بعدی- یک دیپلمات می گوید: «محاصره تنگه هرمز را باید اقدامی مخاطره آمیز یا شاید بزرگ ترین خطر جنگ تلقی کرد، زیرا چنین تصمیمی به جای ایجاد دست بالا برای آمریکا، عملاً این امکان را به ایران می دهد که با هزینه ای بسیار کمتر از آمریکا، وضعیت را به نفع خود تغییر دهد.
به گزارش به گزارش میهن تجارت، فریدون مجلسی، تحلیلگر و دیپلمات با سابقه سیاست خارجی در گفتگو با به گزارش میهن تجارت، وضعیت فعلی را تحلیل کرد:
محاصره تنگه هرمز خطر بسیار بالایی دارد
فریدون مجلسی به به گزارش میهن تجارت گفت: تنگه هرمز را باید چیزی فراتر از یک گذر دریایی و نقطه تلاقی منافع حیاتی قدرت های جهانی و منطقه ای دانست؛ جایی که هر تحولی در آن بلافاصله از سطح یک بحران محلی به یک موضوع بین المللی ارتقا پیدا می کند. این تهدید با هدف تضمین آزادی دریانوردی مطرح شد، اما در واقع تلاشی برای تغییر موازنه ای است که در سال های اخیر به نفع ایران شکل گرفته است، تنگه هرمز یکی از معدود مکان هایی در جهان است که امکان اعمال قدرت نظامی کامل بر ایران، حتی برای سال های گذشته، نشان داده شده است این کشور درک دقیقی از این مزیت ژئوپلیتیکی دارد و به جای تکیه صرف بر قدرت نظامی کلاسیک، بر ابزارهای نامتقارن که شامل جنگ دریایی محدود، استفاده از کشتی های سبک، مین گذاری و ایجاد عدم اطمینان دائمی برای کشتیرانی می شود، تمرکز کرده است.
وی افزود: در این زمینه باید انسداد تنگه هرمز را اقدامی مخاطره آمیز یا شاید بزرگترین خطر جنگ تلقی کرد. زیرا چنین تصمیمی به جای ایجاد دست بالا برای آمریکا، عملاً این امکان را به ایران می دهد که با هزینه ای بسیار کمتر از آمریکا، وضعیت را به نفع خود تغییر دهد. به عبارت دیگر، ورود به یک بازی که قوانین آن بر اساس جنگ نامتقارن تعریف شده است، لزوماً به معنای برتری طرفی نیست که قدرت نظامی گسترده تری دارد. تهران سعی کرده از وارد شدن به رویارویی آشکار و اعلامی پرهیز کند و در عین حال با حفظ سطح ابهام، کنترل عملی بر اوضاع داشته باشد. این سیاست که می توان آن را نوعی «مدیریت تنش در سطح خاکستری» نامید، به ایران این امکان را می دهد که بدون عبور از آستانه جنگ رسمی، هزینه های قابل توجهی را به طرف مقابل تحمیل کند. در چنین شرایطی، هرگونه اقدام عجولانه آمریکا می تواند این توازن شکننده را به هم بزند و منطقه را به سمت درگیری مستقیم سوق دهد.
واکنش ناتو و اروپا نشان دهنده شکاف بین آنها و آمریکاست
این تحلیلگر سیاست خارجی ادامه داد: نقش کشورهای منطقه بیش از هر زمان دیگری پیچیده و چندلایه است و کشورهای عربی خلیج فارس اگرچه از نظر روابط امنیتی به آمریکا نزدیک هستند، اما به خوبی از پیامدهای ورود مستقیم به یک درگیری نظامی آگاه هستند و تجربه سال های گذشته نشان داده است که هرگونه تنش در خلیج فارس زیرساخت ها و اقتصاد این کشورها را هدف قرار می دهد. در شرایط دوگانه ادامه تنش در تنگه هرمز در نهایت به ضرر همه کشورهای منطقه خواهد بود، فارغ از اینکه در کدام سمت معادله قرار دارند.
وی افزود: در سطح بالاتر، واکنش اروپا و ناتو نیز نوعی شکاف در رویکردهای غربی را نشان می دهد. برخلاف برخی دوره های گذشته که هماهنگی بیشتری بین آمریکا و متحدان اروپایی وجود داشت، در شرایط کنونی به نظر می رسد اروپا تمایل کمتری به همراهی با گزینه نظامی دارد و دلیل این امر را باید در چند عامل جستجو کرد: وابستگی قابل توجه اقتصاد اروپا به ثبات در بازار انرژی و نگرانی از ثبات در بازار انرژی و نگرانی از ثبات در بازار انرژی اروپا. به همین دلیل، اروپا بهعنوان یک ائتلاف نظامی با محدودیتهای ساختاری مواجه است شکل ائتلاف های موقت را نمی توان نادیده گرفت، بعید به نظر می رسد که این بحران حداقل در کوتاه مدت به یک عملیات رسمی ناتو تبدیل شود.
تنها راه پایدار بازگشت به منطق دیپلماسی است
این دیپلمات با تجربه ایرانی بر اهمیت تنگه هرمز تاکید کرد: در کنار ملاحظات سیاسی و نظامی، نباید از پیامدهای اقتصادی بحران غافل شد، تنگه هرمز یکی از حیاتی ترین شریان های انتقال انرژی در جهان است و هرگونه اختلال در آن به سرعت در بازارهای جهانی منعکس خواهد شد. بنابراین، به نظر می رسد تنها راه پایدار برای غلبه بر این وضعیت، بازگشت به منطق دیپلماسی و پذیرش واقعیت های ژئوپلیتیکی منطقه است که نادیده گرفتن آن ها هزینه هایی را چندین برابر می کند.





