بی بی سی: در پایان قرن نوزدهم، جیمز گارفیلد، رئیس جمهور ایالات متحده، وعده پیشرفت و اصلاحات را داد. اما تنها چهار ماه پس از آغاز ریاست جمهوری اش، تیرباران شد.
در سال 1880، ایالات متحده در یک دوراهی قرار داشت. آیا کسانی که قبلاً به بردگی درآمده بودند بالاخره از حقوق شهروندی کامل برخوردار خواهند شد؟ آیا اصلاح نظام انتصابات حزبی یعنی دادن مشاغل دولتی به وفاداران حزب به جای واجد شرایط ترین افراد ممکن است؟
در کنوانسیون ملی جمهوری خواهان در ژوئن، جیمز گارفیلد به این سؤالات پرداخت و اصرار داشت که کشور به همه وعده های خود عمل کند.
با شنیدن سخنرانی پرشور او، صدها نماینده برخاستند و تایید خود را فریاد زدند، سپس خواستار این شدند که نماینده کنگره از اوهایو نامزد خود شود.
گارفیلد سعی کرد نامزدی حزبش را نپذیرد. او تاکید کرد که تمایلی به نامزدی برای ریاست جمهوری ندارد. اما موج گسترده حمایت از گارفیلد، که مانند آبراهام لینکلن، از فقر به جایگاه مهمی رسیده بود و در طول جنگ داخلی در جبهه شجاعت نشان داده بود، آنقدر قوی بود که نمی توان جلوی آن را گرفت. در نوامبر 1880 به عنوان بیستمین رئیس جمهور ایالات متحده میهن تجارت شد.
اتفاقی که بعدا افتاد یکی از غم انگیزترین دوران در تاریخ ریاست جمهوری آمریکا است.
گارفیلد چهار ماه پس از این کار مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در نهایت بر اثر عفونت درگذشت. کندیس میلارد، نویسنده کتاب پرفروش «سرنوشت جمهوری: داستانی از جنون، پزشکی و ترور یک رئیس جمهور» این داستان را به خوبی بیان کرده است. این کتاب برنده جایزه، مبنای مستند دو قسمتی Assassination of a President بود که در سال 2016 از شبکه PBS پخش شد.
با یک اگر بزرگ در تاریخ آمریکا روبرو هستیم
اکنون نتفلیکس میزبان یک اقتباس جاه طلبانه و پر زرق و برق از آثار میلارد است. مرگ فلش، یک درام چهار قسمتی نوشته مایکل ماکوفسکی، با بازی مایکل شانون در نقش جیمز گارفیلد و متیو مک فادن در نقش چارلز گیتیو، مردی که به او شلیک کرد.
میلارد به بیبیسی گفت: «امیدوارم این سریال یادآور این باشد که همیشه به یک رویداد بزرگ برای تغییر مسیر تاریخ نیاز نیست. در این صورت تلفیق دیوانگی یک نفر با نادانی و جاه طلبی های سطحی یک نفر دیگر منجر به نابودی یک ملت شد.
مایکل ماکوفسکی نسخه ای از «سرنوشت جمهوری» کندیس میلارد را خرید و آن شب آن را در یک نفس خواند. بلافاصله تصویر یک درام تلویزیونی در ذهن او شکل گرفت. او به بی بی سی گفت: “من با نویسنده تماس گرفتم و او ابتدا جواب منفی داد. باید او را متقاعد می کردم که به من اعتماد کند.”
ماکوفسکی از تجربه قبلی خود در نمایش وقایع واقعی استفاده کرد. فیلم آموزش بد او بر اساس یک جنایت واقعی برنده جایزه امی در سال 2019 شد.
گفتن داستان گارفیلد به معنای رویارویی با یک “اگر” بزرگ تاریخی است: اگر آن رئیس جمهور امیدوار هدف سوءقصد قرار نمی گرفت، چه چیزی می توانست به دست آورد؟ ماکوفسکی می گوید: «او یکی از برجسته ترین روسای جمهور آمریکا بود. او ذهن درخشانی داشت. این یک تراژدی است که اکنون به پاورقی بی نام و نشان در تاریخ تقلیل یافته است.
وظیفه اصلی ماکوفسکی این بود که از تحقیقات عمیق میلارد در مورد این ترور روایتی مناسب برای مخاطبان تلویزیون استخراج کند. سرنوشت جمهوری شامل بخشهایی درباره جناحگرایی در حزب جمهوریخواه، روشهای ضدعفونی مورد علاقه جراح بریتانیایی جوزف لیستر و اختراع اولیه فلزیاب الکساندر گراهام بل است. وسیله ای که در نهایت برای یافتن گلوله در بدن گارفیلد مورد استفاده قرار گرفت.
اما ماکوفسکی تصمیم گرفت روی مسیرهای متضاد گارفیلد و گیتو تمرکز کند. او گفت: «هر دو مرد بسیار مشتاق بودند که شناخته شوند. یکی به بالاترین مقام کشور رسید و دیگری به دنبال عظمت بود و هرگز به آن نرسید.
انگیزه قاتل
گیتو به طور متناوب در حرفه های حقوق، روزنامه نگاری و سخنرانی مذهبی شکست خورد. او حتی در کمون آزادی جنسی که به آن پیوست موفق نبود. همانطور که میلارد روایت کرد، هیچ زنی حاضر نشد با او بخوابد.
با این حال، او همیشه معتقد بود که خداوند او را برای یک هدف بزرگ میهن تجارت کرده است. گیتو پس از نامزدی غیرمنتظره اش به گارفیلد وابسته شد و در تابستان 1880 به نیویورک رفت تا نقش مهمی در پیروزی میهن تجارتات عمومی خود ایفا کند. او کارمندان ستاد میهن تجارتاتی گارفیلد را به قدری آزار داد که در نهایت به او اجازه داده شد در حمایت از نامزد یک سخنرانی نامنسجم داشته باشد.
گارفیلد آشکارا با سیستم بوتلگ، توزیع پستهای پردرآمد بین مشتریان مخالف بود، اما گیتو به شدت به آن اعتقاد داشت. او انتظار داشت که گارفیلد، رئیس جمهور کنونی، در ازای حمایت او، یک پست کلیدی به او بدهد.
اولین میهن تجارت او سفیر در فرانسه بود. این مرد متوهم به واشنگتن سفر کرد و هر روز با انبوهی از متقاضیان پست های دولتی در کاخ سفید حاضر شد.
او حتی یک بار در دفتر رئیس جمهور با گارفیلد ملاقات کرد و یک نسخه از سخنرانی مبارزات میهن تجارتاتی خود را که روی آن عبارت «کنسولگری پاریس» نوشته شده بود و نام خودش نیز ضمیمه شده بود به او داد.
در همین حال، گارفیلد برنامه بلندپروازانه ای را برای ریاست جمهوری خود آغاز کرد. از جمله نوسازی نیروی دریایی ایالات متحده، تلاش برای گسترش تجارت با آمریکای لاتین و دفاع از حقوق مدنی.
او فردریک داگلاس، یک اصلاحطلب اجتماعی و برده سابق را به سمت ثبت اعمال در ناحیه کلمبیا منصوب کرد. اولین آفریقایی-آمریکایی که دارای یک دفتر برجسته فدرال بود.
کانکلینگ نه تمایلات مترقی گارفیلد و نه مخالفت او با سیستم استثماری را دوست داشت. او قبلاً معاون خود چستر آرتور را به عنوان معاون رئیس جمهور به گارفیلد تحمیل کرده بود. کانکلینگ اکنون در تلاش بود تا از میهن تجارت کابینه گارفیلد جلوگیری کند.
پس از اینکه گیتو رفتارهای عجیب و طغیانهایش مانع از ورود او به کاخ سفید شد، او شروع به رفت و آمد در دفتر جیمز بلین وزیر امور خارجه کرد. یک روز، او مستقیماً از بلین پرسید، اما پاسخی واضح و قاطع دریافت کرد: هرگز به او پستی در مدیریت گارفیلد داده نمی شد.
گیتو بدون پول و آینده به پانسیون محقر خود بازگشت. در آنجا، در رختخواب دراز کشیده، چیزی را تجربه کرد که بعداً آن را «الهام الهی» خواند: گارفیلد، برخلاف معاونش، یک جمهوریخواه «واقعی» نبود. در آن حالت هذیانی، گیتو به این نتیجه رسید که وظیفه اوست که گارفیلد را بکشد و آرتور را رهبر کشور کند.
متأسفانه هدف قرار دادن رئیس جمهور کار سختی نبود. او بدون اسکورت راه می رفت، حتی اگر تنها 16 سال قبل، جان ویلکس بوث، رئیس جمهور آبراهام لینکلن را کشته بود.
گارفیلد در نامه ای نوشت: “ترور را نمی توان بیشتر از مرگ ناگهانی پیش بینی کرد یا از آن جلوگیری کرد و بهتر است نگران هیچ کدام نباشیم.”
پس از چند روز تعقیب گارفیلد، گیتو در 2 ژوئیه 1881 در ایستگاه راه آهن بالتیمور و پوتوماک در واشنگتن دی سی به او شلیک کرد.
ملاقات گیتو با رئیس جمهور در واقعیت رسمی و کوتاه است، اما در بازآفرینی ماکوفسکی، مرد روان پریش این فرصت را پیدا می کند تا تمام آرزوهای ناامیدانه خود را با گارفیلد در میان بگذارد.
ماکوفسکی امیدوار است که مخاطبان با وجود جنایت هولناک او که در نهایت منجر به اعدام او در 30 ژوئن 1882 شد، تا حدودی با او همدردی کنند.
فیلمنامه نویس می گوید: «نادیده گرفتن او آسان است. اما انزوای شدید او در دنیا، طردهای مکرر، به وضوح به او آسیب رساند و هیچ مکانیزمی برای کمک به او وجود نداشت. در نهایت کشور بهای آن را پرداخت.»
میلارد نقل می کند که از دوستی پرسید: آیا فکر می کنی نام من در تاریخ بشریت جایگاهی دارد؟
گارفیلد واقعاً تأثیر گذاشت. غم و اندوه سراسری از قتل او در سن 49 سالگی جرقه ای را برانگیخت که خواست عمومی برای اصلاح خدمات ملکی باشد.
مردم فهمیدند که خشم گیتو، اگرچه ناشی از توهمات او بود، اما زمانی شروع شد که به او شغلی را که لیاقتش را داشت داده نشد.
آرتور که پس از مرگ رئیس جمهور جانشین او شد، در سوگ گارفیلد نشست. او از سیستم فاسدی که او را بزرگ کرده بود دست کشید. هنگامی که کنگره در سال 1883 قانون پندلتون را برای تعیین معیارهای واجد شرایط بودن برای استخدام در دولت فدرال تصویب کرد، آرتور آن را امضا کرد.
سی دبلیو گودیر، نویسنده بیوگرافی گارفیلد، رئیس جمهور گارفیلد: از رادیکال تا وحدت، نوشت: “این اصلاحات آغازگر حرفه ای شدن ساختار اداری دولت فدرال بود و تضمین کرد که تعاملات آمریکایی ها با دولتشان تحت تاثیر سیاست های شخصی قرار نمی گیرد. نتایج این اصلاحات در نسل های بعدی قابل اندازه گیری نیست.”





