به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، جدایی از والدین یکی از اولین تجربه های مهم استقلال در زندگی کودک است. تجربه ای که اگرچه به مرور زمان برای بسیاری از کودکان آسان می شود، اما در روزهای اول می تواند با گریه، نگرانی و مقاومت همراه باشد. ورود به مهدکودک یا مدرسه کودک را با یک سری تغییرات مواجه می کند. محیط جدید، افراد ناآشنا، قوانین جدید و دوری از چهره ها که منبع اصلی امنیت اوست.
در چنین شرایطی، واکنش بزرگسال تنها یک پاسخ ساده به گریه کودک نیست، بلکه می تواند بر درک او از محیط جدید تأثیر بگذارد. کودکی که در رفتار والدین احساس اضطراب یا عدم اطمینان می کند، ممکن است جدایی را تهدیدآمیزتر ببیند و از سوی دیگر، رفتار آرام و مطمئن والدین می تواند این پیام را منتقل کند که محیط جدید نیز قابل اعتماد است و جدایی یک رویداد موقت و قابل کنترل خواهد بود.
نقش مربی نیز از لحظه ورود کودک شروع می شود. استقبال صمیمانه، صدا زدن کودک به او، فرصت مشاهده محیط و سپس دعوت تدریجی او به فعالیت ها، می تواند حس کنترل و امنیت را افزایش دهد و در این میان، پذیرش احساسات کودک بسیار مهم است، زیرا هدف این نیست که او گریه اش را متوقف کند یا ناراحتی را پنهان کند، بلکه هدف کمک به او در شناخت و مدیریت تدریجی این احساس است.
با این حال، همه اضطراب جدایی را نمی توان به روزهای اولیه مهدکودک یا مدرسه نسبت داد. هنگامی که اضطراب شدید و مداوم می شود، حضور کودک در محیط آموزشی را مختل می کند یا با علائمی مانند مشکلات خواب و شکایات جسمی مکرر همراه می شود، لازم است که موضوع فراتر از یک دوره سازگاری طبیعی دیده شود و یک ارزیابی تخصصی در نظر گرفته شود.
وقتی مهدکودک و مدرسه به میدان اضطراب تبدیل می شود. والدین و معلمان چه می کنند؟
پژمان عقدک، پزشک و سخنگوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان وی در گفت و گو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت، با بیان اینکه برای کنترل و مدیریت اضطراب جدایی در کودکان، والدین باید اضطراب و نگرانی خود را نیز مدیریت کنند، گفت: کودکان به خوبی می توانند اضطراب و بلاتکلیفی والدین را از لحن صدا، نحوه رفتار و حتی حالات چهره خود تشخیص دهند، بنابراین آرامش والدین در زمان جدایی می تواند نقش مهمی در ایجاد احساس امنیت در کودک داشته باشد.
وی با بیان اینکه توصیه هایی برای مربیان و مربیان وجود دارد، افزود: بهتر است هنگام ورود کودک به مهدکودک یا مدرسه با چهره ای آرام و رفتاری گرم از او استقبال کنید. همین رفتار ساده می تواند ورود به محیط جدید را برای کودک قابل پیش بینی تر و ایمن تر کند و همچنین بهتر است جدایی از والدین یک اتفاق کوتاه و طبیعی باشد یعنی به والدین فرصت خداحافظی داده شود و پس از آن معلم کودک را به سمت فعالیتی خاص و جذاب سوق دهد.
دکتر و سخنگوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با بیان اینکه احساسات کودک باید مورد قبول مربی نیز باشد، اظهار کرد: بهتر است به جای گفتن «گریه نکن» بگوییم «می دانم دلت برای مامان و بابا تنگ شده، من با تو هستم و دوستانت هم اینجا هستند». چنین جملاتی به کودک کمک می کند تا احساس کند در محیط جدید تنها نیست و افراد قابل اعتمادی در کنارش هستند.
عقدک ادامه داد: کودک مضطرب را نباید مجبور کرد که بلافاصله در یک فعالیت گروهی شرکت کند. بهتر است ابتدا فرصت مشاهده محیط، آشنایی با محیط جدید و احساس امنیت را داشته باشد و سپس به تدریج وارد فعالیت های کلاس شود. واگذاری یک فعالیت مورد علاقه یا حتی یک مسئولیت ساده مانند کمک به چیدمان وسایل اتاق می تواند توجه کودک را از موضوع جدایی به محیط جدید منتقل کند و در کاهش اضطراب او موثر باشد.
هر کودک سرعت متفاوتی برای سازگاری با محیط جدید دارد
وی با بیان اینکه باید از سرزنش، مقایسه کودک با سایر کودکان و به کار بردن عباراتی مانند «ببین بچه های دیگر گریه نمی کنند» خودداری شود، گفت: سرعت هر کودکی برای سازگاری با محیط جدید متفاوت است و مقایسه او با دیگران نه تنها باعث کاهش اضطراب می شود، بلکه می تواند احساس شکست، درماندگی و خجالت را در کودک افزایش دهد.
دکتر و سخنگوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان افزود: ارتباط منظم و مختصر معلم و اولیا نیز بسیار حائز اهمیت است. بهتر است والدین و مربیان اطلاعات خود را در مورد الگوی اضطراب کودک، هنگام شروع اضطراب و رفتارهایی که به آرامش او کمک می کند، با یکدیگر به اشتراک بگذارند. این هماهنگی باعث می شود کودک در خانه و محیط آموزشی با واکنش های متفاوت و متناقض مواجه نشود و روند سازگاری او با ثبات بیشتری دنبال شود.
عقدک با بیان اینکه باید توجه داشت که اضطراب جدایی در بسیاری از کودکان با حمایت مناسب و زمان کافی برای سازگاری به تدریج کاهش می یابد، افزود: هدف این نیست که کودک هنگام جدایی هرگز غمگین نشود. هدف این است که به تدریج یاد بگیرند که با این احساس کنار بیایند، احساس امنیت کنند و پس از مدتی به فعالیت های روزمره خود بازگردند.
وی خاطرنشان کرد: اما اگر اضطراب کودک پس از چند هفته ادامه یابد، بسیار شدید باشد، او را از رفتن به مهدکودک یا مدرسه باز دارد، با حملات شدید گریه، شکایات جسمی مکرر مانند دل درد و سردرد، اختلالات خواب یا نگرانی شدید همراه باشد، بهتر است موضوع با جدیت بیشتری پیگیری شود و والدین برای ارزیابی با پزشک مشورت کنند.
گذار کودک از اضطراب جدایی به جای تکیه بر حذف سریع گریه و بی قراری، مستلزم ایجاد یک تجربه ایمن و قابل پیش بینی است. کودک باید به تدریج بیاموزد که رفتن والدین به معنای از دست دادن او نیست و محیط مهدکودک یا مدرسه نیز می تواند مکانی باشد که افراد قابل اعتماد و فعالیت های لذت بخش باشد. رسیدن به این درک ممکن است برای کودکان مختلف زمان متفاوتی را ببرد.
به این ترتیب والدین و معلمان مکمل یکدیگر هستند. اگر خانه و محیط آموزشی واکنش های هماهنگ و آرام داشته باشند، کودک با پیام های متناقض مواجه نمی شود و فرصت بیشتری برای شکل گیری احساس امنیت خواهد داشت. حتی اقدامات ساده ای مانند خداحافظی واضح، استقبال گرم، اختصاص دادن یک فعالیت جذاب و اجتناب از سرزنش می تواند تجربه جدایی را برای کودک قابل تحمل تر کند.
از همه کودکان نباید انتظار داشت که با سرعت یکسان و یکسان سازگار شوند. مقایسه کودک مضطرب با همکلاسی هایی که بدون گریه وارد کلاس می شوند نه تنها کمکی به حل مشکل نمی کند، بلکه ممکن است احساس درماندگی و خجالت را نیز به اضطراب او بیافزاید. آنچه مهم است مشاهده روند تغییرات و حمایت کودک بر اساس نیازهای اوست.
اضطراب جدایی بخشی از رشد و استقلال کودک است، اما تداوم، شدت و تأثیر آن بر زندگی روزمره معیارهای مهمی برای تشخیص نیاز به پیگیری بیشتر است. اگر کودک نمی تواند برای مدت طولانی از والدین جدا شود یا اضطراب او با اختلال در مدرسه، خواب یا وضعیت جسمانی همراه است، مراجعه به پزشک می تواند منجر به روشن شدن علت و انتخاب راه مناسب برای کمک به کودک شود.
منبع : به گزارش میهن تجارت







