راز نامه‌ای که مسیر پرونده تجاوز را عوض کرد، چه بود؟

راز نامه‌ای که مسیر پرونده تجاوز را عوض کرد، چه بود؟


اواسط سال 1394 زنی هراسان به کلانتری مراجعه کرد و گفت: در حال حرکت به سمت خانه ام در شهریار بودم که توسط راننده یک دستگاه خودرو پراید که زنی در آن بود مرا سوار کرد. پس از دقایقی ناگهان وارد مکانی خلوت شد و به زور و تهدید چاقو، النگو، دستبند و انگشتر مرا گرفت و سپس از کارتم پول نقد گرفتند و آنقدر التماس کردم که در وسط راه مرا از ماشین پیاده کردند.

به گزارش ایران، در حالی که ماموران تحقیقات خود را آغاز کرده بودند، زن جوان دیگری به پلیس آگاهی رفت و گفت: منتظر تاکسی بودم که مرد جوانی مرا با خودروی پراید سوار کرد و به دلیل اینکه در عقب خودرو دو سرنشین مرد بودند، جلو نشستم و دقایقی بعد دو سرنشین از آن پیاده شدند و راننده چاقویی را روی گردنم گذاشت و بعد بند سرم را هل داد و من را به سمت پایین برد. طلا و پول نقد و تلفن در یک لحظه باز کردم و فرار کردم.

در حالی که تعداد زنان و دختران شاکی از راننده شرور به 7 نفر رسیده بود، 2 نفر دیگر به پلیس آگاهی مراجعه و از سرقت خودروی خود خبر دادند.

با شناسایی موضوع، ماموران توانستند وی و همدستش را شناسایی و در عملیاتی دستگیر کنند.

متهم که جوانی 27 ساله به نام ناصر بود به سرقت و آزار و اذیت 7 زن و تجاوز به یکی از آنها و همچنین سرقت دو دستگاه خودرو اعتراف کرد.

همدست وی که زن 25 ساله ای به نام نسرین است به همدستی با ناصر اعتراف کرد و گفت: من صیغه ناصر هستم اما در تمام سرقت ها همراه او نبودم. ناصر اموال مسروقه را با خود برد و مقدار کمی از فروش اموال را به من داد.

با تکمیل تحقیقات، پرونده مورد رسیدگی قرار گرفت و قضات پس از رسیدگی به پرونده، گزارش پلیس و پزشکی قانونی، اعتراف صریح متهمان و همچنین درخواست شاکیان پرونده ناصر، به اتهام تجاوز به عنف به 99 ضربه شلاق با اکراه، رابطه نامشروع با 2، 2 سال اکراه، حبس تعزیری محکوم شدند. سرقت، به ۱۵ سال حبس، دیه و ضبط مال.

همچنین نسرین به 3 فقره آدم ربایی به 18 سال حبس و به اتهام سرقت های شدید و پرداخت دیه و مال به 74 ضربه شلاق محکوم شد.

پس از صدور احکام این زوج شرور، پرونده به دیوان عالی کشور رفت و قضات دیوان با آن موافقت کردند.

اما آن مرد شرور با نوشتن توبه نامه درخواست بخشش کرد، اما پس از بررسی های لازم، درخواست توبه او مورد قبول قضات قرار نگرفت. به این ترتیب در حالی که ناصر در یک قدمی چوبه دار قرار داشت، زن جوانی که ادعا می کرد توسط ناصر مورد تجاوز قرار گرفته است، نامه ای به دیوان عالی کشور ارسال کرد و اعلام کرد که اشتباه کرده است و تجاوز به عنف صورت نگرفته است.

قضات دادگاه پس از بررسی «اشتباه نامه» حکم اعدام را نقض و پرونده را برای رسیدگی به جنبه تجاوز جنسی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال کردند.

در دادگاه چه گذشت؟

در این جلسه شاکی حضور نداشت و متهم به جایگاه رفت و مدعی شد: از ابتدا گفته بودم مرتکب تجاوز جنسی نشده ام و به ناحق به اعدام محکوم شده ام.

قاضی از متهم پرسید: اگر اشتباه بوده چرا در تمام مراحل تحقیقات و اعترافات صریح به تجاوز جنسی اعتراف کردید؟

متهم پاسخ داد: به دلیل فشار روانی که به من وارد شد اعتراف کردم وگرنه اتهام تجاوز جنسی را قبول ندارم. روز حادثه شیشه مصرف کرده بودم و حالم خوب نبود، اما می‌دانم که تجاوزی در کار نبوده است. من همه اتهاماتم را قبول دارم و از ابتدا هم گفتم سرقت کردم و با چاقو تهدیدشان کردم اما به آنها دست نزدم».

در پایان اظهارات متهم، قضات برای صدور رأی وارد دادگاه شدند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی