مرتضی مطهری با وجود اینکه علی لاریجانی جوان بود، این ارزیابی را هنگام خواستگاری از دخترش فریده انجام داد و به همسرش گفت: «با او صحبت کردم، عقلش پیر شده است.
فیضه غفار حدادی در یادداشتی نوشت: روزی که بیست سالش هم نبود خواستگاری فریده آمد و پدر فریده به این ازدواج علاقه مند شد.
“تو خیلی جوان نیستی، موری؟” از مادر پرسید. و مرتضی مطهری پاسخ داد: نه، با ایشان صحبت کردم. عقلش پیر شده است. و مرتضی در نوفل لوشاتو خبر ازدواج دخترش با پسر آیت الله آملی را به امام داده بود و خوشحالی امام را دیده بود که بزرگواری با آقازاده ای ازدواج کرده است.
البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و در شمال زمین و گوسفند زیادی داشتند. خانه ای که فریده و علی تصمیم گرفتند در آن زندگی کنند به قدری بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو تخته و دو تخته فرش بخرد تا جای خالی خانه را پر کند. آن آسایش ها و فرش هایی که هنوز در خانه علی و فریده بود را نداشتند و به جز مبل هایی که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود، هیچ مبل دیگری نداشتند.





