سایه‌روشنِ مذاکرات – به گزارش میهن تجارت

سایه‌روشنِ مذاکرات - ایمنا

به گفته خبرگزاری IMNA ، جایی که ترانه های زیاد مذاکره از دهان مقامات ایالات متحده شنیده می شود ، سایه های تهدید و انکار در هر جمله سنگین است ، نه یک مکالمه ، بلکه بیشتر شبیه یک راز با قطعات از دست رفته انصاف و واقعیت است. در چنین فضایی ، دور جدیدی از مذاکرات ، به عنوان سید عباس اراکچی ، “یکی از حرفه ای ترین مذاکرات” برگزار شد زیرا هوای رم از بی اعتمادی غرق شد.

چهار ساعت مکالمه غیرمستقیم ، در میان لایه های پیچیدگی و زبان های تکراری ، کافی بود تا عراق را صریحاً اعلام کند: “ما روی مواضع خود ایستاده ایم و اکنون درک روشنی از مواضع ایران از طرف آمریکا وجود دارد.” شاید این شفافیت ، به جای اینکه ثمره دیپلماسی باشد ، محصول اصرار بر ملتی بود که برای دفاع از حقوق خود بازی دوگانه ای انجام نمی دهد.

آمریکایی ها اما ، هنوز هم در بازی با دو سکه ظاهر می شود. از یک طرف ، با سخنرانی صمیمانه در پشت درهای بسته و دیگری با عناوین مغرضانه در رسانه های جهانی. این تناقض آشکار باعث شد هیئت ایران با بی میلی و محتاطانه ؛ به نظر می رسید که آنها می دانستند که مقصد یک گفتگوی صمیمانه نیست ، بلکه یک زمینه آزمایشی دیگر برای اندازه گیری میزان تسلیم است.

با این حال ، عراق اعلام کرد ادامه مذاکرات و کارهای تخصصی. شاید به این امید که گره های نابینا ، نه با چرخش عناوین ، با درک متقابل و رها کردن باز شوند. و در ساعت 4:50 بعد از ظهر ، وزیر امور خارجه عمان بدر البوسیدی با لحنی محتاطانه گفت: دور پنجم مذاکرات با “پیشرفت ، هرچند قطعی نیست” به پایان رسید.

وی از انتقال به توافق “ماندگار و افتخارآمیز” صحبت کرد. ایده آل ، گرچه صادقانه در مسقط ، هنوز هم در آینه آمریکایی ها گرد و غبار است. زیرا عزت در مذاکره به چیزی فراتر از امضای و بیانیه نیاز دارد. صداقت در اهداف ، احترام به حق و جلوگیری از سیاست قدیمی “خنده و خنجر” که سالها در غرب بوده است ، راهی برای حاکمیت شده است.

2 -چرخش در 2 ساعت

هنگامی که سیاسی شدن فقط به کمتر از یک روز “گفتگوی مبتنی بر تأیید” به “امکانات غنی سازی کاملاً برچیده شده” می رسد ، دیگر نمی توان نام این رفتار را “دیپلماسی” نامید ، بلکه بیشتر شبیه یک مانور روز است که در آن حقیقت قربانی تضاد است.

تعدد صریح مواضع آمریکایی نه تنها به مذاکره کنندگان ایرانی بلکه حتی افکار عمومی بین المللی نیز شگفت زده و اعتراض کرده است. حال ما باید بپرسیم: آیا ایالات متحده از ابتدا قصد داشت به دو زبان صحبت کند؟ یا آیا در مقابل فشارهای لابی و تل آویو یکی یکی است؟

در ابتدای مذاکرات ، موضع رسمی ایالات متحده چیزی بیش از حد محدود برای غنی سازی حداکثر 4.9 درصد نبود ، در همین زمان ، نماینده ویژه ترامپ دولت ترامپ در خاورمیانه و یک دونالد وفادار دیرینه در مصاحبه با فاکسنوز اعلام کرد که مذاکرات بر اساس برنامه است. او حتی دلالت داشت که پذیرش سطح محدود غنی سازی توجیه شده است.

اما فقط چند ساعت بعد ، گویی کسی در تاریکی و اتاق ناشناس نقشه جدیدی روی میز دارد. WITCAF ، بدون هیچ گونه اشاره ای به موقعیت قبلی خود ، خواستار حذف کامل زیرساخت های غنی سازی ایران از سانتریفیوژها تا حتی “یک درصد از توانایی غنی سازی” شد. وی در مصاحبه با ABC در تاریخ 5 ماه مه گفت: “ما حتی یک درصد از توانایی غنی سازی را نمی توانیم بپذیریم ، زیرا غنی سازی راه را برای اسلحه باز می کند.”

این موقعیت جدید ، یا بهتر از این ، حذف شده کاملاً مطابق با سخنان ترامپ بود. همان رئیس جمهور که بارها تأکید کرده است: “ایران نباید سلاح هسته ای داشته باشد” ، اما هرگز نگفت که ایالات متحده با ده ها کلاهک هسته ای می تواند خلع سلاح شود.

بر خلاف این بازی چند لایه و متناقض ، ایران صریحاً از حق قانونی و خاص خود دفاع می کند. وزیر امور خارجه عباس اراکچی و رئیس هیئت مذاکره کننده کشور ما موضع تهران را واضح و غیرقابل قبول توصیف کردند. وی تأکید کرد که غنی سازی بخشی جدایی ناپذیر از برنامه مسالمت آمیز هسته ای جمهوری اسلامی ایران است و طبق پیمان NPT ، هیچ قدرتی حق ندارد ایران را از این حق محروم کند. در همان روز ، عراق به تمسخر ویتكف پاسخ داد: “انتظارات عدم اطمینان مذاكرات را متوقف می كند. غنی سازی در ایران ادامه خواهد یافت ؛ با یا بدون توافق.”

ایده “توافق بهتر” ؛ توما که ممکن است گران باشد

از همان روزهایی که دونالد ترامپ ، در کاخ سفید فتح کرد و با تکیه بر صندلی قدرت ، او صدای “توافق بهتر” با ایران را تغییر داده است. اما این شعار دلهره آور به زودی چهره واقعی خود را نشان داد: نه توافق در مورد صلح ، بلکه یک تلاش خام و بلندپروازانه برای تحمیل خواسته هایی است که فقط در ذهن جنگ سالاران وی معنی دارد.

ترامپ و حلقه اطراف او چیزی در این بیان باقی نگذاشته اند. از حذف کامل امکانات غنی سازی ایران ازلانز و فوردو تا اصفهان و اراک تا نابودی همه سانتریفیوژها. اهدافی که نه تنها فراتر از سقف محدودیت در براجام ، بلکه رسماً همان سیاست “حداکثر فشار” را نشان می دهند. یک سیاست مکرر ناکام ، اما هنوز هم در “توافق جامع تر” برای تجدید نظر در افکار عمومی آمریکا ، به ویژه در رقابت داخلی پیچیده است.

اما حقیقت این است که “توافق بهتر” در ترامپ چیزی نیست جز یک تسلیم کامل. توافقی که قرار است با هدف حمایت مالی رژیم صهیونیستی ، برنامه هسته ای ایران ، بلکه استقلال اقتصادی آن نیز انجام شود. با نگاهی به شخصیت سیاسی و سیاسی ترامپ ، می توان جاه طلبی های اقتصادی وی را نیز مشاهده کرد: رویای دسترسی به بازار انرژی ایران ، زیرساخت های زیرساخت ها و تبدیل ایران به یک حیاط خلوت تجاری جدید ایالات متحده ، همه پیشنهادی که “توافق” نامیده می شود ، اما مورد سوء استفاده قرار می گیرد.

همه اینها ، اما یک مانع جدی وجود دارد: مقاومت ایران. وزیر امور خارجه عباس اراكچی و فرمانده حوزه مذاکره بارها تأکید کرده اند که غنی سازی یک امتیاز برای چانه زنی نیست ، بلکه یک حق طبیعی و غیر انتقال است. حقی که خودآگاهی انرژی و استقلال اقتصادی کشور را تضمین می کند و در چارچوب پیمان NPT شناخته می شود. هر توافقی که این حق را تهدید کند ، قبل از اینکه به کاغذ بیاید ، در ذهن ملت ایران رد می شود.

با این حال ، شعار “توافق بهتر” ترامپ ، به جای یک افق واضح ، شبیه یک معجزه سیاسی است که با توهم برتری و فشار رسانه ای ساخته شده است. معجزه ، که ممکن است در نظر رأی دهندگان آمریکایی باشد ، اما در حوزه واقعیت ، تنها چیزی که به کاخ سفید می دهد ، شکست های تکراری و بحران های جدید است.

آمریکا به دنبال توافق بهتر از Brjam است

مهداد نجفی در مصاحبه ای با گزارشگر IMNA گفت: “این دو طرف در مذاکرات خط قرمز دارند.” از طرف ایالات متحده ، خط اصلی قرمز عدم غنی سازی در ایران است ، در حالی که ایران بر تأکید بر غنی سازی در سطح غیرنظامی به عنوان یک اصل تأکید می کند. این دو خط قرمز در یک نقطه در هم تنیده شده اند. مشخص نیست که هر طرف تا چه اندازه در موقعیت های خود بایستد ، هنوز مشخص نیست ، اما آنچه مسلم است این است که طرف ایران مرزها و مرزهای خود را کاملاً تعریف کرده است. درک من از مجموعه اظهارات در مورد مذاکرات این است که ایران صریحاً اظهار داشته است که غنی سازی باید در داخل کشور حفظ شود.

وی افزود: “البته ، در چه سطح غنی سازی ، و تحت چه نوع نظارت ادامه خواهد یافت ، این موضوعی است که می توان مذاکره کرد.” اما اصل غنی سازی در ایران باید حفظ شود. حتی اگر کنسرسیوم تشکیل شود ، فعالیت آن باید در داخل ایران انجام شود. این برداشتی است که من از فضای کلی نظرات در مورد مذاکرات دارم.

این متخصص گفت: “دقیقاً آنچه بین مذاکره کنندگان تبادل می شود ، معمولاً در رسانه ها به وضوح منعکس نمی شود و تجزیه و تحلیل آن نیاز به داده ها و کدهای دقیق تر دارد.” اما طرف آمریکایی تا چه اندازه آماده عقب نشینی است ، بستگی به این دارد که چه فرصت هایی را برای ایران برای تأمین ایالات متحده فراهم می کند تا بتوانند یک دستاورد قانع کننده را برای افکار عمومی داخلی و همچنین چهره های رادیکال در ایالات متحده بدست آورند و حتی اگر به دست بیاید ، توافق بهتری دارند. در غیر این صورت ، از دیدگاه جمهوریخواهان ، هیچ توافقی نخواهد بود.

نجفی ادامه داد: “اگر ایالات متحده نتواند جمهوریخواهان سخت را متقاعد کند ، هیچ توافقی نخواهد بود.” از آنجا که وقتی ترامپ کارگزاری را ترک کرد ، امیدوار بود که در آینده آنها بتوانند توافق طولانی تر و قوی تری با ایران نتیجه بگیرند. بنابراین اکنون آنها به توافق نیاز دارند که می تواند به عنوان “توافق بهتر از کارگزاری” معرفی و ترویج شود. در نهایت ، غنی سازی ممکن است در ایران باقی بماند ، اما ممکن است محدودیت ها و نظارت بر کارگزاری تشدید شود.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی