داده های برنامه نویسی در زمستان فقط یک هشدار نیست ؛ این گزارش ها آینه آینه ای از نتیجه سیاست صنعتی ایران در سالهای اخیر است. سیاستی که به جای آن بر اساس مزیت رقابت جهانی ، مبتنی بر تثبیت قیمت ، مداخله گرامری و نگاهی کوتاه مدت به ارائه منابع اساسی است.
گزارش های فصلی از شرکت های سهام که در چند هفته گذشته یکی پس از دیگری در سیستم برنامه نویسی منتشر شد ، نمای نسبتاً متفاوتی از واقعیت های اقتصادی ایران را به تصویر کشید. در حالی که برخی از صنایع کوچک توانسته اند صورتهای مالی مثبتی را ارائه دهند و امید به شرکت کنندگان در بازار داشته باشند ، صنایع بزرگتر ، به ویژه فولاد و پتروشیمی ، با سابقه ضعیف تر مورد استقبال قرار گرفته اند. این وضعیت عمدتاً برای یک سیاست سازنده پیام روشنی دارد: سازوکارهای تولید و پشتیبانی از صنایع بزرگ نیاز به بررسی های فوری و اساسی دارند.
زمستان 2 برای صنعت مادر یک فصل تلخ بود. کاهش جهانی در قیمت های فولاد ، تداوم قطعی انرژی و افزایش هزینه های تولید باعث افزایش فشار بر روی شرکت هایی شده است که تا چند سال ستون فقرات اصلی بازار سهام بوده اند. با این حال ، اکنون ، همان شرکت ها سیگنال های هشدار دهنده را به سرمایه گذاران ، دولت و بازار می فرستند. شاید مهمترین شگفتی های زمستان عملکرد ضعیف برخی از نمادهای فولادی باشد. فولاد ، که زمانی به سهامداران می داد ، حتی در حین تحریم ، با صادرات و مزیت نسبی انرژی ، اکنون حتی در صورتهای مالی آنها نیز آسیب دیده است. کاهش قیمت های جهانی فولاد ، همراه با افت قابل توجه در تولید و فروش ، تأثیر افزایش نرخ دلار را خنثی کرد.
مطالعات نشان می دهد که درآمد شرکت های فولادی در ماه مارس فقط در مقایسه با ماه مارس 5 ٪ افزایش یافته است و کل درآمد زمستان در مقایسه با زمستان سال تنها 2 درصد افزایش یافته است. کسی که نه تنها با تورم داخلی هماهنگ است ، بلکه رکود جدی در صنعت است. سرمایه گذارانی که فولاد را به عنوان یک پناهگاه در معرض خطر تشخیص داده اند ، اکنون با سؤالات زیادی روبرو هستند: آیا این فولاد هنوز یک صنعت پیشرانه در اقتصاد ایران است؟
پتروشیمی ها یا سرماخوردگی نکردند. اگرچه برخی از شرکت های پایین دست عملکرد نسبتاً قابل توجهی را نشان داده اند ، اما چالش کلی صنعت با چالش های جدی روبرو است. رشد مداوم قیمت گاز ، هزینه های تأمین خوراک ، محدودیت های صادرات و عدم وجود افق روشن برای قیمت گذاری محصول باعث شده است که بسیاری از شرکت های پتروشیمی باعث کاهش حاشیه سود شوند. در حالی که دولت هنوز در تعیین نرخ خوراک از واقعیت های بازار جهانی دور است. تصمیمی که در دراز مدت می تواند سرمایه گذاری در این زمینه را غیر سودآور کند. دلیل دیگر کاهش ملموس در عملکرد زمستانی شرکت ها ، بحران انرژی است. زمستان که قرار بود فصلی برای بهبودی باشد ، به دلیل افت فشار مکرر برق و فشار گاز ، به ضعف جدیدی برای صنایع تبدیل شد. بسیاری از خطوط تولید به دلیل کمبود انرژی مجبور به متوقف کردن یا کاهش ظرفیت شدند. این توقف ها هم هزینه شرکت ها را افزایش داده و توانایی پاسخگویی به تعهدات داخلی و خارجی را محدود می کند.
عملکرد ضعیف صنایع بزرگ زمستانی ، به جای صرفاً نتیجه بازار جهانی یا تحریم ها ، نتیجه مجموعه ای از تصمیمات و ناکارآمدی در ساختار داخلی است. اکنون که حتی صنایع فولادی و پتروشیمی – دو نماد سنتی از قدرت اقتصادی ایران – در صورتهای مالی خود پیام هشدار دهنده ای صادر می کنند ، زمان آن رسیده است که سیاست گذار سیاست اقتصادی اصلاحات جدی را انجام دهد. اول ، تعیین نرخ انرژی باید بر اساس مزایای رقابتی و توسعه کشور باشد. انرژی ارزان برای همه امکان پذیر نیست ، اما انرژی رقابتی یک ضرورت برای صنعت مادر است. دوم ، دولت باید با جلوگیری از مداخله در قیمت گذاری محصول ، بازارها را بر اساس عرضه و تقاضا انجام دهد. سوم ، تأمین صنعت برق و گاز نباید به بحران های فصلی و تصمیمات مقطعی بستگی داشته باشد. برنامه بلند مدت برای زیرساخت های انرژی بسیار مهم است.
بازار سهام با وجود رشد شاخص ، در هفته های اخیر پاسخ محتاطانه به گزارش های فصلی داشته است. بسیاری از نمادهایی که گزارش ضعیف منتشر کرده اند ، یا با افت قیمت روبرو شده اند یا کاهش یافته اند. در مقابل ، برخی از صنایع کوچک ، به ویژه شرکت های غذایی ، داروسازی یا حتی بخش هایی از صنعت سیمان ، قادر به ارائه گزارش هایی فراتر از انتظارات بودند. این واگرایی انتظارات بین سهامداران را نشان می دهد. هیچ کس دیگری در صنعت “بزرگ” سرمایه گذاری نکرده است.
توجه به این نکته حائز اهمیت است که برنامه نویسی آینه ای فراتر از یک سیستم اطلاعات مالی ، آینه ای از عمق تحولات بازار است. هنگامی که زمستان کدال با هشدار و ضرر همراه است ، یعنی مکانیسم های اقتصادی باید تجدید نظر شوند. ضعف عملکرد صنایع بزرگ در زمستان فقط یک رویداد متقابل نیست. این می تواند عواقب گسترده تری در ساختار بازار سرمایه ، سیاست های صنعتی و جهت گیری سرمایه گذاری در کشور داشته باشد. در این دهه ، بخش قابل توجهی از ارزش بورس ایران بر روی شانه های چندین صنایع بزرگ و جزئی از تولیدات بود. این صنایع با مزایایی مانند دسترسی به انرژی ارزان ، موقعیت جغرافیایی صادرات با محوریت صادرات و ظرفیت های تولیدی بالا ، همیشه نمادهای “پایدار” در بین سرمایه گذاران بوده اند ، اما با از بین بردن تدریجی برخی از این مزایا ، بازار سرمایه اکنون در آستانه تکامل ساختاری است.
کاهش سودآوری و افزایش ریسک در صنعت والدین ، صندوق های سرمایه گذاری ، شرکت های سبد و بازیگران حرفه ای مجبور شده اند که دوباره سبد های خود را به صنایع چابک یا با محوریت بیشتر بپردازند. در دراز مدت ، این می تواند ساختار سنتی شاخص سهام را تبدیل کرده و شاخص نشانگرهای جدید یا جدید را به ابزارهای اصلی تجزیه و تحلیل بازار تبدیل کند.
با سودآوری شرکتهای بزرگ ، دولت نیز با چالش انتقال یا عرضه سهام شرکتهای نیمه دولتی روبرو خواهد شد. بازار رفتار محافظه کارانه را برای عرضه هایی نشان می دهد که دیدگاه چشمگیر چشم از سودآوری ندارند. یعنی تأمین مالی از طریق بازار سرمایه برای پروژه های بزرگ دولتی نیز مانع است.
همچنین ، با کاهش سودآوری در صنایع سنتی ، برخی از صنایع سبک یا نوآورانه مانند پزشکی ، فناوری ، کشاورزی صنعتی یا فن آوری ها توانسته اند مکان بهتری در ذهن سرمایه گذاران پیدا کنند. این تغییر ، هر چند تدریجی ، می تواند راه تأمین مالی و تخصیص منابع در بورس اوراق بهادار ایران را برای سالهای آینده تغییر دهد. کاهش صنایع بزرگ به همان اندازه که حمایت دولت ، معافیت مالیاتی ، امتیازات انرژی و اعتبار سنجی بانکی همیشه به این بخش ها اختصاص یافته است ، رخ داده است. این سؤال اکنون جدی تر از همیشه است: آیا تخصیص این منابع هنوز توجیه شده است؟ یا آیا زمان آن رسیده است که سیاست های حمایتی کارآمدتر و هدفمندتر به صنایع چابک ، کم هزینه و صادراتی منتقل شود؟
داده های برنامه نویسی در زمستان فقط یک هشدار نیست ؛ این گزارش ها آینه آینه ای از نتیجه سیاست صنعتی ایران در سالهای اخیر است. سیاستی که به جای آن بر اساس مزیت رقابت جهانی ، مبتنی بر تثبیت قیمت ، مداخله گرامری و نگاهی کوتاه مدت به ارائه منابع اساسی است.
اگر سیاست گذاران بخواهند روی صنایع بزرگ و انرژی تمرکز کنند ، باید همان تعهد را برای اطمینان از زیرساخت های انرژی ، به روزرسانی فناوری تولید و پشتیبانی از بازار صادرات داشته باشند ، در غیر این صورت باید یک استراتژی چند جهته به طور همزمان توسعه یابد. دادن اگر چشم باز نشود ، ممکن است سهام سهام نیز در سرما باقی بماند.
منبع: دنیای اقتصاد





