مباحث زیادی در کتابهای تاریخ برای ثبت جنگ دوازده روزه وجود دارد. از دفاع وحشیانه رزمندگان و متهمان شجاع در برابر حملات دشمن به موشک هایی که هزاران کیلومتر به اسرائیل سفر کرده اند تا شهدای جنگ و صحنه های همدلی و وحدت و همبستگی را که همیشه در حافظه جمعی ما ثبت شده است ، به یاد بیاورند.
طبق گفته های تجاری News ، در آن روزها ، هیچ کس حاضر نبود به واقعیت جنگ نگاه کند و به نام دفاع از میهن در کنار ایران نخواهد ایستاد. مشاغل هرکدام به فقه و صدای داخلی آمدند و سعی کردند گوشه ای از کار را بدست آورند تا به سمت مردم و امور کشور حرکت کنند. حتی اگر اینترنت قطع شده بود ، مشاغل نوآورانه و استارتاپ ها به عهد با مردم پایبند بودند.
توپ در زمین بانک مرکزی است
در همین حال ، سکوهای فروش و فروش طلا ساخته شده از آب پیچیده تر بودند. در آغاز جنگ ، بانک مرکزی در تماس تلفنی به سیستم عامل های طلای آنلاین اعلام کرد که بنادر پرداخت این مشاغل بسته می شود و بنادر را با توجه به وضعیت عادی می کند. قولی که احتمالاً باید هفت روز بعد برآورده شود ، اما به دلایلی که هیچ کس دقیقاً نمی داند ، دو روز طول کشید. در حقیقت ، بانک مرکزی دارایی 5 میلیون سیستم عامل آنلاین را مسدود کرده است و تاکنون کسی آن را نگرفته است. با این حال ، بازار سرمایه بلافاصله پس از آتش بس شروع شد و بازار سنتی طلا فعالیت خود را در همان روز از سر گرفت. اگرچه بانک مرکزی اعلام کرده بود که به محض باز شدن بازار سرمایه ، دروازه های سیستم عامل های طلای آنلاین را باز می کند ، اما مشخص نیست که چرا و به چه دلیلی این قول به مدت هفت روز عقب مانده است. جالب اینجاست که با مدیران و مسئولان سکوهای طلای آنلاین و حتی مقامات اتحادیه تجارت تجاری که از ابتدای بحران محدودیت های عروس های طلایی را دنبال کرده اند ، آنها دقیقاً نمی دانند چه اتفاقی برای بانک مرکزی افتاده و اواخر بنادر را بازگشایی می کند. مقامات وزارت اقتصاد و وزارت اقتصاد گفته اند که آنها چیزی برای باز کردن و پرتاب توپ به بانک مرکزی ندارند. واقعیت این است که مقامات بانک مرکزی باید افکار عمومی را به عهده بگیرند که چرا آنها وظایف خود را به درستی انجام نداده اند. در طول بیش از یک ماه ، هنگامی که سکوت و انفعال بانک مرکزی غالب شد ، خود مشاغل بودند که بار سنگین بحران را در خط مقدم به وجود می آورند.
فلج اقتصاد دیجیتال
بسیاری از سیستم عامل های طلا ، به ویژه Milli ، بزرگترین بازیگر در این بخش از اقتصاد دیجیتال ، مجبور بودند از منابع داخلی و ذخایر خود برای شهرک های اساسی استفاده کنند تا اعتبار و پاسخگویی کاربران نگران و اضطراب را حفظ کنند. در حقیقت ، آنها وظیفه ای را انجام دادند که تنظیم کننده با تصمیم وی مختل شده است. اما راه حل پایدار نبود و با طولانی شدن بنادر ، این سکوها محدودیت نقدینگی داشتند و موج جدیدی از عدم اطمینان و نارضایتی راه اندازی شد. از طرف دیگر ، یک مدیریت رابطه کاربر وجود داشت. در حالی که نهاد مسئول نیازی به توضیحی نداشت ، سیستم عامل ها کار خود را انجام دادند و کاربران را از آخرین وضعیت آگاه کردند. آنها با استفاده از تمام ظرفیت های ارتباطی ، از اعلامیه های داخل برنامه تا شبکه های اجتماعی ، سعی کردند این مشکل را برای مخاطبان خود توضیح دهند که مسئولیت اصلی بحران بر بانک مرکزی است و خود آنها قربانی شده اند. به نظر می رسد این بحران بیش از یک چالش فنی یا مالی ، یک بحران اعتماد است. عملی که نه تنها بخشی از اقتصاد دیجیتال را فلج کرد ، بلکه پیام خطرناکی را نیز ارسال کرد که ناظر می تواند میلیون ها شهروند و سرنوشت صدها مشاغل را در هر زمان و بدون پذیرش مسئولیت به چالش بکشد و اعتماد عمومی را در اکوسیستم مالی دیجیتال تضعیف کند. علاوه بر این ، اصل بستن بنادر نیز یک اقدام غیرقانونی و نقض صریح قانون است.
ادعای شفافیت و فرار از پاسخگویی
اگر سیستم عامل های طلا به طور ضمنی پذیرفته شده اند تا بنادر را مطابق با الزامات و امنیت کشور ببندند ، به این معنی نیست که آنها تحت خواسته های بانک رفته اند و این موسسه اکنون می تواند روشی را برای محدود کردن هر زمان یا تأمین امنیت اقتصاد دیجیتال انجام دهد. به هر صورت ، بانک مرکزی مرتکب اشتباه شده است ، اما مقامات فکر می کنند هیچ کس ، نه افکار عمومی ، نه سیستم عامل و نه اتحادیه های تجاری مجازی و حتی وزارتخانه ها به شگفتی های روز پاسخ می دهند. یکی از شگفتی های روز نهادی است که ادعا می کند شفاف و در ارتباط با مشاغل است ، وقتی باید پاسخ دهد که چرا و چرا پورتال بنادر را به 5 روز تبدیل کرده است ، پاسخگو نیست و از شفافیت جلوگیری می کند. آیا سوالات مهم تری وجود دارد؟ در اصل ، سؤال این است که آیا به بانک مرکزی در برابر کاربران میلیون های متلاشی که در این مدت از دارایی های خود محروم شده اند ، پاسخ داده نشده است ، پس کدام موسسه و پاسخ مسئول؟ یا آیا بانک مرکزی فکر می کند که با سیستم عامل ها است؟ کسانی که به هر در برخورد کردند و برای حل و فصل موضوع وارد مسیرهای مختلفی شدند تا به یک بحران تبدیل نشوند. این بانک مرکزی بود که در را باز نکرد. آیا این موسسه با عقب نشینی بنادر بانکی نمی خواست سیستم عامل های طلایی را جمع کند؟
تمیز کردن صورت مشکل
رویکرد بانک مرکزی به سیستم عامل های آب آنلاین این است که این پرونده را پاک کند و پیامدهای اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی و اضافی آن فراتر از تخیل است. آیا بانک مرکزی چنان گزینه ای دارد که ما هنوز نمی دانیم؟ آیا بالاترین موسسه سیاست پولی این کشور می تواند مشاغل را که برای یک سال گذشته با کلیه سازمان های اجرای قانون ، نظارتی و امنیتی همکاری کرده اند ، قربانی کند و از سخت ترین استانداردها و استانداردها پیروی کرده است ، شدیدترین فیلترها را پشت سر گذاشته و گزارش های عملکردی گزارش شده است؟ یکی از شگفتی های سیاست اقتصاد دیجیتال این است که افراد کشور در سیاست بخشی از اقتصاد نشسته اند ، اما آنها فکر می کنند اگر 7 روز تا 7 روز شود ، آب آب نمی لرزد.





