بعدی- درویش را یکی از مشهورترین شاعران عرب و چهره ماندگار ادبیات پایدار می دانند. او در 13 مارس 1941 در روستایی در فلسطین به دنیا آمد. درویش بیش از 20 مجموعه شعر داشت و همین اشعار نشان می دهد که او به عنوان شاعر و نویسنده ای پویا از اثری به اثر دیگر مسیری را به سوی کمال طی کرده است.
بر اساس گزارش فردا، محمود درویش عاشق ریتا (دختر اسرائیلی) شد و به او نوشت: «من برخلاف قبیله و وطن و اعتقاداتمان عاشقت شدم، اما می ترسم ناامیدم کنی» اما بعدا متوجه شد که ریتا یک جاسوس اسرائیلی بود، او به او نوشت: «من احساس میکنم وطنم دوباره اشغال شده است، ممکن است برای شما یک چیز بیاهمیت باشد، اما قلب من بود.
در این گوشه از تاریخ، مردی از خاک و زیتون برخاست. محمود درویش، فرزند روستایی که خورشید بر آن می تابد، اما گلوله های آتش آن را در سایه غربت و تباهی فرو می برد، شاعری بود که زخم های جانش را در صدای کلامش جلوه می داد.
درویش در شش سالگی زیر باران آتش زادگاهش را ترک کرد و این اولین مهاجرت، جاودانگی او را رقم زد. درویش صدای تبعیدیان بود; صدای کسانی که زیتون هایشان را بردند، اما هنوز شاخه ای در دست داشتند. امید در میان درد.
درویش خانه شعری بین غربت و وطن ساخت. شعری که دیوارهایش مقاومت بود و پنجره هایش به سوی صلح باز شد. شعر او آینه ای بود که درد یک ملت و زیبایی رویاهای انسان در آن منعکس می شد. زمانی که عرفات در مجمع عمومی سازمان ملل با خواندن سخنان درویش صدای درویش را به گوش جهانیان رساند، شاعر نماد امید و ثبات شد. سخنان او نه تنها مرهمی بر زخم های فلسطین بود، بلکه فراخوانی جهانی برای عدالت بود.
محمود درویش، مهاجری از دیار شعر، در هر کلامش نور آزادی می تابد. در هر هجرت، پاره ای از جانش را به جا می گذاشت، اما در دل شعر، دنیا را تسخیر می کرد; و چه زیباست که شاعر می گوید: شاید یک شب، زیتون ما دوباره سبز شود.





