بعدی- پس از 40 روز جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل، قطار تحولات طرفین در ایستگاه اسلام آباد متوقف شده است، اما مشخص نیست که آیا جنگ در همان ایستگاه به پایان می رسد یا پس از شکست مذاکرات اسلام آباد، آتش جنگ دوباره شعله ور می شود.
به گزارش به گزارش میهن تجارت، جلال ساداتیان، تحلیلگر سیاست خارجی، وی شرایط مذاکرات و دشواری ها و چالش های این مذاکرات را بررسی کرده است:
مهمترین چالش در مذاکرات، یافتن جعلی برای شروع است
جلال ساداتیان به به گزارش میهن تجارت گفتت: «مذاکرات ایران و ایالات متحده آمریکا در پاکستان باید در چارچوب یک واقعیت اساسی در روابط بینالملل تحلیل شود. هیچ توافق پایداری بدون شکلگیری حداقل اعتماد متقابل یا حداقل تعریف «نقطه شروع قابل اعتماد» نمیتواند شکل بگیرد. در شرایطی که سطح بی اعتمادی بین تهران و واشنگتن طی سال های گذشته به شدت افزایش یافته است، خود این گام به یک موضوع پیچیده تبدیل شده است.
وی افزود: واقعیت این است که هر دو هیات مذاکره کننده بدون توجه به اختیارات ظاهری خود، در نهایت در چارچوب سیاست های کلان تعریف شده توسط مقامات عالی رتبه خود حرکت می کنند و این محدودیت ساختاری باعث می شود حتی اگر اراده برای پیشبرد سریع مذاکرات وجود داشته باشد، عبور از خطوط قرمز به راحتی امکان پذیر نباشد. در چنین فضایی، نقش میزبانی پاکستان اهمیت ویژهای پیدا میکند، کشوری که با برگزاری جلسات جداگانه با هر یک از طرفین سعی در کاهش شدت تنشها کرده و زمینه را برای همگرایی دیدگاهها فراهم میکند.
نقش اسرائیل و اختلالات آن را نمی توان نادیده گرفت
این تحلیلگر سیاست خارجی در ادامه گفت: از سوی دیگر ایران پیش از این با اعلام شرایط و مبانی خاصی سعی در رفع ابهام از چارچوب مذاکرات داشته است. این رویکرد تمایل تهران به رسمی کردن روند گفتگو و جلوگیری از تفسیرهای متعدد را نشان می دهد. اما گنجاندن موضوعاتی مانند تحولات لبنان در دستور کار نشان می دهد که ایران مذاکرات را محدود به یک مورد خاص نمی داند، بلکه آن را در قالب بسته وسیع تری از مسائل منطقه ای تعریف می کند. این موضوع پیچیدگی مذاکرات را افزایش می دهد، زیرا ممکن است طرف مقابل حاضر به ورود همزمان به همه این حوزه ها نباشد.
وی افزود: در این میان نمیتوان نقش اسرائیل را نادیده گرفت، تحولات میدانی بهویژه حملاتی که پس از اعلام آتشبس در لبنان رخ داد، این پیام را میدهد که لزوماً همه بازیگران منطقه با روند دیپلماتیک همراه نیستند. فضای مذاکرات، اما همچنین می تواند به عنوان عاملی برای تضعیف اعتماد اولیه عمل کند، در واقع، زمانی که یک طرف احساس می کند که طرف دیگر قادر به کنترل متحدان خود نیست، طبیعی است که نسبت به تعهدات احتمالی خود شک داشته باشد.
طرف های مذاکره به دنبال تعیین زمین بازی به نفع خود هستند
این کارشناس سیاست خارجی درباره ترکیب هیات ایرانی حاضر در مذاکرات گفت: در چنین شرایطی انتخاب محمدباقر قالیباف به عنوان رئیس مذاکره کننده پیام سیاسی مهمی را به همراه دارد که این انتخاب را می توان نشانه جدیت بیشتر در پیگیری مذاکرات و تمایل به دستیابی به نتیجه ملموس دانست. این امر می تواند به طرف مقابل نیز این سیگنال را بدهد که این بار تهران به دنبال یک توافق صرفاً تاکتیکی نیست، اما حتی در صورت وجود چنین نشانه هایی نباید در دام خوش بینی افراطی افتاد پیامدهای عملی توافق به خودی خود تضمینی برای موفقیت نیست.
وی افزود: یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث بی شک بحث غنی سازی است؛ موضوعی که در سال های گذشته به محور اصلی مناقشات تبدیل شده است، اما نکته کلیدی در ابتدای مذاکرات، خود موضوع نیست، بلکه تعیین این است که اساساً چه گزینه هایی روی میز قرار خواهد گرفت. این مرحله به نوعی مسیر کل مذاکرات را تعیین می کند. وارد فاز جدیتری میشود و حتی برای چند روز ادامه مییابد، در غیر این صورت، مذاکرات ممکن است در مراحل اولیه به بن بست برسد، آنچه که امروز در پاکستان اتفاق میافتد، بیشتر تلاشی برای بازتعریف میدان بازی است تا مذاکره نهایی از مذاکرات “هیچ یک از طرفین نمی خواهند توافقی را بپذیرند که به عنوان عقب نشینی در داخل کشورشان تعبیر شود.”





