آیا استقرار هم‌زمان دو ناو، پیامی فراتر از بازدارندگی دارد؟

آیا استقرار هم‌زمان دو ناو، پیامی فراتر از بازدارندگی دارد؟

آینده– روز شنبه دونالد ترامپ با انتشار ویدئویی مرموز موضوع تنش با ایران را بار دیگر به منصه ظهور رساند. تصویری که به نظر می رسد یک نمایش نظامی است، اما درون خود حاوی پیام هایی چندلایه از مسیر پرتنش ماه های اخیر است. بارزترین برداشت از این پیام، احتمال رویارویی نظامی در صورت شکست دیپلماسی است.

بر اساس این گزارشترامپ این تصویر را در شبکه اجتماعی خود یعنی Truth Social منتشر کرد. در قاب تصویر ناو هواپیمابر آمریکایی یو اس اس آبراهام لینکلن دیده می شود که پس از ورود به خاورمیانه اکنون در منطقه عملیاتی ناوگان پنجم آمریکا مستقر شده است. بر روی عرشه این کشتی، جنگنده های FA 18 Super Hornet به چشم می خورد. هواپیماهایی که ستون فقرات 9th Airlift Wing (CVW-9) را بر اساس این ناو تشکیل می دهند و نمادی از قدرت تهاجمی و پشتیبانی هوایی نیروی دریایی آمریکا محسوب می شوند.

انتشار این تصویر همزمان با اظهارات جدید ترامپ درباره ایران صورت گرفت. وی در پاسخ به سوالات خبرنگاران مبنی بر احتمال حمله گفت: اگر پیشنهاد درستی به ما بدهند ما این کار را نمی کنیم؛ اما همانطور که می دانید از نظر تاریخی این کار را نکرده اند، می گویند می خواهند صحبت کنند اما تا الان خیلی صحبت کرده اند و کاری نکرده اند.

ترامپ همچنین در مصاحبه با اکسیوس اعلام کرد که وضعیت مذاکرات به جایی رسیده است که «یا با ایران به توافق خواهیم رسید یا باید مانند دفعه قبل کاری بسیار سخت انجام دهیم». وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اعزام دومین ناو هواپیمابر به خاورمیانه گفت: در صورت عدم توافق به آن نیاز داریم… و در صورت نیاز آماده است.

سه تن از اعضای دولت دونالد ترامپ فاش کردند که مقامات ارشد امنیت ملی به رئیس جمهور توصیه کرده اند قبل از هرگونه اقدام نظامی احتمالی علیه ایران، به پنتاگون برای بازسازی و تقویت قابلیت های عملیاتی خود در منطقه فرصت دهد. توصیه ای که نشان می دهد کاخ سفید به دقت زمان، ظرفیت و هزینه هر تصمیم استراتژیک را می سنجد و نمی خواهد بدون تکمیل مقدمات وارد مرحله تقابل شود.

بر اساس گزارشی که نیویورک تایمز منتشر کرده، طرح سازماندهی مجدد ارتش آمریکا به نمایش قدرت تهاجمی محدود نمی شود، بلکه شامل تقویت سیستم های دفاعی در 11 کشور منطقه نیز می شود. کشورهایی که در صورت تنش ممکن است در معرض واکنش ایران قرار گیرند. این ترکیب از یک سو حامل پیام بازدارندگی است و از سوی دیگر نشانه احتیاط عملیاتی واشنگتن تلقی می شود.

به گفته مقامات ارشد آمریکایی، ارتش آمریکا در حال جابجایی و استقرار سامانه های دفاع هوایی در پایگاه هایی است که میزبان نیروهای این کشور هستند. در راس این فهرست، پایگاه هوایی العدید در قطر قرار دارد. پایگاهی که قبلاً هدف حمله ایران بود و اکنون بار دیگر در مرکز تدابیر حفاظتی واشنگتن قرار گرفته است. همزمان تاسیسات نظامی آمریکا در عراق، بحرین، کویت و اردن نیز در حال تقویت سیستم های دفاعی خود هستند. هدف اعلام شده از این اقدام تامین امنیت نیروها و زیرساخت های حیاتی قبل از هر گونه سناریو تهاجمی احتمالی است. رویکردی که نشان می دهد اولویت اول حفاظت از نیروها قبل از ورود به هر مرحله تنش است.

گزارش منتشر شده حاکی از آن است که ناوگانی که ترامپ از حرکت آنها به منطقه صحبت کرده است شامل هشت ناوشکن مجهز به موشک های هدایت شونده برای رهگیری موشک های ایرانی، سامانه های دفاع موشکی زمینی و زیردریایی هایی با قابلیت شلیک موشک های کروز تاماهاوک است. علاوه بر این تجهیزات دریایی، ده ها جنگنده نیز به منطقه اعزام شده است. از جمله F15 که برای تقویت قدرت تهاجمی و دفاعی استفاده می شود. این ترکیب نشان می دهد که واشنگتن در حال طراحی آرایشی است که هم قدرت حمله پیشانی را حفظ کند و هم ظرفیت رهگیری و دفاع چند لایه را افزایش دهد.

دومین کشتی در آب های متشنج؛ بازدارندگی قهری یا مقدمه ای برای مقابله؟

در حالی که خبر اعزام بزرگترین ناو هواپیمابر جهان به خاورمیانه توجه ها را به خود جلب کرده است، بسیاری از کارشناسان تاکید می کنند که این حرکت لزوما به معنای شروع فوری جنگ با ایران نیست. به گفته آنها، این اقدام بخشی از یک استراتژی چند لایه برای افزایش فشار و تقویت موضع چانه زنی واشنگتن علیه تهران است. راهبردی که به عنوان «بازدارندگی قهری» و ایجاد فضای «شوک و ارعاب» تعریف می شود و هدف آن تغییر محاسبات طرف مقابل قبل از رسیدن به نقطه درگیری است.

بر اساس گزارش منتشر شده توسط آسوشیتدپرس، ناو هواپیمابر یو اس اس جرالد فورد دستور اعزام به خاورمیانه را دریافت کرده است تا به عنوان دومین ناو مستقر در کنار ناو یو اس اس آبراهام لینکلن که هفته ها به همراه گروه رزمی خود در منطقه حضور داشته، عمل کند. استقرار همزمان دو ناو هواپیمابر از نظر نظامی پیامی برای افزایش آمادگی و از منظر سیاسی نشانه ورود تنش به مرحله حساس تلقی می شود.

دکتر الیان سرکیس، پژوهشگر مسائل خاورمیانه، بر این باور است که ارسال ناو دوم صرفا نمایشی نیست، بلکه نشانه نزدیک شدن سطح تنش به آستانه های حساس و تلاش برای تقویت نفوذ نظامی آمریکا در منطقه است. به گفته وی، در مرحله کنونی، این اقدام بیش از آنکه مقدمه ای برای جنگ باشد، کارکرد فشار راهبردی دارد و در خدمت افزایش قدرت مانور واشنگتن در روند مذاکرات هسته ای است. سرکیس تأکید می‌کند که تشکیلات جدید نظامی چندین پیام را همزمان منتقل می‌کند:

الف- نشان دادن آمادگی واقعی گزینه نظامی علیه ایران.

ب- ارسال پیام اطمینان به متحدان منطقه ای آمریکا به ویژه اسرائیل.

ج- و هشدار به بازیگران همسو با تهران در منطقه.

با این حال، او پیشنهاد می کند که هدف فوری آغاز جنگ نیست، بلکه افزایش هزینه مخالفان و مجبور کردن تهران به پذیرش شرایط واشنگتن در چارچوب فشار کنترل شده است. با این حال، در صورت شکست مذاکرات، او سناریوی اقدام نظامی را به طور کامل رد نمی کند.

در این زمینه دکتر محمد بایرام، کارشناس روابط بین الملل، اعزام کشتی دوم را نه به عنوان مقدمه ای برای جنگ، بلکه به عنوان یک «ابزار سیاسی با پوشش نظامی» توصیف می کند. به گفته وی، این تصمیم حاوی سه پیام روشن است:

الف- پیام بازدارندگی به تهران: گزینه نظامی واقعی و آماده است نه تهدید لفظی.

ب- پیام مذاکره: هزینه مخالفت با گذشت زمان افزایش می یابد.

ج- پیام منطقه ای: آمریکا همچنان ضامن اصلی امنیت متحدان خود در غرب آسیا است.

بایرام معتقد است که اگر قصد واشنگتن شروع فوری جنگ بود، هماهنگی با تل آویو مسیر بازتر و تعیین کننده تری را در پیش می گرفت. آنچه اکنون مشاهده می شود، حفظ همزمان گزینه نظامی و باز نگه داشتن درها برای مذاکره است. ترکیبی که نشان می دهد قدرت سخت در خدمت اهداف دیپلماتیک بوده است.

از منظر مطالعات راهبردی، وضعیت موجود را می توان مصداق «بازدارندگی قهری» دانست; مدلی که در آن هدف از بین بردن فورا قدرت حریف نیست، بلکه هدف تغییر محاسبات او با القای احتمال حمله است. در چنین چارچوبی، قدرت نظامی به بخشی از فرآیند دیپلماسی تبدیل می‌شود و مذاکرات در سایه تهدیدی معتبر و معتبر پیش می‌رود.

در نتیجه، استقرار همزمان دو ناو هواپیمابر در منطقه را می توان ابزاری برای مدیریت بحران و افزایش قدرت چانه زنی به جای طبل جنگ دانست. اهرمی که اگرچه سایه درگیری را برجسته تر می کند، اما لزوماً به معنای عبور فوری از آستانه جنگ نیست.

دیپلماسی زیر سایه کشتی ها بازی چند لایه واشنگتن در پرونده ایران

محمد هویدی، پژوهشگر مسائل منطقه معتقد است که استراتژی دونالد ترامپ بر دو مسیر موازی استوار است: مذاکره مشروط که فشار را از بین نبرد و فشار فزاینده ای که باب مذاکره را نبندد. به گفته وی، هدف از این سیاست تنها کسب امتیاز نیست، بلکه جلوگیری از استفاده تهران از فضای گفت وگو برای سازماندهی مجدد نظامی یا گسترش نفوذ منطقه ای است. واشنگتن به دنبال “توافق بهتر” است. توافقی که تنها محدود به برنامه هسته ای نیست و شامل موضوعاتی مانند موشک های بالستیک و رفتار منطقه ای ایران نیز می شود. هویدی این رویکرد را «مذاکره زیر آتش سرد» می نامد. مدلی که در آن نمایش قدرت نظامی ابزاری برای سرعت بخشیدن به روند مذاکرات و جلوگیری از اتلاف وقت تلقی می شود.

از سوی دیگر، نبیل مملوک، نویسنده و پژوهشگر مسائل خاورمیانه تأکید می کند که دولت آمریکا همواره راه دیپلماتیک را ارزان تر و امن تر از گزینه نظامی می داند. به گفته وی، قدرت نمایی از طریق ناوهای هواپیمابر بیش از آنکه مقدمه ای برای جنگ باشد، ابزاری برای بازدارندگی و جنگ روانی است. او می گوید که واشنگتن در تلاش است تا تعادلی بین فشار و دیپلماسی ایجاد کند، اما اگر مذاکرات شکست بخورد، گزینه اقدام نظامی محدود را رد نمی کند. اقدامی که هدف آن سرنگونی رژیم ایران نیست، بلکه افزایش فشار برای کسب امتیاز است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی