احمد زیدآبادی در کانال تلگرامی خود نوشت: چقدر دوست دارم روال زندگی و سیاست به پایان برسد و وقت آزاد داشته باشم تا کتابی به اندازه و حجم «نور زمین» درباره مولا علی بنویسم.
علی فردی همه جانبه و جامع بود. او چیزی نمی گفت و کاری نمی کرد مگر اینکه عمیقاً در مورد منشأ و ابعاد و تأثیر آن کلمه یا عمل فکر کرده باشد.
یاد و خاطره سید محمود طالقانی زنده باد. در چند ماهی که فرصت خطبه در یک مراسم دعای دانشگاه تهران را پیدا کرد، سخنرانی اصلی او تبیین نگرش سیاسی و نوع سیاست علی بود.
گویی طنین آن صدای گرم و گیرا و نافذ و دلنشین هنوز در فضا می پیچد که به قول مولا علی فریاد می زند:
«الامین و الشمال گمراهند و راه وسط راه است».
(به راست و چپ – افراط و تفریط – گمراهی است! صراط مستقیم، راه تعادل و اعتدال است).
بعد از طالقانی کمتر کسی با آن صدای سوزان و آموزه هایش از علی و معارفش صحبت کرد و کم کم کار به دست مبلغان و وعاظی افتاد که خودشان هیچ شناخت و شناخت واقعی از علی نداشتند و به حسب فطرتشان، علی را مبنای مبالغه عقلانی و محاسبات قدرت مدار سیاسی قرار دادند!
به این ترتیب علی نه تنها فراموش شد، بلکه کاملاً تحریف شد و همین امر بهانه ای را به اسلام ستیزان منفور داد تا ذهن مخاطبان درمانده خود را به انواع تهمت ها آلوده کنند.
این داستان بسیار دردناکی است و به قول فردوسی بزرگ «حکایتی است پر از اشک»! که باید به موقع توضیح و توضیح داده شود و امیدوارم به زودی زمان آن فرا برسد.
باز هم هدف از این نوشته رساندن نصایح و نصایح ملا علی به والی خود در ایران در زمان انتصاب و اعزام وی به سرزمین مأموریت است:
عدالت را رعایت کنید و از ظلم و ستم برحذر باشید، زیرا ظلم رهایی را به ارمغان می آورد و ظلم شمشیر را باز می گرداند!
(عادلانه رفتار کنید و از اعمال زور و ظلم و انتقام و ظلم بپرهیزید، زیرا زور و ظلم باعث آوارگی و بیرون راندن مردم از وطن می شود و ظلم به شمشیر می انجامد!)
غزلیات نهج البلاغه شماره ۴۷۶.





