«تزوی بریل» تحلیلگر اسرائیلی در امور خاورمیانه در مقاله ای نوشت: گزارش اولیه منتشر شده درباره توافق ایران و آمریکا بر سر قالب یادداشت تفاهم در انتظار تایید رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، هیچ توضیحی درباره نکات مورد مناقشه، دستاوردها و برنامه های مذاکراتی که باید در این دوره انجام شود، نیست. مشخص نمی کند که آیا ایران آماده انتقال اورانیوم غنی شده به خارج از قلمرو خود است یا خیر و در ازای آن چه چیزی دریافت خواهد کرد.
به گزارش ایسنا، وی در روزنامه هاآرتص نوشت: در جبهه ایران گفتگوهای دیپلماتیک فشرده و پیش نویس هایی بین طرفین رد و بدل می شود و بندهای آن به صورت جزئی منتشر می شود. در جبهه لبنان، انتظار میرود مذاکرات بین هیئتهای اسرائیلی و لبنانی از سر گرفته شود و یک نشست سیاسی دیگر برای 2 ژوئن برنامه ریزی شده است. در غزه، اسرائیل بر نوار دیگری تسلط پیدا کرده است و شورای صلح به دلیل کمبود بودجه در آستانه ورشکستگی قرار دارد و حماس قصد ندارد سلاح های خود را تحویل دهد. همچنین مشخص نیست که آیا ایالات متحده تصمیم به خروج از این پروژه گرفته است یا خیر و در صورت شکست تلاشهای دیپلماتیک چه گزینههایی برای اسرائیل خواهد داشت.
وی گفت: مشکل عدم راهبرد در قبال این جبههها تنها به اسرائیل محدود نمیشود، بلکه آمریکا نیز در یک نبرد نظامی شکست خورده است و نمیتواند مقصد بعدی خود را تعیین کند.
این تحلیلگر اسرائیلی تصریح کرد: بزرگترین استقرار نیروها و تجهیزات تاریخ منطقه که توسط آمریکا ایجاد شد، قرار بود ایران را بازدارنده و تسلیم شرایط کند، اما در نهایت به جنگی منجر شد که منجر به عقب نشینی آمریکا و اسرائیل از دیدگاه های خود شد و فرضیه های غلطی مانند امکان سرنگونی دوباره نظام و سرنگونی نظام، سرنگونی مجدد نظام، سرنگونی مجدد نظام و کنترل مجدد مردم ایران به دست ایران را به دنبال داشت. نهادهای دولتی رنگ خود را از دست دادند و در عوض، ایران کنترل خود را بر تنگه هرمز تحمیل کرد و آن را مسلح کرد. این به استراتژی تبدیل شد که ترامپ را مجبور کرد از بیشتر اهداف اولیه خود در جنگ عقب نشینی کند و خود را به کاهش توان هسته ای ایران محدود کند. هدفی که در صورت تداوم مذاکراتی که قبل از جنگ انجام می شد محقق می شد.
وی ادامه داد: اکنون تهدید «تخریب» باقی است، اما این تهدید با وجود خطرناک بودن، صرفا جهت هدایت یک نبرد دیپلماتیک به سمت امضای «یادداشت تفاهم» است که در سطح توافق نباشد.
بریل تاکید کرد: ترامپ در برابر دستاوردهایی مانند کاهش توان نظامی ایران، ضربهای به گزینههای سیاسی خود نیز خورده است که منجر به کاهش عمیق نفوذ آمریکا حتی در میان متحدانش در خلیج فارس شد و بهترین گواه آن تهدیدی است که او در این هفته مبنی بر نابودی عمان کرد. زیرا برای مدیریت مشترک تنگه هرمز با ایران توافق نامه امضا کرده است. عمان نه تنها متحد آمریکا، بلکه یکی از اعضای شورای همکاری خلیج فارس و میانجی اصلی در مذاکرات است. علیرغم اینکه کشورهای خلیج فارس به طور علنی به این تهدید واکنش نشان نداده اند، اما کاملاً درک می کنند که هر تهدیدی از سوی آمریکا علیه هر یک از آنها تهدیدی برای همه است.
وی ادامه داد: ما یک درس تاریخ داریم و آن زمانی است که صدام در سال 91 دستور داد میلیون ها بشکه نفت به آب های خلیج فارس بریزند تا از بالگرد نیروهای آمریکایی در ساحل جلوگیری شود.
این تحلیلگر اسرائیلی ادامه داد: حتی بدون این تهدید، خود ترامپ اعتراف کرد که از حمله به ایران جلوگیری کرد و به درخواست عربستان، امارات و قطر زمان بیشتری را به آتش بس داد زیرا آنها اکنون نگران واکنش ایران در برابر دستگاه های نرم کننده آب، نیروگاه های هسته ای صلح آمیز و فرودگاه ها هستند. آیا ترامپ قرار است متحدانش را که متعهد به سرمایه گذاری تریلیون ها دلار در آمریکا بودند نادیده بگیرد؟
بریل معتقد است که وجود عناصر فشار در کنار عدم اطمینان از نتایج عملیات نظامی گسترده، ترامپ را بر یک هدف متمرکز کرده است و آن حذف اورانیوم از ایران است که هنوز در هاله ای از ابهام است. علیرغم اهمیت این گل و صحت هر گونه گلزنی به دلیل آن، این سوال مطرح می شود که آیا اگر به مذاکرات قبل از جنگ فرصت داده می شد، دستیابی به این هدف و دستیابی به توافقی بهتر از آنچه اکنون متبلور شده است، ممکن نبود؟
او معتقد است ترامپ در محاصره ایران و لبنان است. زیرا در عین حال تمرکز او بر پرونده هسته ای ایران، تنگه هرمز و متحدان تهران از جمله لبنان است که عملا او را در چارچوب «وحدت جبهه ها» ایران قرار داده است. در این چارچوب، هرگونه آتش بس یا توافق باید شامل جبهه لبنان باشد. جبهه ای که حتی عملیات محدود به راحتی از کنترل خارج می شود و توافقنامه سیاسی-امنیتی اسرائیل و لبنان با تناقضات جدی مواجه است. از سوی دیگر، فشار ترامپ برای خلع سلاح حزب الله، دولت لبنان را در موقعیت دشواری قرار داده و خطر درگیری ارتش با حزب الله را افزایش داده است. با این حال به نظر می رسد آمریکا همچنان بین اولویت دادن به توافق با ایران و پیگیری خلع سلاح حزب الله تردید دارد و اسرائیل ممکن است تاوان مقابله با حزب الله را بپردازد.





