بعدی- مذاکرات ایران و آمریکا در روز جمعه هفدهم بهمن ماه در شرایطی انجام شد که برخی از تحلیلگران داخلی و خارجی هدف ترامپ از این مذاکرات را کاهش هزینه های حمله یا به عبارت دقیق تر، توجیه آن می دانستند. در واقع، این طیف از تحلیلگران، مذاکره را ابزاری برای سفید کردن یک حمله نظامی می دانند، نه عاملی برای جلوگیری از آن.
بر اساس این گزارشعلاوه بر تحلیلگرانی که چنین دیدگاهی در مورد ترامپ دارند، برخی اظهارنظرها در داخل کشور نیز مبنی بر لزوم بی اعتمادی به وعده های مذاکره ای آمریکا و فریب نخوردن آمریکاست. اخلی امیری نماینده فراکسیون روحانیون مجلس اخیرا گفت: مذاکره با آمریکا فقط برای اتمام حجت با افکار عمومی دنیا انجام می شود. تجربه مذاکرات قبلی ایران با آمریکا نشان می دهد که این کشور قابل اعتماد نیست. جمهوری اسلامی اجازه نمی دهد در مذاکرات حقوق مردم تضییع شود و اگر آمریکا بخواهد اشتباه کند و دست به اقدام نظامی بزند، قطعاً با پاسخ قاطع نیروهای مسلح کشورمان مواجه خواهد شد.
عراقچی درباره سناریوهای موجود در مسیر مذاکره و جنگ نیز گفت: استقرار نظامی آمریکا در منطقه ما را نمی ترساند، ما اهل دیپلماسی هستیم، اهل جنگ هم هستیم، اهل جنگ هستیم نه به این معنا که دنبال جنگ هستیم، اتفاقاً ما اهل جنگ هستیم و آماده جنگ هستیم تا کسی جرأت نکند که اگر دیپلماسی همان مسیری را که با ما می جنگد، بجنگیم. مردم ایران با زبان احترام، ما با زبان احترام پاسخ خواهیم داد و اگر با زبان زور صحبت کنند، با زبان زور پاسخ خواهیم داد.»
با توجه به این شرایط، زمانی که سایه جنگ و حمله نظامی نیز وجود داشته باشد، در مورد اثربخشی مذاکرات یا ماهیت وجودی مذاکرات سؤالاتی مطرح می شود. حسن بهشتی پور، تحلیلگر سیاست خارجی در گفتگو با به گزارش میهن تجارت او به این سوالات پاسخ داده است:
سیاست رسمی کشور مذاکره در کنار آمادگی نظامی است
حسن بهشتی پور به به گزارش میهن تجارت گفت: تفکر رایجی که در برخی از بخشهای افکار یک طیف سیاسی خاص دیده میشود این است که کشور در «خواب خرگوشی» است و صرفاً به دلیل اینکه روند مذاکره بین ایران و آمریکا جریان دارد، فعالیتهای دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی کشور به کلی کنار گذاشته شده است. اساساً بر اساس یک سوء تفاهم تاریخی، ایران در عمل هرگز دوگانگی بین مبارزه و اقدامات امنیتی و نظامی ایجاد نکرده و نمی کند. فوری
وی افزود: همانطور که مقامات عالی کشور بارها تاکید کرده اند، مذاکره به معنای تعطیلی سازوکارهای دفاعی نیست، برخی از تحلیلگران این نکته را نادیده می گیرند که مذاکره اساسا ابزار مدیریت بحران است نه جایگزینی برای بازدارندگی، به همین دلیل است که دستگاه های سیاست خارجی و دستگاه های امنیتی در ایران دو مسیر را دنبال می کنند: از یک سو فشار سیاسی و روانی را کاهش می دهند. با تقویت زیرساختهای دفاعی و اطلاعاتی، امکان تهدیدهای غافلگیرکننده را از بین میبرند.
سناریوی جنگ منتفی نیست
این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در ادامه گفت: هدف اصلی مذاکره در چنین شرایطی قبل از هر چیز مدیریت بحران و ایجاد آرامش در جامعه است و زمانی که فضای منطقه متشنج است تحرکات نظامی آمریکا و متحدانش افزایش می یابد و احتمال اشتباه محاسباتی افزایش می یابد و در نتیجه نقش مذاکره به عنوان ابزاری برای کاهش تنش به جامعه، تقویت می شود. به دنبال راههای مسالمتآمیز و کمهزینه است و این پیام را به جامعه بینالمللی میفرستد که تهران در محیطهای شناخته شده دیپلماسی جهانی، هم نقش تعیینکنندهای در کنترل وضعیت روانی جامعه و هم در کاهش هزینههای سیاسی و اقتصادی دارد.
وی افزود: در حال حاضر باید توجه داشت که سناریوی جنگ به طور کامل منتفی نیست، ایران نیز با همین منطق عمل میکند: بحث میکند، اما احتمال میدهد که ممکن است مورد حمله نظامی قرار گیرد، به این ترتیب با مسیر دیپلماسی، تقویت آمادگی دفاعی، گسترش بازدارندگی و آمادهسازی همه ظرفیتهای کشور، بدبینی است، بلکه بر اساس این سیاست دشمنگرایی دنبال نمیشود. تجارب و رفتارهای مکرر طرف مقابل، سابقه روابط ایران و آمریکا یکی از مصادیق آن است که حتی در اوج گفتگو، مسیر فشار یا تهدید رها نشده است.
تا زمانی که دیپلماسی باز باشد، می توان بحران را مدیریت کرد
این کارشناس سیاست خارجی در ادامه گفت: برخی معتقدند مذاکره فقط برای رفع نیازهای دیپلماتیک است، یعنی ایران فقط مذاکره می کند تا بعدا نگویند ایران مذاکره نکرده است، این تحلیل بسیار ساده به نظر می رسد، اما بر اساس تجربه تاریخی ساخته شده است. تفکر کاملاً اشتباه است، اما تلاش برای نفی هدف از مذاکره صرفاً بر اساس این دیدگاه محتاطانه، کنار گذاشتن دیپلماسی در شرایطی که منطقه در آستانه بحران است، نه تنها معقول نیست، بلکه می تواند کشور را به سمت و سویی سوق دهد که در چنین شرایطی، بیشترین هزینه های دفاعی را به همراه داشته باشد. باز نگه داشتن درها برای مذاکره و استفاده از فرصت های پیش آمده».
وی افزود: سیاست خارجی مدرن بر یک اصل کلیدی استوار است: «تا زمانی که مسیر دیپلماسی باز باشد، میتوان بحران را مدیریت کرد.» حتی اگر گفتگو به نتیجه نهایی نرسد، سپر روانی و سیاسی ایجاد میکند که در حفظ اوضاع داخلی مؤثر است. درگیریها حتی اگر بهترین سناریو اتفاق نیفتد، کشور متحمل ضرر دیگری نمیشود، زیرا در نهایت ایران بدون از دست دادن فرصتهای موجود، به همان شرایطی که دارد، بازمیگردد.





