آیا واشنگتن به این هشدار توجه خواهد کرد؟ این امر تا حدی به ماهیت و شدت حمله ایران بستگی دارد، اگر حمله ای صورت بگیرد. اما این واقعیت که ایران علناً این هشدار را صادر کرده است، احتمال عقب نشینی بایدن را افزایش می دهد. به دلایل ژئوپلیتیک و سیاست داخلی، بایدن نمی خواهد این تصور را ایجاد کند که تسلیم درخواست های تهران می شود. آیا این واقعیت مانع از حمله ایران می شود یا احتمال وقوع یک جنگ گسترده را افزایش می دهد؟
شکی نیست که نخست وزیر اسرائیل و رئیس جمهور آمریکا و البته همه ما در شرایط خطرناکی گرفتار شده ایم. اگر نتانیاهو قبل از حمله با متحد آمریکایی خود مشورت می کرد، دولت بایدن به شدت به تل آویو توصیه می کرد که چنین حمله ای را انجام ندهد. بنابراین برخی گمانه زنی می کنند که اقدام نتانیاهو عمدا برای کشاندن واشنگتن به یک جنگ منطقه ای طراحی شده است.
همچنین در عین حال از دیگر تحولات منطقه می توان دریافت که دستیابی به توافق آتش بس میان اسرائیل و حماس در کنار عوامل دیگر، ممکن است دلیل لازم را برای عدم انجام حمله تلافی جویانه به تهران بدهد.
اسرائیل در روزهای اخیر تمامی نیروهای زمینی خود را از جنوب غزه خارج کرده و تنها یک گردان در این منطقه باقی مانده است. دلیل این اقدام مشخص نیست. توضیح رسمی این است که این نیروها قبل از شرکت در حمله به رفح نیاز به استراحت و تجدید قوا داشتند. اما برخی معتقدند نتانیاهو و کابینه جنگی این رژیم تمایل چندانی برای حمله به رفح ندارند. بایدن همچنین به آنها هشدار داد که از چنین حمله ای اجتناب کنند مگر اینکه برنامه مشخصی برای نجات جان 1.2 میلیون شهروند در این منطقه داشته باشند که بسیاری از آنها با شروع جنگ از شمال غزه به این منطقه گریختند. با توجه به مشکلات لجستیکی و شرایط خاص جغرافیایی منطقه، به نظر نمی رسد چنین برنامه ای وجود داشته باشد.
خروج بخشی از ارتش اسرائیل از غزه پس از آن صورت گرفت که اسرائیل تصمیم گرفت 3 کریدور بشردوستانه در شمال غزه باز کند، هیئتی را برای شرکت در دور جدید مذاکرات آتش بس و تبادل گروگان های اسرائیلی با اسرای فلسطینی به غزه اعزام کند. هر دوی این اقدامات در پاسخ به فشارهای دولت بایدن انجام شده است.
حماس می گوید این اقدامات کافی نیست. این گروه خواستار پایان جنگ، بازگشت همه مردم غزه به خانه های خود و خروج کامل نیروهای اسرائیلی از غزه است. اما اسرائیلی ها مخالف این شرایط هستند و معتقدند عمل به آن به معنای تسلیم تل آویو و رها شدن غزه تحت کنترل حماس است.
به نظر می رسد این اختلافات غیر قابل حل هستند. هرگونه توافق، حتی موقتی، مستلزم فشار خارجی بر حماس، عمدتاً از سوی قطر است که یکی از تامین کنندگان اصلی این گروه و یکی از میانجی های مذاکرات آتش بس است. مصر نیز می تواند با بازکردن مرزهای خود به جنوب غزه بخشی از مشکلات انسانی این منطقه را کاهش دهد و از این طریق به حماس فشار بیاورد. سایر کشورها از جمله عربستان سعودی باید تمهیدات سیاسی و اقتصادی برای بازسازی غزه پس از پایان جنگ انجام دهند.
همه این اقدامات فراتر از اقدامات و اقداماتی است که این کشورها در گذشته برای کمک به فلسطینی ها یا بی ثبات کردن منطقه انجام داده اند. چنین اقداماتی ممکن است از نظر فیزیکی، لجستیکی و سیاسی دشوار باشد. اما تعلل و انفعال کشورها که منجر به هرج و مرج در منطقه و جنگ گسترده منطقه ای با ایران می شود، اتفاقی است که این کشور تمام تلاش خود را برای جلوگیری از آن به کار می گیرد.
میهن تجارت های سخت از همه طرف این هفته آغاز می شود.





