بعدی- زمانی که حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در 9 مارس 1404 اتفاق افتاد، «توهم نقدینگی» اولین چیزی بود که در بازارهای مالی فروپاشید.
به گزارش فردا؛ بسیاری از معامله گران در این مدت متوجه شدند که دارایی آنها به اندازه قیمت روی تابلو ارزش ندارد. حق با آنهاست زیرا وقتی بازار سهام بسته است، صرافی های ارزهای دیجیتال برداشت را مسدود می کنند و پلتفرم های آنلاین طلا خرید و فروش را متوقف می کنند، بازار مالی ایران باید واقعیت های جدید را بپذیرد. خوشبختانه از همه این اتفاقات می توان درس های ارزشمندی گرفت. مثلاً فهمیدیم اقتصاد در دوران بحران تابع فرمول های دانشگاهی نیست و کسانی که قبل از شروع بحران نقدینگی خود را به بهترین شکل ممکن مدیریت می کنند موفق می شوند. بیایید با هم درس هایی را که در این روزهای سخت آموخته ایم مرور کنیم.
1. اهمیت نقدینگی در مواقع بحران: چرا پول نقد پادشاه است؟
بزرگترین شوک برای سپرده گذاران بانکی و سهامداران بورس، عدم دسترسی به منابع مالی بود. زمانی که برخی بانک ها حتی در ارائه خدمات برداشت کارت و نقدینگی دچار اختلال شدند، متوجه شدیم که دارایی های بانک ها به راحتی مسدود می شود.
راه حل عملی: داشتن ذخیره نقدی (قبض) برای حداقل دو هفته هزینه ضروری است زیرا سیستم های بانکی اولین هدف حملات سایبری و اختلالات زیرساختی هستند. حتی اگر لازم باشد به فکر یک گاوصندوق خانه امن باشید.
2. مقایسه طلای فیزیکی و طلای دیجیتال; درس هایی برای امنیت دارایی ها
ما متوجه شدیم که چگونه فروشندگان از فروش سکه و طلا در زمان نوسان قیمت ها خودداری می کنند. به عنوان یک دارایی ایمن، طلا زمانی که هنوز از نظر فیزیکی در اختیار شما باشد، عملکرد اصلی خود را حفظ می کند. پلتفرمهای طلای آنلاین برای جلوگیری از ورشکستگی یا به دستور موسسات بالادستی، زمانی که بحران از آستانه معینی عبور میکند، مجبور میشوند مراکز فروش خود را ببندند.
راه حل عملی: اگر طلای دیجیتال دارید، حداقل مقداری از آن را به شمش فیزیکی یا سکه تبدیل کنید. طلا برای هر موردی خریداری می شود، بنابراین باید در بازار دست دوم قابل نقد شدن باشد. طلای پنهان در یک کیف پول دیجیتال یا حساب کاربری یک سایت تنها یک عدد در حافظه سیستم است که زیرساخت قطع شود.
3. تتر و دلار در شرایط جنگی. چرا مرجع قیمت گذاری تغییر کرد؟
نکته عجیب این روزها کاهش ارزش دلار و تتر بود. معاملهگران ارزهای دیجیتال که به تتر متکی هستند، دریافتهاند که در زمان بحرانهای نظامی به دلیل عدم وجود خریداران یا فروشندگان واقعی، ارزهای معاملاتی در مبادلات داخلی قفل میشوند. همچنین زمانی که قیمت دلار 155 هزار تومان بود اما فروشندگان گوشی موبایل را بر اساس 200 هزار تومان قیمت گذاری کردند، متوجه شدیم که تتر و دلار دیگر نمی توانند مرجع قیمت گذاری باشند.
راه حل عملی: در زمان جنگ، «قیمت» معنای واقعی خود را از دست می دهد. به عنوان مثال، فروشندگان تلفن همراه به طور کامل عرضه را متوقف می کنند زیرا می دانند که احتمالاً نمی توانند آن را با یک محصول جدید با همان مبلغ جایگزین کنند. از این پس در محاسبه دارایی خود به جای قیمت های تابلو، قیمت روز «کالاهای جایگزین» را در نظر بگیرید.
هنگامی که بحران های بزرگ رخ می دهد، بسیاری از ساختارهای تجاری که به اینترنت و خدمات آنلاین متکی هستند کاملاً فلج می شوند.
4. آیا می توانید روی وام های بانکی و اعتبار BNPL در جنگ حساب کنید؟
پلتفرمهایی که خدمات «اکنون بخرید، بعداً پرداخت کنید» (BNPL) فعالیت خود را متوقف کردهاند. بانکها نیز پرداخت وام را از دستور کار خارج میکنند، زیرا هیچکس نمیخواهد در زمان جنگ وام بدهد و نمیدانند آینده چه خواهد بود.
راه حل عملی: در استراتژی های مالی خود وام ها را به عنوان دارایی در نظر نگیرید. اگر برای کسب و کار خود برنامه دارید، فرض کنید که هر لحظه ممکن است خط اعتباری شما قطع شود. سیستم BNPL یا خرید اعتباری نیز اولین بخش هایی هستند که در این بحران قربانی می شوند. در شرایط جنگی، هرگز دارایی های جاری خود را صرف هزینه هایی نکنید که مشمول بازپرداخت اعتبار هستند.
5. پیش بینی تورم ساختاری. اولویت بندی دارایی با پشتوانه کالا
برخلاف ترس عمومی، کمبود مواد غذایی رخ نداد، اما متوجه شدم که تورم اجتناب ناپذیر است. این بدان معناست که تورم زمان جنگ لزوماً از سمت تقاضا رخ نمی دهد و ممکن است توسط عرضه یا عواملی مانند انتظارات تورمی تحت فشار قرار گیرد. وقتی فروشنده قیمت گوشی را 200 هزار دلار تعیین می کند به این معنی است که نرخ تورم آینده را در قیمت فعلی محصول خود پیش بینی کرده است.
راه حل عملی: همیشه کالاهای بادوام مصرف کننده را در سبد خود در اولویت قرار دهید. قبل از اینکه حتی به خرید سهام یا ارزهای دیجیتال برای حفظ ارز خود فکر کنید، مطمئن شوید که انباری از لوازم ضروری و ضروری برای سال پیش رو دارید. این کالاها نقدشونده ترین دارایی شما در زمان جنگ هستند.
6. مدیریت هیجان در بازار مالی. تله های تجاری زمان جنگ
کاهش قیمت طلا و دلار به دلیل توقف فعالیت بازار (و عدم بهبود شرایط اقتصادی) یک دام بزرگ بود. خیلی ها فکر می کردند با کاهش قیمت در تابلوی صرافی یا سایت های آنلاین، فرصت خرید ایجاد شده است، اما واقعیت این بود که در چنین شرایطی کمتر کسی می تواند فروشنده باشد. بازارهای مالی در طول یک حمله نظامی “تک بعدی” می شوند، به این معنی که شما نمی توانید فقط یک خریدار یا فروشنده باشید.
راه حل عملی: در اولین لحظات بحران از هرگونه معامله احساسی (خرید یا فروش احساسی) خودداری کنید. فاصله بین قیمت اعلام شده و قیمت معاملاتی در این مواقع به قدری زیاد است که در زمان خرید حداقل 30 درصد ضرر کرده اید. صبر کنید تا بازار به تعادل نسبی در نقدینگی برسد، حتی اگر انتظار شما به قیمت بالاتر یا فروش کمتر ختم شود.
7. استراتژی تخصیص دارایی در بازار بورس و ارز دیجیتال
تعطیلی بازار سهام و مسدود شدن برخی صرافیهای ارزهای دیجیتال وابستگی شدید به اینترنت و پلتفرمهای متمرکز را آشکار کرد. دارایی هایی که مدیریت آن در دست دیگران است (مانند بورس اوراق بهادار یا بورس ارز دیجیتال)، تحت کنترل مستقیم دولت یا تصمیمات اضطراری شرکت ها در مواقع بحران ملی است.
راه حل عملی: دارایی های خود را به سه دسته تقسیم کنید. اول، دارایی های کنترل شده مانند بازار سهام و سپرده های بانکی حداکثر تا 30 درصد کل سرمایه، ثانیا دارایی های دیجیتال (ذخیره شده در کیف شخصی و نه صرافی) به میزان 30 درصد کل سرمایه و در نهایت قسمت سوم که باید شامل دارایی های مشهود و نقدی مانند طلای فیزیکی، ارز یا کالای بادوام به میزان 40 درصد از کل سرمایه شما باشد. این ترتیب این امکان را فراهم می کند که در صورت قطع دسترسی به پلتفرم های آنلاین، بخش بزرگی از دارایی شما منتقل یا نقد شود.

8. ثبات زنجیره تامین مواد غذایی در برابر جهش قیمت کالاهای سرمایه ای
خوشبختانه برخلاف پیشبینیها، کمبود مواد غذایی وجود نداشت. این نشان می دهد که زنجیره تامین کالاهای اساسی در ایران در برابر شوک های اولیه مقاوم شده است، اما از سوی دیگر، کالاهای وارداتی که قیمت آنها وابسته به نرخ ارز است، جهش های غیرمنطقی را تجربه کردند.
راه حل عملی: استراتژی صحیح این است که از عجله برای خرید مقادیر زیاد غذا اجتناب کنید، زیرا این امر باعث تورم خود می شود. تورم در بخش کالاهای بادوام خود را بسیار سریعتر از کالاهای مصرفی نشان می دهد.
9. درس برای سهامداران; چرا بورس نمی تواند پناهگاه امنی در جنگ باشد؟
تعطیلی بورس و توقف معاملات سهامداران را در بن بست قرار داد تا بازار سهام بر خلاف بازارهای موازی، اولین جایی باشد که در صورت کوچکترین تهدید امنیتی، کرکره خود را پایین می کشد.
راه حل عملی: تمام تخم مرغ های خود را در یک سبد قرار ندهید. این واقعه ثابت کرد که بورس بازاری است در زمان صلح و ثبات، نه پناهگاه در زمان جنگ.
10. راه حل های استقلال درآمد; تداوم کسب و کار بدون وابستگی به اینترنت
ما متوجه شدهایم که هنگام وقوع بحرانهای بزرگ، بسیاری از ساختارهای کسبوکار که به اینترنت و خدمات آنلاین متکی هستند (مانند پنلهای فروشگاه، درگاههای پرداخت یا پلتفرمهای رابط) کاملاً فلج میشوند و صاحبان کسبوکارهایی که کل جریان درآمد خود را به یک پلتفرم یا درگاه پرداخت خاص محدود کردهاند، در واقع زمانی که آن سرویس قطع میشود یا اینترنت مختل میشود، درآمد خود را از دست میدهند.
راه حل عملی: اگر فروشنده کالا یا ارائه دهنده خدمات هستید، حتماً راه حل های پرداخت آفلاین (مانند مستقیم کارت به کارت) را در مدل کسب و کار خود تعریف کنید. همچنین، همیشه یک طرح تداوم کسبوکار B داشته باشید که بتواند جریان نقدی شما را بدون نیاز به پنلهای مدیریت آنلاین یا درگاههای پرداخت رسمی زنده نگه دارد، زیرا کسبوکارهای مبتنی بر فناوری با قطع شدن سرور از بین میروند.





