در حالی که به گران قیمت روی میز مردم نگاه می کند ، تورم عمق خط تولید نه تنها باعث افزایش قیمت ها شده است ، بلکه کارخانه های این کشور را به آستانه بسته شدن سوق داده است. افزایش 5 درصدی شاخص قیمت تولیدی صنعت طی سال گذشته ، زنگ هشدار سنگین برای اقتصاد ایران است. به خصوص در مواردی که صنایع غذایی و آشامیدنی با تورم 5 ٪ فرود آمده اند و تولید کنندگان با فشار فشار در حال عقب نشینی از بازارهای داخلی و بین المللی هستند.
در حالی که همه توجه به تورم مصرف کننده و تأثیرات آشکار آن بر معیشت عمومی در ماه های اخیر جلب شده است ، نوع خطرناک تر تورم در لایه های پنهان اقتصاد ایران تورم رو به رشد نامیده می شود. بر خلاف سطح قیمت عمومی ، تورم تولید کننده به عنوان یک شاخص پیش نیاز پیام روشنی از بی ثباتی اقتصادی و فشارهای انباشته شده بر بخش تولید را مدتها قبل از نشان دادن هزینه بالای سبد خانگی خود ارسال می کند.
براساس داده های دفتر سرشماری ایران ، شاخص قیمت تولیدی صنعت در ماه ژوئن با رسیدن به سطح 1 ، در مقایسه با ماه مه 4.9 درصد افزایش یافته و نسبت به ژوئن سال گذشته 4.9 درصد افزایش یافته است. این تعداد به تنهایی پیام نگران کننده ای برای آینده اقتصاد دارد. زیرا این نشانگر جهش شدید هزینه های تولید در کشور است. از طرف دیگر ، تورم سالانه بخش صنایع به 4.9 درصد رسیده است که رشد 4.9 درصد در مقایسه با ماه قبل است ، این بدان معنی است که روند روزافزون هزینه های تولید در سال گذشته است.
تورم هر دو زنجیره زنجیره ، میز مردم و پایه و اساس تولید را تحت فشار قرار می دهد
در یک اقتصاد عادی ، افزایش تورم تولید کننده با تأخیر زمانی خاص منجر به تورم مصرف کننده می شود. اما در شرایط فعلی اقتصاد ایران ، این انتقال قیمت نه تنها سریعتر و سریعتر اتفاق می افتد ، بلکه به دلیل سیاست های غیر مؤثر در کنترل قیمت و سرکوب بازار ، با تخریب ظرفیت های تولیدی. این بدان معنی است که تورم هم زنجیره زنجیره ای ، جدول مردم و پایه و اساس تولید را تحت فشار قرار می دهد.
کارخانه های نوشیدن اولین قربانیان تورم!
یکی از مهمترین پیامدهای فشار تورمی بر صنعت در زمینه نوشیدن و محصولات خوراکی است. داده های رسمی نشان می دهد که صنعت تولید با تورم ماهانه 4.9 درصد و تورم 1.2 درصدی در صدر جدول قرار گرفته است. به عبارت دیگر ، هزینه های تولید در این بخش تقریباً بیش از یک سال دو برابر شده است. افزایش قیمت ورودی ها مانند شکر ، انرژی ، بسته بندی و پتروشیمی نقش مهمی در این جهش قیمت داشته است. از آنجا که این صنعت به طور مستقیم با کالاهای مصرفی روزانه مردم مرتبط است ، افزایش هزینه های تولید به سرعت به بازار مصرف کننده منتقل می شود و موج را تقویت می کند.
مصنوعات غیر ضروری و کالاهای تزئینی کمترین افزایش قیمت را تجربه کرده اند
از طرف دیگر ، برخی از صنایع ، از جمله تولید آثار باستانی غیر ضروری و کالاهای تزئینی با تورم نقطه بر روی نقطه ، کمترین افزایش قیمت را تجربه کرده اند. اما این نشانه سلامت این قسمت ها نیست ، بلکه بازتابی از رکود عمیق آنها است. کاهش تقاضا ، حاشیه سود پایین و رکود در این صنایع باعث شده قیمت ها تقریباً ثابت باشد. اما این ثبات ظاهری نتیجه مرگ تدریجی این صنایع در سایه بی اعتنایی سیاستگذاران است.
عوامل بنزین در شعله های تورم چیست؟
افزایش تورم تولیدی در ایران تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل ساختاری ، اقتصادی و سیاسی است. در خط مقدم این عوامل ، نوسانات نرخ ارز است. با توجه به وابستگی قابل توجه صنایع به واردات مواد اولیه ، ماشین آلات و فن آوری های خارجی ، هرگونه افزایش نرخ ارز ، مستقیماً در افزایش هزینه های تولید نشان می دهد. حتی صنایعی که از منابع داخلی استفاده می کنند از اثرات روانی این افزایش فراتر نمی روند ، زیرا انتظارات تورم و شوک قیمت بر کل زنجیره تأمین تأثیر می گذارد.
علاوه بر این ، افزایش انرژی و قیمت سوخت نیز یکی از اصلی ترین عوامل در رشد تورم تولید کننده است. ساختار یارانه انرژی بسیار ناکارآمد و تبعیض آمیز در ایران با نوسانات شدید همراه است و کوچکترین تغییر در تعرفه ها می تواند از هزینه تولید پرش کند. افزایش نرخ حمل و نقل ، هم در زمینه تدارکات داخلی و هم در زمینه واردات ، مستقیماً هزینه های تولید را تحت تأثیر قرار داده است.
نفس تولید سقوط کرد/ بسته شدن سایه در پشت بام کارخانه
مسئله دیگر بی ثباتی در سیاست های تجاری و مالیاتی است. تغییر مکرر قوانین واردات ، مشکلات گمرکی ، افزایش هزینه های بیمه و مالیات و پیچیدگی های اداری روز به روز هزینه های سربار را افزایش داده است. این افزایش بار قانونی ، به ویژه برای شرکتهای کوچک و متوسط که مقاومت کمتری دارند ، خروج تدریجی از چرخه تولید و بازار رقابتی را تشکیل می دهد.
بعد نگران کننده دیگر نقش انتظارات تورم در تولید کنندگان قیمت گذاری است. در شرایط اقتصادی بی ثبات ، تولید کنندگان ترجیح می دهند محصولات خود را به دلیل ترس از گران قیمت آینده ، محصولات خود را افزایش دهند. این رفتار ، که ریشه در عدم اطمینان و ضعف سیاست های ادغام اقتصادی دارد ، تورم را تقویت می کند و یک چرخه معیوب ایجاد می کند.
عواقب این وضعیت نه تنها برای صنعت بلکه برای کل اقتصاد کشور بسیار جدی است. اولین و مستقیم ترین نتیجه انتقال این تورم به مصرف کننده است. هنگامی که تولید کننده مجبور است هزینه های بیشتری را تولید کند ، قیمت نهایی کالا نیز افزایش می یابد. این ، به ویژه در کالاهای اساسی و غذایی ، فشار شدید بر معیشت عمومی وارد می کند و نارضایتی اجتماعی را تشدید می کند.
خروج خاموش ایران از بازار جهانی
در سطح بزرگتر ، افزایش هزینه های تولید باعث کاهش رقابت محصولات داخلی در بازارهای بین المللی می شود. در چنین شرایطی ، نه تنها صادرات آسیب می بینند ، بلکه بازار داخلی نیز کالاهای وارداتی را تضعیف می کند. این می تواند منجر به رکود تورمی شود. وضعیتی که با افزایش قیمت ها کاهش می یابد ، سطح تولید و اشتغال کاهش می یابد. رکود تورم یکی از خطرناک ترین شرایط اقتصادی است که از آن خارج می شود.
در چنین محیطی ، سرمایه نیز به سمت بازارهای غیرمولد و کارگزار حرکت می کند. هنگامی که تولید در معرض خطر ، هزینه بالا و سود پایین است ، سرمایه گذار به طور طبیعی ترجیح می دهد وارد بازارهایی مانند طلا ، ارز ، زمین یا مسکن شود. مناطقی که اگرچه سودآور هستند ، هیچ نقشی در رشد تولید ملی ندارند. این پدیده در دراز مدت پایه های اقتصاد تولیدی کشور را از بین می برد.
سرانجام ، طبیعی ترین نتیجه این وضعیت افزایش بیکاری و بسته شدن واحدهای تولید است. فشار تورم بر سازنده منجر به کاهش ظرفیت تولید ، کاهش اشتغال و در نهایت بسته شدن خطوط تولید می شود. این فرآیند در بنگاه های کوچک و متوسط که ستون فقرات اقتصاد ایران را تشکیل می دهند ، رخ می دهد.
نکته اصلی این است که غفلت سیاست گذاران از این شاخص یک هشدار است. تمرکز صرف روی مهار تورم مصرف کننده و تثبیت قیمت نهایی کالا ، صرف نظر از فشار به بخش تولید ، نه تنها یک راه حل پایداری برای کنترل تورم است ، بلکه در عمل زیرساخت های تولید کشور را از بین می برد. کنترل قیمت های مصرفی با ابزارهایی مانند قیمت گذاری دستوری فقط صلح موقت را فراهم می کند. در حالی که بحران واقعی در لایه های پنهان و واحدهای تولید در حال رشد است.
در این شرایط ، آنچه اقتصاد ایران به آن نیاز دارد مبتنی بر شاخص های واقعی و طولانی مدت است. تورم تولید کننده نه با سرکوب قیمت ، بلکه با کاهش هزینه های تولید ، تثبیت سیاست های مالیاتی و ارز ، اصلاح سیستم یارانه و بهبود زیرساخت های لجستیک امکان پذیر است. شاخص تورم تولید کننده باید به عنوان یک آینه شفاف برای رعایت سلامت اقتصاد ملی مورد استفاده قرار گیرد ، تا یک شماره آماری در گزارش ها باقی نماند.





