هادی محمدی در اعتماد نوشت: روز سه شنبه دور دوم مذاکرات مرحله جدید ایران و آمریکا به پایان رسید. این بار نیز مانند 5 دور مرحله اول که قبل از جنگ 12 روزه برگزار شد، مذاکرات به صورت غیرمستقیم و با وساطت عمانی ها انجام شد، با این تفاوت که این بار ژنو، سوئیس به جای مسقط و رم انتخاب شد.
در این میان نکته قابل توجه این است که به نظر می رسد به هر دلیلی روند مذاکرات در فاز جدید فرسایشی شده و هنوز افق روشن و قابل پیش بینی وجود ندارد.
اما پس از مذاکرات روز سه شنبه اعلام شد که به تفاهمات کلی رسیده اند. اما آنچه از رفتار دو طرف فهمیده می شود این است که سیاست دو طرف همچنان به قول معروف «از این رکن به آن رکن فرار است» است و اگرچه هم ایران و هم آمریکا اعلام کرده اند که در مذاکرات جدی هستند و به دنبال توافق هستند، اما سختی کار و پیچیدگی بیش از حد موضوع باعث شده یا سرعت پیشرفت بسیار کند یا با کندی پیش برود.
به این معنا که ایران با این روند هم جلوی جنگ را گرفته و هم امتیازات بزرگی نداده و هم التهابات داخلی را آرام کرده است و هم آمریکا با سیاست چماق و هویج خود این پیام را به افکار عمومی می دهد که به جای جنگ پرهزینه و پرمخاطره و به قول خودشان تغییر رفتار تهران، از طریق مذاکره از ایران امتیاز می گیرند. این در حالی است که ایران در مقایسه با طرف آمریکایی، هم در اعلامیه خود و هم در اقدامات خود نشان داده است که بیشتر از طرف آمریکایی به دنبال نتیجه است.
علاقه ایران به مذاکره و شایعاتی مبنی بر تلطیف ایران در برخی زمینه ها با هدف رفع نگرانی طرف مقابل و آژانس در مورد تسلیحات هسته ای نشان می دهد که تهران خواهان مذاکره برای مذاکره نیست و با ابزار دیپلماسی و مذاکره به دنبال مهار ماشین جنگی آمریکا در منطقه است. و می تواند به نحوی برای نیروهای دفاعی و نظامی خود و التیام زخم های باقی مانده از ژانویه وقت به دست آورد.
این سیاست از ستونی به ستون دیگر همیشه منجر به موفقیت نمی شود، و همچنین جنبه خطرناکی دارد که اگر از حد معقول فراتر رود، می تواند نتیجه معکوس داشته باشد. به این ترتیب زمان برای تکمیل زنجیره محاصره و تشکیل نظامی آمریکا نیز مفید است و از سوی دیگر فشار رسانه ای بر تهران را افزایش می دهد. در مجموع به نظر می رسد منافع ایران در رسیدن به یک توافق خوب و سریع است.
فشارهای تحریمی، تهدیدات نظامی، نیاز جامعه به نقطه امید ملموس و عدم اعتماد به آمریکا و تضمینهای این کشور در مورد عدم حمله در جریان مذاکرات -همانطور که در مرحله اول مذاکرات مورد حمله قرار گرفت- موضوعاتی هستند که دستیابی سریعتر به توافق را برای ایران مفیدتر کردهاند. برای این امر باید تصمیمات بزرگ و البته در چارچوب منافع و امنیت ملی اتخاذ کرد و طرف مقابل بداند که ایران فقط در چارچوب امنیت و منافع خود حاضر به توافق قبلی است و در غیر این صورت حتی حاضر است هزینه های جنگ را نیز بپذیرد.





