جام‌جهانی، اولویت چندم مردم است؟

چند نفر جام جهانی را در اولویت قرار می دهند؟










گویا امیر قلعه نویی در دنیای دیگری زندگی می کند. اگر فردی در ایران زندگی نکند و از شرایط کشور چیزی نداند، احتمالا فکر می کند اینجا همه چیز خوب و شیک است و تنها دغدغه مردم این است که از صبح تا شب به فکر تیم ملی باشند.



به نظر می رسد امیر قلعه نویی در دنیایی کاملا متفاوت زندگی می کند. اگر فردی در ایران زندگی نمی کند و از شرایط کشور چیزی نمی داند، احتمالا فکر می کند اینجا همه چیز خوب و شیک است و تنها دغدغه مردم این است که از صبح تا شب به فکر تیم ملی باشند، مدام ترکیب های مختلف را در ذهن خود انتخاب کنند و برای رسیدن به مسابقات لحظه شماری کنند! ادبیات باورنکردنی سرمربی تیم ملی دقیقاً چنین فضایی را القا می کند. او که گفت: در جام جهانی یک هفته کشور را تعطیل می کنیم، این روزها مدام بر دو و سه مرحله صعود در آمریکا تاکید می کند و حرف های تکراری اش “خوشحالی مردم” است. بله، خوب؛ ای کاش ملتی بودیم که با صعود تیم ملی به دور بعد همچنان خوشحال و امیدوار باشیم!

طبیعتا قلعه نویی و امثال او این شرایط را ایجاد نکرده اند، اما اینکه اینقدر انتزاعی به همه چیز نگاه می کنند و می خواهند وانمود کنند که اوضاع فوق العاده عادی و مطلوب است، آدم را مریض می کند. حقیقت این است که جام جهانی برای بسیاری از ایرانیان حکایت غم انگیز «هر روز حسرت دیروز» است. داستان یکی از صدها کلمه زیبا که خالی از معنا شد و ارزش خود را از دست داد.

جام جهانی 1998 یکی از بهترین نمونه ها برای دانستن اینکه فوتبال در کشور ما چه بوده و امروز به چه شکلی درآمده است. هنوز هم خیلی ها بر این باورند که خوشحالی ناشی از حذف استرالیا، صعود تیم ملی به آن تورنمنت و برتری مقابل آمریکا در مرحله گروهی، یکی از شادی های خالصانه و جمعی در ایران بود که طعم آن سال ها زیر زبان مردم ماند. در جام جهانی 2002 ایران اجازه صعود به مرحله پایانی بازی ها را نداشت اما جو بسیار فوتبالی بود. همه ما هنوز به یاد داریم که تیم زیبای میروسلاو بلایوویچ چگونه شکست خورد و چگونه در دو بازی پلی آف مقابل ایرلند جنوبی علیرغم تمام آنچه که لیاقتش را داشت نتوانستند پیشرفت کنند. گل یحیی گل محمدی به ایرلند در بازی برگشت یکی از ماندگارترین صحنه های تاریخ فوتبال ایران بود. یک شادی غم انگیز، نمادی از تلاش ناکافی.

جام جهانی 2006 با آن حمله بزرگ به علی دایی در خاطره فوتبال ایران بایگانی شده است. موج اس ام اس شوخی های تند با شهریار، خداحافظی برونکو، اخراج دادکان توسط علی آبادی و احمدی نژاد و تعلیق فوتبال در کشور. جام جهانی 2010 شکست دیگری بود. شکست خانگی علی دایی مقابل عربستان و آن شادی تحریک آمیز سعودی ها. جام جهانی 2014 با گل معجزه آسای رضا گوچان نژاد به کره جنوبی در آخرین دیدار مرحله مقدماتی و جام جهانی 2018 با جدال تاریخی کی روش و هواداران برونکو به یادگار خواهد ماند.

به نظر می رسد بسیاری از ما در آنجا گیر کرده ایم. پس از آن کم کم فوتبال رنگ و بوی خود را از دست داد و مردم با نگرانی هایی مواجه شدند که کل ماجرای کی روش و برونکو را به یک شوخی کودکانه تبدیل کرد. به نظر می رسد هزار سال گذشته است و ما کاملاً احساس خود را فراموش کرده ایم. جام جهانی 2022 عمیقاً تحت تأثیر وقایع سال 1401 بود و اکنون که به جام جهانی 2026 نزدیک می شویم، فضا از آن زمان هم عجیب تر است. گله ای مثل امیر نیست، اما کاش یکی به او می گفت بعید است افرادی که کلیدواژه های روزانه شان جنگ، جت، کشتی، پهپاد، تعدیل، تورم، کالابرگ و کانفیگ است، از صعود دو مرحله ای تیم شما در جام جهانی بسیار خوشحال شوند. از دنیای جداگانه خود، نگاهی به دنیای متفاوت افراد بیندازید.



منبع:

دنیای اقتصاد





دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی