دیپلماسی کریدوری و جایگاه پادشاهی‌های حاشیه خلیج فارس در نظم چند قطبی

12 3 AK8530

کشورهای خلیج فارس هوشمندانه از موقعیت جغرافیایی استراتژیک خود استفاده کرده اند و با دیدگاه های جسورانه اقتصادی و سرمایه گذاری های عظیم ، به دنبال فراتر از سوخت های فسیلی هستند و به یک مرکز پویا برای راهروهای اقتصادی متوسط ​​، نوآوری در هوش مصنوعی و فن آوری های مالی در حال ظهور تبدیل شده اند.

در دنیای چند جانبه امروز ، راهروهایی مانند کریدور اقتصادی هند Fars-Ropa (IMEC) ، کریدور توسعه عراق (IDRC) و ابتکار کمربند چین و جاده (BRRI) نه تنها از نظر تجاری تجاری نیستند بلکه برای نفوذ ژئوپلیتیکی نیز اهرم هستند. از دیدگاه خلیج فارس ، مشارکت در این پروژه ها فرصتی برای متنوع سازی اقتصاد آنها ، گسترش ارتباطات منطقه ای و تقویت مشارکت های جهانی است ، به شرط آنکه آنها یک رویکرد آگاهانه و هماهنگ را انجام دهند.

اهرم

در قرن بیست و یکم ، راهروهای اقتصادی به عنوان محرک های مهم تجارت جهانی ، یکپارچگی اقتصادی منطقه ای و دیپلماسی بین المللی از اهمیت ویژه ای برخوردار شده اند. ابتکارات بزرگ ، که به زیرساخت ها متمرکز است ، برای بهبود ارتباطات فرامرزی و تسهیل جریان مؤثر کالاها ، خدمات ، سرمایه و ایده ها طراحی شده است ، بیانیه ای که به نوبه خود باعث ایجاد ارتباط اقتصادی عمیق تر بین کشورهای شرکت کننده خواهد شد. اما اهمیت راهروهای اقتصادی فراتر از تجارت آنها است. در عصری که با تغییرات ژئوپلیتیکی و نظم جهانی پراکنده روبرو است ، راهروها به ابزاری قوی برای استراتژی های دولت تبدیل شده اند. آنها به کشورهای مختلف اجازه می دهند تا نفوذ خود را گسترش دهند ، اتحادهای استراتژیک ایجاد کنند و پیچیدگی های جهان چند جانبه را مدیریت کنند.

تجزیه و تحلیل راهروهای اقتصادی به دو دیدگاه متکی است. در بررسی این راهروها ، کارآیی آنها در دستیابی به اهداف ژئوپلیتیکی باید با توانایی اقتصادی آنها متعادل باشد. به عبارت دیگر ، در حالی که راهروها می توانند به عنوان ابزاری برای نمایش قدرت یا وحدت عمل کنند ، این اهداف باید در برابر محدودیت های عملی مانند هزینه حمل و نقل و در دسترس بودن منابع مالی ارزیابی شوند. با این حال ، خطرات ژئوپلیتیکی همچنان بر اجرای چنین پروژه هایی تأثیر می گذارد و کشورهای مختلف باید در نهایت ارزش اقتصادی این پروژه ها را قبل از سرمایه گذاری در زیرساخت ها بررسی کنند.

در عین حال ، راهروهای اقتصادی کشورهای مختلف را به فکر فراتر از مرزهای ملی و پذیرش واقعیت های متعدد می دانند. برای قدرت های کوچک و متوسط ​​، راهروها فرصت های اقتصادی و اهرم استراتژیک را فراهم می کنند ، به ویژه در دنیایی که تأمین مالی توسعه از طریق نهادهای چند جانبه موجود مانند صندوق بین المللی پول و بانک جهانی کافی نیست.

از حاشیه به متن بروید

با این حال ، راهروها چارچوبی برای متنوع سازی شبکه های تجاری جهانی و تقویت تجارت داخل منطقه ای ، به ویژه در مناطقی مانند خلیج فارس فراهم می کنند. نیمه دوم قرن بیستم با ایجاد دو بلوک بزرگ که کنترل قدرت اصلی جهان را تقسیم می کند تعریف شده است: ایالات متحده و متحدین آن در ناتو در غرب و اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای ماهواره ای آن در شرق. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، ایالات متحده توانست بر نظم جهانی مسلط شود و مرکز تجارت بین المللی را قرار دهد. با این حال ، در دهه های اخیر ، جهان به طور فزاینده ای رو به افزایش است ، و چین برخی از مواضع از دست رفته خود را به عنوان یک قدرت بزرگ زنده کرده است.

در این تغییر پارادایم ، کشورهای خلیج فارس در مرکز توجه قرار دارند. پیش از این ، کشورهای خلیج فارس فقط تأمین کنندگان انرژی حاشیه ای در نظر گرفته می شدند ، اما اکنون کشورهایی مانند عربستان سعودی ، امارات متحده عربی و قطر از موقعیت جغرافیایی ، ذخایر بزرگ سرمایه و استقلال استراتژیک خود استفاده کرده اند تا خود را به عنوان بازیگران اصلی در جهان چند جانبه تعریف کنند.

888 AK3197

تأثیر پادشاهی ها را به عنوان قطب اقتصادهای نوظهور تعریف کنید

کشورهای خلیج فارس با هوشمندی از موقعیت جغرافیایی استراتژیک خود بین اروپا و آسیا استفاده کرده اند ، با دیدگاه های جسورانه اقتصادی و سرمایه گذاری های گسترده در بنادر ، راه آهن و شبکه های انرژی که به دنبال فراتر از سوخت های فسیلی و تبدیل شدن به یک قطب پویا برای راهروهای اقتصادی میانژ هستند. اگرچه یک پنجم از تجارت نفتی جهان هنوز از تنگه هورموز عبور می کند ، اما نفوذ اقتصادی خلیج فارس فراتر از انرژی است و منطقه اکنون مرکز چندین راهرو تجارت جهانی است که شرق و غرب را به هم وصل می کنند.

ابتکارات اقتصادی مانند دیدگاه عربستان سعودی 2030 ، دیدگاه کویت 2035 ، چشم انداز عمان 2040 و برنامه 100 ساله امارات متحده عربی در حال تسریع در تکامل است. این برنامه ها به منظور کاهش وابستگی به نفت و توسعه بخش هایی مانند لجستیک ، گردشگری و تولید طراحی شده اند. این ابتکارات توسط راهروهای اقتصادی تقویت می شود که تجارت را تسهیل می کند و جذب سرمایه گذاری خارجی را ترغیب می کند.

اتصال و زیرساخت در قلب خلیج فارس

همانطور که کشورهای خلیج فارس برای تحول اقتصادی طولانی مدت پیگیری کردند ، سرمایه گذاری های گسترده در زیرساخت ها به یکی از ستون های اصلی تلاش های این گروه برای تقویت ارتباط منطقه ای تبدیل شده است. نوسانات قیمت نفت و تغییرات آب و هوایی منجر به تلاش مشترک برای ساخت زیرساخت های فیزیکی و انرژی که به خلیج فارس متصل می شود ، منجر شده است. برای رسیدن به این هدف ، عربستان سعودی 1.7 میلیارد دلار در بندر جده سرمایه گذاری کرده است ، امارات متحده عربی در تلاش است تا یک شبکه ریلی 900 کیلومتری بین مراکز کلیدی صنعتی و تجاری ایجاد کند و بندر و منطقه آزاد عمان بیش از 27 میلیارد دلار سرمایه گذاری را به خود جلب کرده است. پروژه های قابل توجه مانند GCC 2،177 کیلومتری راه آهن ، که انتظار می رود تا سال 2025 به اتمام برسد ، کاهش قابل توجهی در هزینه های تجارت ، بهبود زمان سفر و اتصال شهرهای کلیدی و شهرهای کویت ، عربستان سعودی ، بحرین ، قطر ، امارات متحده عربی و عمان را دنبال می کنند.

به عنوان رویکرد خلیج فارس برای تغییر توسعه نوآوری ، راهروهای اقتصادی به عنوان یک مکانیسم استراتژیک برای تقویت بهره وری سرمایه گذاری خود در فناوری ، نه تنها به عنوان کانال های تجاری ، بلکه به عنوان بستری برای مقیاس گذاری اطلاعات مصنوعی ، فناوری های مالی و فن آوری های مالی ظاهر شده اند. کشورهای خلیج فارس همچنین به طور فعال به دنبال بومی سازی بخش های پیشرفته مانند هوش مصنوعی و ارزهای دیجیتال هستند. در فوریه سال 2025 ، عربستان سعودی 14.9 میلیارد دلار به بخش اطلاعات مصنوعی خود اختصاص داد ، در حالی که امارات متحده عربی سال گذشته 30 میلیارد دلار برای ارزهای دیجیتال سرمایه گذاری کرده است.

با وجود این پیشرفت ها ، چالش هایی نیز وجود دارد. تفکیک فناوری بین ایالات متحده و چین می تواند کشورهای خلیج فارس را وادار به تنظیم مشارکتهای اقتصادی خود کند. به عنوان مثال ، قرار دادن شرکت فناوری چینی هواوی در سال 2019 و تلاش های آن برای ترغیب سایر کشورها به استفاده از شبکه های ارتباطی هواوی به دلیل نگرانی های جاسوسی ، نگرانی هایی را در خلیج فارس ایجاد کرده است که واشنگتن ممکن است بخواهد از فناوری چینی هواوی انتقام بگیرد.

333 AK4217

نمای کلی از راهروهای مهم منطقه ای

قرن بیست و یکم شاهد ظهور راهروهای اقتصادی بوده است که اگرچه مدرن است ، اما در قرن ها ریشه دارد. این راهروها بارها و بارها به عنوان پاسخ به تحول دینامیک جهانی دوباره مورد توجه قرار گرفته اند. در همین راستا ، Mac Corridor ، که یک پروژه جاه طلب است ، شبکه ای از تجارت و سرمایه گذاری را ایجاد می کند که می تواند دامنه ابتکار عمل جاده و کمربند چین را به چالش بکشد. این پروژه به عنوان جایگزینی برای ایالات متحده و اتحادیه اروپا برای جاده و کمربند دیده می شود – که تأثیر تجارت جهانی و در نتیجه قدرت ژئوپلیتیکی را به قدرتهای غربی می بخشد. هدف کلی MAC کاهش هزینه های حمل و نقل ، بازارهای باز و فقر مبارزه با افزایش درآمد ، پر کردن شکاف زیرساخت ها و ایجاد تغییرات اقتصادی از طریق تولید تخصصی است. Mac Karidor با اتصال به ظرفیت بالای هند ، به طور همزمان و بدون تقویت قطب های قدیمی به طور همزمان و بدون تقویت قطب های قدیمی متصل می شود.

در کنار کریدور توسعه عراق (IDRC) ، توسط قطر و امارات متحده عربی هدایت می شود و به دنبال ایجاد یک پل زمینی از بندر بزرگ Faw نزدیک به Basra تا مرز ترکیه-Iraqi است. این پروژه که یکی از بزرگترین پل های دریایی در جهان خواهد بود ، به عنوان یک مسیر تجاری حیاتی در منطقه عمل می کند.

این پروژه به بهره برداری از مراکز لجستیک موجود ، مجتمع های صنعتی و ادغام خطوط لوله نفت و گاز است. ابتکار کمربند و جاده چین همچنین یک برنامه گسترده زیرساخت و سرمایه گذاری جهانی با هدف تعریف مجدد مسیرهای تجارت بین المللی و گسترش نفوذ چین در آسیا ، آفریقا ، اروپا و فراتر از آن است. این ابتکار ، که توسط پکن به عنوان یک پیروزی دو راه برای توسعه جهانی ارائه شده است ، در تلاش است تا شبکه های تجاری جاده ابریشم باستانی را از طریق راهروهای زمینی و مسیرهای حمل و نقل دریایی احیا کند. با این حال ، در عمل ، کمربند و جاده نیز به عنوان ابزاری قدرتمند برای ظهور ژئوپلیتیک چین خدمت کرده و انتقادات زیادی را به دلیل وابستگی آنها به بدهی ، حمایت از استقرار اقتدارگرا و نادیده گرفتن استانداردهای زیست محیطی و کار به خود جلب کرده اند.

دیپلماسی راهرو خلیج فارس

چالش های ژئوپلیتیکی که در اطراف راهروهای اقتصادی وجود دارد بسیار فراتر از مسائل تجاری است. راهروها به ابزاری برای نفوذ استراتژیک تبدیل شده اند که دولت ها از پروژه های تجاری و زیرساختی برای اجرای و تقویت روابط دیپلماتیک استفاده می کنند. برای کشورهای خلیج فارس ، مشارکت در این راهروها باید عمداً و باهوش باشد زیرا هیچ یک از این کشورها نمی خواهند در جنگ پروکسی بین چین و ایالات متحده شرکت کنند. به همین دلیل ، عربستان سعودی سیاست “عدم تعهد” را دنبال کرده و به بریکس کمک می کند اما عضویت رسمی را رد کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی