چرا امریکا معتقد است اسرائیل عامدانه هنیه را در تهران و در روزی خاص ترور کرده؟ / چه کسی از وقوع جنگ ناخواسته بین ایران و امریکا نفع می‌برد؟ / سه سئوال درمورد ترور‌های اخیر

پایگاه خبری تحلیلی میهن تجارت (mihantejarat.com):

آلون پینکاس در روزنامه هاآرتص نوشت: حملات هدفمند این هفته در بیروت و تهران سه سوال اساسی را در ذهن ایجاد می کند، از جمله اینکه چه کسی از وقوع یک جنگ گسترده منطقه ای سود خواهد برد؟

به گزارش سرویس بین الملل «میهن تجارت»، در ادامه آمده است: صرف نظر از عواطف انسانی، انتقام و خشم طبیعی، وحشت به طور کلی نمی تواند یک استراتژی یا یک سیاست باشد. این اقدامات همچنین به ندرت عناصر اساسی، پارامترها و پویایی یک درگیری را تغییر می دهد.

از منظر درگیری‌های کنونی، ترور شخصیت‌ها و فرماندهان اقداماتی تاکتیکی است و نمونه‌های بسیار کمی در تاریخ وجود دارد که پیامدهای استراتژیک داشته باشد، از جمله ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند، شاهزاده اتریشی در سال 1914، که آغازگر جنگ جهانی اول بود. .

قبل از پرداختن به شبهات، پرسش ها، ملاحظات یا تردیدها در مورد اثربخشی و مقرون به صرفه بودن ترورهای هدفمند اسرائیل، باید هشداری صریح و واضح داده شود: ترور فؤاد شکرین، فرمانده ارشد حزب الله در بیروت و هدف قرار دادن اسماعیل هنیه. رهبر سیاسی حماس در تهران، اقدامات موجهی است. اما سوال اینجاست که آیا این اقدامات هوشمندانه بوده است؟

هدف قرار دادن محمد ضیف، فرمانده نظامی حماس در نوار غزه در ماه گذشته در جریان جنگ یک موضوع است. با توجه به آزار و اذیت بی‌امان و شلیک موشک‌ها و پهپادها به اسرائیل، کشتن شاکار که به دلیل دست داشتن در کشتار صدها سرباز آمریکایی نیز تحت تعقیب ایالات متحده بود، نیز در همین مقوله قرار می‌گیرد.

اما ترور هانیه در تهران پس از مراسم تحلیف رئیس جمهور جدید ایران داستانی کاملا متفاوت است. این اقدام هیچ ربطی به عدالت، انتقام و سازش سیاسی ندارد. چنین اقدامی به معنای دامن زدن به تشدید شدید تنش است.

این منجر به دو توضیح احتمالی می شود: اینکه اسرائیل در این مورد تحلیلی جدی برای ارزیابی ریسک انجام نداده و بیشتر تحت تأثیر یک هیجان لحظه ای بدون در نظر گرفتن پیامدهای بعدی آن قرار گرفته است. یا برعکس، اسرائیل عمداً به تنش دامن می زند به این امید که رویارویی با ایران پای ایالات متحده را به این درگیری باز کند و بنیامین نتانیاهو را حتی از فاجعه امنیتی هفتم اکتبر که هنوز به آن واکنشی نشان نداده است دور کند.

شدت و شدت و سرعت تحولات خاورمیانه در 10 ماه گذشته به حدی بوده است که در حین نوشتن احتمال و پتانسیل افزایش تنش یا زمانی که شما در حال خواندن این مقاله هستید، منطقه ممکن است در گردابی قرار گیرد. چنین تنشی به طور گسترده ای گرفتار شده است.

ترورهای انجام شده در این هفته سه سوال اساسی را مطرح می کند:

اولاً، چرا اسرائیل به جای شروع یک جنگ تمام عیار علیه غزه و انداختن 907 کیلوگرم بمب و تخریب محله ها، این اقدامات را قبل از مذاکره برای آزادی گروگان ها انجام نداد؟ اگر اسرائیل می تواند در فاصله 2 هزار کیلومتری مرزهای خود یک عملیات اطلاعاتی دقیق و بدون نقص انجام دهد، چرا باید 10 ماه کل غزه را بمباران کند؟

ثانیاً با توجه به اینکه اسرائیل هیچ طرح و چارچوب سیاسی برای غزه ندارد، این اقدامات از نظر تغییر موازنه و روند تحولات چه دستاوردی داشته است؟

ثالثاً آیا افزایش تنش اجتناب ناپذیر است و آیا اسرائیل برای آن آماده است و آیا می تواند از آن بهره مند شود یا خیر؟

بیایید کمی عمیق تر و فراتر از احساسات غریزی در مورد دو ترور اخیر در تهران و بیروت فکر کنیم. چنین اقداماتی به چه اهداف ممکنی می تواند دست یابد و پیامدهای احتمالی آنها چیست؟ جایگزین این اقدام چه می تواند باشد؟

اسرائیل می تواند هنیه را در هر نقطه از خاورمیانه ترور کند. اما او در سفر خود به تهران برای شرکت در مراسم تحلیف رئیس جمهور جدید ایران، عمدا تصمیم به انجام این کار گرفت. این اقدام جسورانه نیست، بلکه تحریک آمیز به معنای واقعی کلمه است.

اگر ایده اصلی نشان دادن نقاط ضعف ایران بود، ماموریت موفق بوده است. اما یک “اما” در این بین وجود دارد.

اسرائیل هیچ گزینه دیگری برای ایران باقی نگذاشته است جز اقدام تلافی جویانه که میزان آن برای هیچکس مشخص نیست. اما اسرائیل با به تعویق انداختن تصمیم برای تشدید تنش به ایران، «ابتکار تشدید تنش» را نیز به ایران واگذار کرده است. این حرکت می تواند یک سیاست مشروع باشد مگر اینکه ایران چنین دیدگاهی نداشته باشد.

اسرائیل دو موفقیت تاکتیکی داشته است، اما از دیدگاه تهران، اسرائیل در موقعیت راهبردی نامناسب، محاصره گروه‌های نیابتی ایران، با محکومیت جهانی و منزوی بدون برنامه ژئوپلیتیک قرار گرفته است. در این زمینه، ایران باید تصمیم بگیرد که آیا واقعاً می‌تواند تشدید تنش پس از یک اقدام تلافی‌جویانه را مدیریت کند یا خیر.

بدترین سناریوی ممکن برای ایران تشدید تنش به گونه ای است که پای آمریکا را به وسط بکشد. اگر آمریکا حتی با اکراه وارد این درگیری شود و به منافع ایران حمله کند، سرمایه اصلی این کشور که در آستانه «اتمی شدن نظامی» قرار دارد، تضعیف خواهد شد.

اینجاست که داستان جذاب تر می شود. چه کسی آن نوع تنش را نمی خواهد؟ ایالات متحده که سیاست خارجی موقتش اکنون باید بازنگری شود و ایران که آشکارا فرسایش و درگیری با شدت کم را ترجیح می دهد.

چه کسی از یک جنگ گسترده سود می برد؟ نتانیاهو و به همین دلیل است که عقل متعارف در واشنگتن در 36 ساعت گذشته به این نتیجه رسیده است که اسرائیل عمداً هنیه را در آن روز در تهران ترور کرده است.

اینکه این تحولات در این مقطع حساس به چه سمت و سویی خواهد رفت، موضوع گمانه زنی های بسیاری است. اما یک موضوع بدیهی است و آن این است که اگرچه فکر ترور هنیه موجه بود، اما «تشدید» تنش در آن موج می زند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *