غلامرضا مصباحی مقدم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگویی با جماران صحبت کرده است که در ادامه می خوانید:
* در خصوص اقدام دولت محترم مبنی بر تک نرخی شدن ارز باید تاکید کنم که اصل این اقدام یک تصمیم درست و به جا بود. همان طور که در توضیح علل این اقدام اشاره شد، فساد ناشی از اختلاف قیمت ارز ترجیحی (یارانه ای) با سایر نرخ ها معضلی بود که سود آن تنها به جیب عده معدودی می رفت و به نفع آن ها بود. در حالی که عوام از این اختلاف قیمت بهره ای نبردند. اما من معتقدم که این اقدام می توانست شش ماه پیش انجام شود. یعنی قبل از اینکه قیمت هر دلار به 70 یا 80 هزار تومان برسد به 160 هزار تومان. پیش بینی می شد اگر این اقدام زودتر انجام می شد، قیمت ارز تا این حد جهش نمی کرد.
در اینجا لازم به ذکر است که دلیل اصلی جهش قیمت ارز عدم عرضه به موقع از سوی شرکت هایی بود که از صادرکنندگان عمده محسوب می شوند. این شرکت ها ارز خود را به موقع به بانک مرکزی تحویل ندادند و منتظر عرضه ارز خود با افزایش قیمت ها بودند. نکته قابل توجه این است که این بنگاه ها و شرکت ها اغلب متعلق به دولت یا به نوعی زیر مجموعه دولت هستند. مهم این است که دولتمردان به فکر افزایش قیمت ارز در بازار آزاد و اعمال تک نرخی تحت تاثیر کمبود مصنوعی عرضه بودند.
* اولاً اقدام دولت با ورود و هماهنگی شورای اسلامی همراه بود و ثانیا مقدمات لازم فراهم شد. در آن زمان عموم مردم به گونه ای مطلع شدند که متوجه شدند سود این اصلاح قیمت مستقیماً در قالب یارانه به آنها باز می گردد. مدیریت شرایط به گونه ای بود که وجوه یارانه ها از قبل به کارت های بانکی مردم واریز می شد و مردم عادی به ویژه اقشار کم درآمد جامعه برای دسترسی به آن مبالغ منتظر اجرای قانون بودند. به همین دلیل از نظر روانی شرایط بسیار مساعد بود و هیچ تنشی در اجرای طرح ایجاد نشد.
* احتمال ثبات قیمت ارز در بلندمدت وجود دارد. حجم ارز حاصل از صادرات نفتی و غیرنفتی ما بیشتر از ارز مورد نیاز واردات است. به عبارت دیگر به گفته کارشناسان اقتصادی تراز تجاری ما مثبت است، یعنی با مازاد ارز مواجه هستیم. موضوع کلیدی این است که این ارز باید به موقع و بدون معطلی در اختیار بازار مبادلاتی قرار گیرد تا متقاضیانی که سفارش داده اند سریعاً آن را دریافت کنند. در صورت عدم عرضه به موقع، متقاضیان برای جلوگیری از تعطیلی کارخانه ها و بیکاری کارگران مجبور به مراجعه به بازار آزاد و رفع نیازهای خود می شوند.
*دولت محترم باید کسری بودجه خود را مدیریت کند و نگذارد این ماجرا تکرار شود تا دیگر نیازی به تعدیل قیمت ها نباشد. در حال حاضر ارزی که دولت مبنای تامین واردات قرار داده، ظاهراً حدود 120 هزار تومان است; اما در کنار آن نرخ ارز آزاد هم وجود دارد که اگرچه از نظر دولت و بانک مرکزی رسمی نیست، اما واقعاً جایگاه هدایت قیمت را دارد و برای کشاندن قیمت در بازار ارز جلو می رود.
* در آینده یارانه پرداختی به مردم برای جبران افزایش قیمت ها تعدیل می شود. یعنی با افزایش قیمت کالاها، میزان یارانه نیز افزایش می یابد. در حال حاضر سرانه یارانه یک میلیون تومان است و در صورت افزایش ارزش کالای دریافتی، مابه التفاوت پرداخت می شود.
*در دوران هشت ساله دفاع مقدس نیز این تجربه را داشتیم که قیمت کالاهای اساسی که با کوپن توزیع می شد به مدت هشت سال بدون تغییر باقی ماند.
*تجارب جهانی بسیار خوبی در این زمینه وجود دارد. مانند تجربه آلمان پس از جنگ جهانی دوم که ارزش مارک آنقدر ضعیف شد که دو دهم میلیارد مارک برابر با یک دلار آمریکا بود. در آن دوره یک کارشناس تحصیلکرده مدیریت بانک مرکزی آلمان را بر عهده گرفت و توانست به سرعت و بدون معطلی ارزش پول را تثبیت کند. آلمان با حذف دوازده صفر از جلوی پول ملی خود، ارزش این مارک را افزایش داد و برای سالها ثابت ماند. دولت باید از این تجربیات و دانش بشری استفاده کند.
تهدیدهای ترامپ قبل از هر چیز نشان دهنده ناتوانی دشمن در مقابله با جمهوری اسلامی ایران و ملت عزیز ایران است. آنها بارها تجربه کرده اند که این ملت مقاوم و متحد است و منشأ این انسجام و مقاومت رهبری بی نظیر حضرت آیت الله خامنه ای است. به همین دلیل است که آنها به تهدید آنها متوسل شده اند. البته اشتباهات زیادی مرتکب شده اند و باید پاسخ محکمی دریافت کنند. این ملت عزیز همواره وفاداری خود را اعلام کرده و همچنان ادامه دارد.
* اینها تهدیدهای توخالی است و می خواهند از خود «تهدید» نتیجه بگیرند نه از اقدامی پس از آن. هدف آنها تضعیف رهبری و نظام است.
* حضور نیروهای سنتکام در خلیج فارس مربوط به رزمایشی است که با حضور چند کشور دیگر در عربستان در حال برگزاری است. حضور نیروهای نظامی کشورهای دیگر در خلیج فارس برای شرکت در این رزمایش امری طبیعی است. به خصوص که مرکز فرماندهی آمریکا در منطقه (سنتکام) در بحرین قرار دارد.
* هیچ نشانه روشنی از تهدیدهای واقعی جنگ وجود ندارد. هر اشتباهی از سوی آنها با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد. اگر قصد جنگ داشتند، باید منطقه را تخلیه می کردند. زیرا موشک های ما این توانایی را دارند که مراکز بسیار مهم آنها در نزدیکی ما از جمله مرکز العدید و سایر پایگاه ها را هدف قرار دهند. در صورت بروز درگیری، آمریکایی ها تلفات بسیار سنگینی را متحمل خواهند شد. عقل سلیم این است که اگر قصد جنگ داشتند، مانند حمله به تأسیسات ما، منطقه را تخلیه می کردند. ترس و ترس آنها در شرایطی که احتمال حمله متقابل از منطقه ما وجود دارد کاملاً مشهود است.
*توصیه من به جوانان عزیز این است که به فضای مجازی که تحت سلطه بیگانگان است اعتماد نکنند و حتما به رسانه های داخلی، صدا و سیما مراجعه کنند. فضای مجازی عمدتاً میدان دروغ پردازی و القائات دشمن است که با فریبکاری سعی در وارونه جلوه دادن واقعیت ها دارد. معتقدم آموزش و پرورش، دانشگاه ها و خانواده ها وظایف سنگینی در این زمینه دارند و باید اهتمام داشته باشند.
* تجربه انقلاب اسلامی که مبارزه با شاه خیانتکار، مفسد و وابسته بود، باید برای نسل جدید تبیین شود.
آمریکایی ها در این 47 سال تمام تلاش خود را کردند تا دوباره این کشور را ببلعند اما موفق نشدند. به قول حضرت آقا چون نمی توانند کشور را تکه تکه کنند تا بلعیده شود. مهم «جهاد تبیین» است که باید در سطح وسیع در مدارس و دانشگاه ها انجام شود تا نسل جدید کاملاً آگاه و همراه باشد.





