آقا عبدالله، از آن بالا همه را حلال کن!

آقا عبدالله، از آن بالا همه را حلال کن!

معمولا مردم یادداشتی برای گذاشتن می گذارند. هرکسی چند کلمه ای به یاد آدمی که به یاد دارد می نویسد، اما مثل هر قانون دیگری استثناهایی هم در این قاعده وجود دارد، نوشتن برای این استثناها به خاطر به یاد آوردن و زنده نگه داشتن آنها نیست، برای دل خودمان است و برای خودمان به اسم آنها رسیدگی می کنیم.

عبدالله موحد

مردانی که در زندگی دنیوی همیشه در اوج بودند و برای ما دست نیافتنی بودند و اکنون جایگاهی ابدی در بهشت ​​دارند و باز هم دست نیافتنی هستند، تا زمانی که از آنها نخواهیم به خاطر رفتارمان ما را ببخشند، نمی توانیم به سادگی در مورد این دسته از افراد بنویسیم.

عبدالله موحد

نامی آنقدر بزرگ که نیازی به نوشتن و توضیح ندارد. بعضی اسم ها اینجوری هستن، از همون لحظه ای که به دنیا می آیی، خواه ناخواه، می شنوی، از خودشون در دنیا کارنامه ای می گذارن که دیگه هیچکس تکرار نمی کنه، یعنی هر کاری کنی و هر چی بخوای بهشون نمیرسی!

این نام ها در کنار اجرای عالی شان روح بزرگی هم پیدا می کنند. کارهایی انجام می دهند که فراتر از درک زمانه و مردم عادی است. شاید 50 یا 100 سال بعد آن‌ها همان‌طور که هستند شناخته شوند. یکی دیگر از ویژگی های این افراد این است که فکر می کنید آنقدر از آنها شنیده اید که چیز جدیدی وجود ندارد، اما ما تازه شروع کرده ایم!

عبدالله موحد

حتی پس از 80 سال ورزش حرفه ای در ایران، کارنامه او دست نخورده باقی مانده است. از سال 1965 منچستر تا 1970 ادمونتون، 6 مدال طلای متوالی را در کشتی آزاد قهرمانی جهان و المپیک در وزن 70 و سپس 68 کیلوگرم کسب کرد. وی در این بین در بازی های آسیایی 1966 و 1970 بانکوک دو مدال طلا کسب کرد.

هنوز در تاریخ ورزش ایران هیچکس نتوانسته چنین سلطه ای را در جهان از خود بجا بگذارد. البته حمید سوریان 7 مدال طلا و حسین رضازاده نیز 6 مدال طلا دارند اما عبدالله موحد 6 سال متوالی بدون شکست در جهان و آسیا مدال آور شد.

عبدالله موحد

همبازی غلامرضا تختی در دهه 60 نیز ویژگی های او را داشت. در همان سال هایی که به عنوان تک ستاره ورزش ایران مدالش را تضمین می کرد، مدام به دنبال احقاق حق دیگران بود که در نهایت به ثمر نشست. وی در اردوی مهم قبل از المپیک مونیخ از دادن چلوکباب و ضرر این غذا برای تیم ملی انتقاد کرد.

15000 تومان که برای خرید 2000 متر زمین در اقدسیه استفاده شد، در پاکت گذاشتند و به او دادند تا کار خودش را انجام دهد، اما موحود پول را بین همبازیانش تقسیم کرد!

عبدالله موحد

او از جمله افرادی بود که چه در دوران حکومت پهلوی و چه در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی هیچ‌گاه در عرصه سیاسی به مسیر روتین نرفت. قبل از انقلاب می توانست مانند همبازی خود شهردار، وزیر و وکیل شود. بعد از انقلاب در حالی که در یک پمپ بنزین و تعمیرگاه ماشین در آمریکا کار می کرد و منتظر پیشنهاد مربیگری برای بازگشت به ایران بود، آن روز هرگز فرا نرسید. وقتی برگشت، برخوردهایی را دید که…

این روزها مردم در داخل کشور برای عبدالله محد ترحیم و ترحیم می نویسند، چرا که وقتی از او برای سخنرانی در تلویزیون دعوت شد، به کراواتش بسته بود و اجازه پخش آن برنامه ها را نداشت. در حالی که پروفسور سمیعی با همان کراوات به همان برنامه آمد، نشست، صحبت کرد و برنامه پخش شد! عبدالله موحد که قبل از انقلاب به دلیل تبعیض از کشور خارج شد، آن شب چه احساسی داشت؟

عبدالله موحد

این مرد دست نیافتنی که برای صحبت در مورد فیلم یادبود یکی از دوستانش دعوت شد، برنامه های خود را در حالی که در آن شب در پرواز بود لغو کرد و میزبان گروه در خانه اش بود. چه لذتی نصیبم نشد که آن روز در فاصله 2 متری او را دیدم، حیف که هرگز اجازه اکران فیلم را ندادند تا مردم حرف های موحد آن روز را نشنوند.

عبدالله موحد

در جام جهانی 1971 صوفیه عبدالله موحد به بلغارستان رفت و مصدوم شد. فردی که از کودکی روی پاهایش ایستاده بود، در روزگاری که علم پزشکی ورزشی در میان عرب ها جایی نداشت، همه کارهایش را خودش انجام می داد.

همه می دانند که موحود می توانست حداقل در 5 رشته ورزشی دیگر قهرمان جهان شود. والیبالیست نابغه، قهرمان ژیمناستیک، رکورددار دویدن و پیاده روی استقامتی، قهرمان شنا و وزنه برداری و بدنسازی، فیزیولوژی بدن انسان را به خوبی یک مکانیک می دانست.

عبدالله موحد

از شرکت در تمامی رشته های ورزشی محروم شدند. یک روز در معروف ترین برنامه بی بی سی در آمریکا گفت من قهرمان کشتی بودم، چرا حق ندارم برای شنا به استخر بروم؟ همه اینها به دلیل گزارش تیمسار سپهبد حجت کرمانی به ساواک بود.

داستان از المپیک 1972 مونیخ شروع شد. همه گزارش‌ها در طول سال‌ها درباره عنصر مشکل‌ساز، روی هم انباشته شدند، اما حکومت به مدال واحدی نیاز داشت. با کتف پانسمان شده به سمت تشک رفت. موحد مرد اول بود و اولین کشتی گیر سطح بالا در جهان شد که به دلیل نقص شانه مدال المپیک را از دست داد. بلایی که در المپیک 2004 آتن بر سر علیرضا دبیر آمد که مانند او از قهرمان المپیک دفاع می کرد.

عبدالله موحد

در مونیخ نتوانست در کشتی دوم ادامه دهد. هنوز به اتاق داغ نرسیده بود که سرلشکر حجت امضای نهایی را روی پرونده توبیخ خود گذاشت. این تیم در مونیخ بود که رسانه های تهران خبر تعلیق موحد را به دلیل فساد و رفتارهای ضد دولتی منتشر کردند. قهرمانی که تمام عمر برای پرچم کشورش جنگیده بود، حالا تروریست شده بود!

عبدالله موحد

او استاد دانشگاه بود. او به تهران بازگشت اما تمام حقوق شهروندی خود را از دست داد. او در حالی به اتاق پادشاه رفت که هیچ کس مشکل او را پیگیری نکرده بود. تنها و عجیب خودش می گوید وقتی در اتاق نصرت الله معینیان را می بندد به رئیس دفتر شاه می گوید: من بچه شمال هستم هر چقدر هوا ابری باشد بالاخره آفتاب طلوع می کند. حکومتی که مبتنی بر ظلم و بی عدالتی باشد دوام نخواهد آورد.

از آنجا مستقیم به خانه رفت، چمدانش را بست و به فرودگاه رفت و راهی آمریکا شد. چهار سال بعد در ایران انقلاب شد.

عبدالله موحد

اما دلش شکسته تر از آن بود که برگردد. او برای بازگشت به مربیگری و انتقال تجربیاتش منتظر دعوت از کشورش بود. دعوتی که هرگز اتفاق نیفتاد. 25 سال بعد که برای اولین بار به کشور بازگشت، چنین برخوردهایی پیش آمد که او دلشکسته تر به خانه بازگشت.

اکنون عبدالله موحد به آسمان رفته و تنها نام و سوابق او در تاریخ باقی مانده است و البته زندگی خصوصی و اجتماعی او که کمتر به آن پرداخته شد. در حالی که موحد نیز در آنها قهرمانی بی نظیر بود.

عبدالله موحد

مردی که نه در مقابل مشکلات، نه در مقابل عرف و نه در مقابل سیاست و حکومت داری سر خم نکرد! مردی که پذیرفت به طور ناشناس در یک گاراژ تعمیر خودرو و کارواش ماشین در شهر کوچکی در آمریکا کار کند، اما برای استفاده از مدرک دانشگاهی یا مدال های المپیک به سراغ کسی نمی رفت.

مردی که راه سخت را برای زندگی انتخاب کرد تا تصور مثل مردم عادی بودن را از دست ندهد. همه ما را از بالا حلال کن جناب عبدالله!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی