۴ سناریو برای آینده بازار سرمایه / قفل تالار شیشه‌ای چه زمانی شکسته می‌شود؟

4 سناریو برای آینده بازار سرمایه

میهن تجارت- در حالی که 60 روز از آخرین روز معاملاتی بورس تهران می گذرد، بازار سهام در شرایط عجیب و غیرعادی قرار گرفته است. در این 2 ماه نه قیمت واقعی سهام کشف شد و نه معامله انجام شد. بنابراین سرمایه گذار عملا امکان واکنش به تغییرات و نوسانات قیمتی را از دست داده است. به گفته تحلیلگران، این توقف طولانی مدت یک خاموشی ساده نیست و به یخ زدگی منجر شده است. آخرین روز معاملاتی بورس اوراق بهادار تهران به 15 اسفند ماه بازمی گردد، با وجود اینکه بازار در 18 اسفند ماه فعال بود، اما به دلیل شروع جنگ در این روز، تمامی معاملات آن روز باطل اعلام شد. از آن زمان تا کنون بورس بسته شده و عملا هیچ معامله ای در آن انجام نشده است. به همین دلیل کارشناسان نسبت به ادامه این وضعیت و تبعات آن بر رفتار فعالان بازار هشدار می دهند. اکنون بسیاری از سهامداران در بلاتکلیفی هستند و استراتژی معاملاتی آنها به تعویق افتاده است. این در حالی است که بورس کارایی خود را به عنوان مکانی برای نقدینگی از دست داده است. این وضعیت سوالات جدی را در مورد آینده این بازار ایجاد کرده است.

با یک عملکرد کلیدی خداحافظی کنید

تعطیلی 60 روزه بورس به معنای حذف مهمترین کارکرد بازار سرمایه یعنی نقدینگی است و در واقع امکان خرید و فروش در آن وجود نداشت. گفتگوی «دنیای اقتصاد» با تحلیلگران بازار سرمایه نشان می دهد بازاری که امکان معامله در آن وجود ندارد، حتی اگر از نوسانات شدید در امان باشد، بخش مهمی از کارکرد خود را از دست داده است. سرمایه گذار در این مدت نه فرصت خروج و فروش سهام را داشته است و نه حتی فرصت تغییر پرتفوی خود را داشته است. این شرایط پس از بازگشایی به تدریج منجر به افزایش عدم اطمینان و تصمیم گیری های هیجانی در بین فعالان بازار خواهد شد.

در این راستا است که باز شدن بازار می تواند منجر به تخلیه یکباره فشارهای انباشته و افزایش عرضه شود. از سوی دیگر، ادامه تعطیلی بازار این پیام را تقویت می کند که بازار در مواجهه با ریسک های خارجی عادی ترین عملکرد خود را از دست می دهد. از این منظر، اهمیت تصمیم سیاست گذار برجسته می شود. هرچه توقف معاملات بیشتر باشد، بازگشت بازار به شرایط عادی پیچیده تر خواهد بود. این وضعیت در حالی است که نه تنها متغیرهای خارجی هنوز مشخص نیست، بلکه انتظارات سرمایه گذاران نیز در این بین تغییر کرده است. عده ای منتظر خروج، عده ای منتظر فرصت هستند و گروهی ترجیح می دهند تا روشن شدن وضعیت از بازار دوری کنند. آنچه در این میان حائز اهمیت است این است که با اقدامات ساده و موقتی نمی توان پیامدهای تعطیلی دو ماهه بازار را خنثی کرد. بی اعتمادی ایجاد شده وزن تصمیم گیری را سنگین تر کرده است. اگرچه بازگشایی به نظر اجتناب ناپذیر است، اما چگونگی و زمان مسیر بعدی بازار را تعیین می کند.

ورود پول به بازارهای موازی

بازار سهام این روزها گرفتار دوگانگی فرسایشی است. شرایط ذکر شده تصمیم گیری را هم برای سیاست گذاران و هم برای سرمایه گذاران پیچیده کرده است. از یک طرف باز یا بسته بودن بازار مهم نیست، بلکه سناریوهای مختلفی برای این شرایط پیشنهاد می شود. بازگشایی می تواند در گام اول منجر به سقوط و تخلیه هیجانات شود و ادامه تعطیلی باعث از بین رفتن تدریجی اعتماد و کاهش عمق بازار می شود. این تناقضی است که اکنون به کانون تحلیل تبدیل شده است. کارشناسان از جمله ابراهیم سماوی، تحلیلگر بازارهای مالی در گفت و گو با «دنیای اقتصاد»، تعطیلی حدود دو ماهه بورس تهران را وضعیتی بی سابقه دانست. این وضعیت اگرچه با هدف کنترل شوک های احتمالی آغاز شد، اما به تناقض جدی در منطق سیاست گذاری تبدیل شده است. به گفته کارشناسان، بازار سهام که همواره به عنوان نقدشونده ترین بازار اقتصاد شناخته می شد، اکنون در این مزیت با چالش جدی مواجه شده و ریسک نقدینگی آن افزایش یافته است.


بیشتر بخوانید: برنامه دولت برای تامین نیازهای پتروشیمی صنایع از طریق بورس


به گفته سماوی، نقدینگی یکی از دلایل اصلی جذابیت بازار سرمایه برای سرمایه گذاران است. به طوری که فعالان بازار همواره با این فرض وارد بازار سهام می شدند که در صورت تغییر شرایط، می توانند به سرعت خارج شده و به فروش برسند. اما اکنون فریز معاملات این ویژگی را غیرفعال کرده و بنابراین ریسک نقدینگی جایگزین مزیت قبلی شده است. وی همچنین به فعالیت سایر بازارها در همین بازه زمانی اشاره کرد و گفت: توقف بورس نه تنها منجر به کاهش ریسک در اقتصاد شده، بلکه سرمایه را به سمت بازارهایی با شفافیت کمتر و ریسک بالاتر سوق داده است. به گفته ابراهیم سماوی، ریسک از بین نرفته است، بلکه از سطح قیمت ها به سطح انتظارات منتقل شده و در صورت عدم کشف قیمت در حال انباشته شدن است. این کارشناس در بخشی دیگر از این تحلیل تاکید کرد: در دوره تعطیلی بازار، اطلاعات مربوط به متغیرهای کلان و وضعیت شرکت ها همچنان در حال شکل گیری بود، اما این اطلاعات امکان تاثیر تدریجی بر قیمت ها را نداشت. به گفته وی، این می تواند به شوک فشرده بازار در زمان بازگشایی منجر شود و نگرانی ها را در مورد نوسانات اولیه افزایش دهد.

وی همچنین مهمترین آسیب این دوره را تضعیف عملکرد نقدینگی می داند. به گفته این تحلیلگر بازار مالی، دارایی که قابل معامله نباشد بخشی از کارکرد اقتصادی خود را از دست می دهد و با وجود اینکه سرمایه گذار مالک سهام باقی می ماند، حق بهره برداری از آن را ندارد. این کارشناس همچنین خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی توصیه به صبر و پرهیز از رفتارهای هیجانی بدون فراهم آوردن امکان انتقاد، اثربخشی محدودی دارد. رفتار سرمایه گذار متاثر از شرایط واقعی بازار است و عدم امکان خروج می تواند منجر به تشدید رفتار احتیاطی و جمعی در بازارهای موازی شود. ابراهیم سماوی ضمن اشاره به ادامه توقف بازار سرمایه، گفت: شرایط فعلی علاوه بر افزایش ریسک نقدینگی، می تواند به تضعیف اعتماد فعالان بازار نیز منجر شود؛ در حالی که بازار سرمایه در بازار سرمایه به شدت کاهش می یابد. اعتمادی که به گفته همه کارشناسان، شکل گیری آن زمان بر است و در صورت ادامه این وضعیت، بازگرداندن آن آسان نخواهد بود.

سناریوهای بازگشایی

در شرایطی که ریسک‌های سیستماتیک به‌ویژه احتمال ادامه تنش‌های نظامی وجود دارد، هرگونه تصمیم در مورد بورس با عدم اطمینان بالایی همراه است. بازار نه چشم انداز روشنی از متغیرهای کلان دارد و نه می توان افق روشنی از ثبات شرایط سیاسی برای آن ترسیم کرد. بنابراین توقف معاملات بازار به تعویق تصمیم سیاستگذار تبدیل شده است. بسته شدن بورس ممکن است در کوتاه مدت از شوک های قیمتی جلوگیری کند، اما در میان مدت هزینه های پنهانی را پشت سر می گذارد. برای ارزیابی وضعیت آینده، می توان چندین سناریو ممکن ترسیم کرد. اولاً، سیاستگذار تصمیم می‌گیرد تا در کوتاه‌مدت بازار را با هدف بازگرداندن جریان عادی معاملات بازگشایی کند، بدون اینکه ریسک‌های سیاسی به میزان قابل توجهی کاهش یابد. پیامد طبیعی چنین تصمیمی افزایش عرضه و فشار فروش است. سرمایه گذارانی که نتوانسته اند در طول دوره تعطیلی واکنش نشان دهند، در اولین فرصت به سمت نقدینگی دارایی ها می روند. این رفتار می تواند منجر به افت قابل توجه شاخص ها در روزهای اولیه شود. اما مزیت این سناریو این است که کشف قیمت از سر گرفته می‌شود و بازار از حالت انجماد خارج می‌شود، حتی اگر این خروج به قیمت سقوط شاخص‌ها باشد.

در سناریوی دوم، ادامه تعطیلی تا کاهش خطرات. در این صورت، سیاست گذار ترجیح می دهد با احتیاط بیشتری عمل کند و بازگشایی را به زمانی موکول کند که تنش ها کاهش یابد و چشم انداز با ثبات تری شکل گیرد. به نظر می رسد این رویکرد از بازار در برابر شوک های ناگهانی محافظت می کند، اما می تواند منجر به تضعیف اعتماد شود. سرمایه گذار با این سوال مواجه است که آیا بورس در شرایط بحرانی نقدینگی خود را از دست می دهد؟ ادامه این وضعیت به ویژه در صورت طولانی شدن ممکن است بخشی از سرمایه را به سمت بازارهای موازی سوق دهد و نقش بازار سرمایه در تامین مالی را تضعیف کند.

سناریوی سوم به بازگشایی تدریجی و مدیریت شده بازار اشاره دارد. در این سناریو سعی بر این است که راه میانی بین باز و بسته شدن انتخاب شود. باز کردن پیچ را می توان به صورت مرحله ای انجام داد، با اعمال محدودیت هایی مانند محدوده تاب کنترل شده یا ابزارهای پشتیبانی برای کاهش شدت نوسانات اولیه. این رویکرد سعی می کند هم روند کشف قیمت را احیا کند و هم از رفتار هیجانی شدید جلوگیری کند. البته موفقیت آن بستگی به میزان اعتماد فعالان بازار به ثبات تصمیمات سیاست گذار دارد. عاملی که در شرایط فعلی خود مشکوک است.

اما بازگشایی با تداوم ریسک های خارجی سناریوی چهارم همراه است. حتی در صورت بازگشایی بازار، نمی توان تصور کرد که خطر جنگ به طور کامل از بین رفته است. در این سناریو، کارشناسان معتقدند بازار وارد فاز نوسانات فرسایشی می شود. یعنی هر خبر مثبت یا منفی از فضای سیاسی به سرعت در قیمت ها منعکس می شود و روندهای ثابتی شکل نمی گیرد. این وضعیت می تواند منجر به کاهش افق سرمایه گذاری و غلبه نگاه کوتاه مدت در بین فعالان بازار شود.

منبع: دنیای اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی