اگر استارمر تصمیم به کناره گیری یا برکناری بگیرد، جانشین او هفتمین نخست وزیر بریتانیا در یک دهه خواهد بود. با وجود پیروزی قاطع در انتخابات 2024، محبوبیت استارمر در بین مردم بریتانیا تقریباً بلافاصله پس از روی کار آمدن به قدرت کاهش یافت. موقعیت استارمر ماه هاست که رو به افول بوده است. او توسط جناح راست به دلیل ناتوانی در کنترل مهاجرت غیرقانونی، توسط چپ به دلیل سیاست های اقتصادی نامطلوب و از سوی طیف گسترده ای از فعالان سیاسی به دلیل نداشتن کاریزما و بینش سیاسی مورد انتقاد قرار گرفته است.
نتایج انتخابات محلی هفته گذشته، که در آن حزب کارگر بیش از 1400 کرسی در شوراهای انگلیس و کنترل پارلمان ولز (جایی که بزرگترین حزب برای دههها بود) از دست داد، به نظر میرسد که دهها نماینده حزب کارگر را متقاعد کرده است که استارمر نمیتواند در انتخابات عمومی بعدی که در تابستان 2029 برگزار میشود، پیروز شود.
اگرچه استارمر بارها قول داده است که ادامه دهد، اما حزب او راه هایی دارد که او را مجبور به رفتن کند. مخالفان وی برای شروع انتخابات رهبری در میان اعضای حزب به 81 امضا نیاز دارند که معادل یک پنجم کرسی های حزب کارگر در پارلمان است. با این حال، برخلاف حزب محافظه کار، حزب کارگر سنت «برکناری رهبران» را ندارد. این حزب هرگز یک چالش رسمی علیه نخست وزیر فعلی خود ایجاد نکرده است.
زمانی که تونی بلر در سال 2007 به دلیل اختلافات حزبی بر سر جنگ عراق از سمت نخست وزیری کنار رفت، جانشین از پیش تعیین شده او، گوردون براون، بدون مخالفت برای نخست وزیری و رهبر حزب انتخاب شد. این بار اما احتمالاً اوضاع پیچیده تر خواهد شد. مشخص نیست که آیا هیچ یک از رقبای Starmer دارای امضاهای لازم برای ایجاد یک چالش هستند یا خیر، و بسیاری از پیشتازان بالقوه یا بی تجربه هستند یا درگیر رسوایی هستند.
آنجلا راینر، معاون سابق نخست وزیری که سال گذشته پس از عدم پرداخت دقیق مالیات دارایی خود استعفا داد، هنوز رسماً اعلام نکرده است که استارمر را به چالش می کشد، اگرچه او یک رقیب جدی محسوب می شود.
استارمر اولین رهبری نخواهد بود که پس از دو سال قدرت در انتخابات محلی نتایج فاجعه باری به دست آورد، اما موفق شد در انتخابات ملی بعدی برای دومین بار پیروز شود. مارگارت تاچر، نخست وزیر محافظه کار، بیش از 1000 کرسی شوراها را در سراسر انگلستان در انتخابات محلی 1981 از دست داد، اما دو سال بعد در انتخابات ملی به پیروزی قاطع رسید. تونی بلر نیز در سال 1999 بیش از 1000 کرسی شورا را از دست داد، اما دو سال بعد برای دومین بار در انتخابات عمومی پیروز شد.
اما اگر استارمر امیدوار بود که وعده تغییرات رادیکالتر میتواند تاریخ را تکرار کند، تغییراتی که او وعده داده بود چندان رادیکال نبود. او قول داد بریتانیا را به اروپا نزدیکتر کند. پس از سال ها روابط خصمانه بر سر برگزیت؛ سیاستی که توسط نایجل فاراژ، رهبر حزب راست افراطی اصلاحات بریتانیا، که در انتخابات محلی هفته گذشته جهش بزرگی انجام داد، حمایت شد. این تحولات در حالی رخ می دهد که به گفته الجزیره، گمانه زنی ها در مورد احتمال رقابت قریب الوقوع برای رهبری این حزب افزایش یافته است. تا صبح روز سه شنبه، در حالی که وزرا برای نشست اضطراری کابینه در لندن درباره آینده استورمر آماده می شدند، حداقل 72 نماینده از حزب حاکم کارگر علناً خواستار استعفای فوری او یا تعیین جدول زمانی برای استعفای او شده بودند.
استارمر یکی از پایین ترین میزان محبوبیت را در میان رهبران غربی دارد. آخرین نظرسنجی Ipsos Political Pulse نشان می دهد که نیمی از رای دهندگان بریتانیایی معتقدند استارمر باید کناره گیری کند و دو سوم معتقدند که احتمال پیروزی او در انتخابات کم است. انتخابات عمومی بعدی باید تا ژوئیه 2029 یعنی پنج سال پس از انتخابات قبلی برگزار شود. تیم بیل، استاد علوم سیاسی در دانشگاه کوئین مری لندن، گفت که انتخابات محلی تنها چیزی را که مردم قبلاً میدانستند و حزب کارگر از آن میترسیدند، تأیید کرد: «این که دولت عمیقاً منفور است و استورمر حتی از دولت منفورتر است». برای شروع رقابت رهبری، بیش از 20 درصد از نمایندگان حزب کارگر یعنی 81 نفر باید از یک نامزد جدید حمایت کنند.
نام های مطرح جایگزین استارمر
آنجلا راینر: معاون سابق نخستوزیر استارمر، آنجلا راینر، یک اتحادیهگرای چپ، بهعنوان یکی از معتبرترین رقبای خود ظاهر شده است، اگرچه او خود را نامزد نکرده است. رینر وزیر مسکن بود اما سال گذشته به دلیل نقض قوانین وزارتخانه در مورد مالیاتش مجبور به استعفا شد. گزارش شده است که او از اندی برنهام، شهردار بزرگ منچستر خواست تا به پارلمان بازگردد و اشاره کرد که از او در رقابت های رهبری حمایت خواهد کرد. برنهام نماینده مجلس نیست زیرا کمیته اجرایی ملی حزب کارگر مانع از شرکت او در انتخابات میاندورهای در ژانویه شد.
وس استریتینگ: وزیر بهداشت، وس استریتینگ، که به طور سنتی در سمت راست میانه حزب دیده می شود، اما در مورد برخی از مسائل مانند غزه و رفاه موضعی چپ گرفته است، بیل گفت، همچنین یکی از رقبای احتمالی است، زیرا برخی از قانونگذاران راینر را “مناسب کار” نمی دانند و استریتینگ سخنران خوبی است. برخی رسانههای بریتانیایی روز دوشنبه گزارش دادند که گفته میشود او قبلاً از حمایت 20 درصدی نمایندگان حزب کارگر برای نامزدی خود برخوردار شده است. متحدان خیابانی به نتایج انتخابات در حوزه انتخابیه او در ردبریج اشاره میکنند که حزب کارگر هفته گذشته برنده شد، به عنوان نشانهای مطلوب برای چالش احتمالی رهبری. با این حال، گاردین روز دوشنبه گزارش داد که او در گذشته به دلیل دوستی سابقش با مندلسون، حمایت خود را از دست داده است.
اندی برنهام: شهردار منچستر بزرگ، اندی برنهام، که در نظرسنجیها به عنوان شهردار محبوب مردم شناخته میشود، در حال حاضر به دلیل نداشتن کرسی در پارلمان قادر به رقابت نیست. او قبل از اینکه بتواند چالشی را مطرح کند، باید در انتخابات میان دوره ای پیروز شود. حامیان او احتمالاً خواهان یک جدول زمانی برای استعفای استارمر هستند، نه خروج فوری، تا زمان کافی برای آن در نظر گرفته شود. نظرسنجی YouGov نشان داده است که 34 درصد از بریتانیایی ها فکر می کنند که او می تواند نخست وزیر بهتری از استارمر باشد.
کاترین وست: کاترین وست، نماینده کمتر شناخته شده برای هورنسی و فریرن بارنت در شمال لندن، به نظر می رسد پس از هشدارهایی که می تواند خودش یک رقابت برای رهبری راه اندازی کند، عقب نشینی کرده است. وست در مصاحبه ای با بی بی سی گفت که ترجیح می دهد کابینه “خود را سازماندهی مجدد کند” تا از انتخابات رهبری جلوگیری کند. اما اگر تا روز دوشنبه یک رهبر جدید معرفی نشود، از نمایندگان مجلس می خواهد که از او حمایت کنند تا نخست وزیر را به چالش بکشند. پس از سخنرانی آقای استارمر در روز دوشنبه، او آن را “خیلی دیر و ناکافی” خواند، اما نشان داد که دیگر برای رهبری حزب کارگر نامزد نخواهد شد.
یوکی رهبر حزب اصلاحات چه می گوید؟
دیپلماسی مدرن نیز در گزارشی نوشت که حزب «اصلاح بریتانیا» با تصاحب بیش از 1400 کرسی شورا در سراسر انگلستان و کنترل 13 مقام محلی، پرچم خود را در مناطقی به اهتزاز درآورد که در حافظه تاریخی خود هرگز رقابت سیاسی جدی را به خود ندیده بود. مناطقی مانند ساندرلند، سافولک، هیوینگ، اسکس و نیوکاسل-آندر-لایم. در مقابل، حزب کارگر بیش از 1300 کرسی و کنترل 35 شورا را از دست داد و محافظه کاران که پیش از این نیز ضعیف شده بودند، 552 کرسی دیگر را از دست دادند. نایجل فاراژ که در مقابل تالار شهر هیوینگ – منطقه ای که برای دهه ها توسط حزب کارگر تحت کنترل بود – سخنرانی می کرد، این رویداد را یک تغییر واقعاً تاریخی در سیاست بریتانیا خواند. او اغراق نمی کرد. اگر نتایج این انتخابات محلی به کل پارلمان تعمیم یابد، اصلاحات بریتانیا 284 کرسی، حزب کارگر 110 کرسی و محافظه کاران 96 کرسی خواهند داشت. سیستم دو حزبی بریتانیا نه تنها شکسته است، بلکه در یک دوره انتخاباتی فروپاشیده است.
حزب اصلاحات یک شبه ظهور نکرد. این حزب آخرین و نتیجه بخش ترین فصل در داستان دهه ها شورش علیه نظام است که حول یک شخصیت می چرخد: نایجل فاراژ. فاراژ برای سالها به عنوان رهبر صریح حزب استقلال بریتانیا (UKIP) از پارلمان اروپا به عنوان یک انجمن برای استدلال در مورد اینکه طبقه سیاسی بریتانیا حاکمیت ملی را به بروکسل تسلیم کرده است، استفاده کرد. پس از همه پرسی برگزیت در سال 2016، او فکر می کرد که به بزرگترین هدف سیاسی خود رسیده است، اما برگزیت تنها آغاز راه بود. در اواخر سال 2018، فاراژ حزب برگزیت را تأسیس کرد، که از آنچه به عنوان “خرابکاری عمدی دولت محافظهکاران در مسیر خروج از اتحادیه اروپا” میدانست، ناامید شده بود. پس از خروج رسمی بریتانیا در سال 2020، این حزب با اذعان به این واقعیت که اگرچه برگزیت روی کاغذ حاصل شده است، نام خود را به اصلاحات بریتانیا تغییر داد، اما شرایطی که آن را ایجاد کرد – طبقه سیاسی جدا شده از مردم، اقتصاد ناعادلانه و ناتوانی در کنترل مهاجرت – تغییر نکرده است.
سناریوهای آینده چیست؟
سوال اصلی در محافل سیاسی بریتانیا دیگر این نیست که آیا اصلاحات می تواند حکومت کند یا خیر، بلکه این است که آیا تا سال 2029 خواهد بود یا خیر. سه سناریو ممکن است:
1. پیروزی در انتخابات سراسری: اصلاحات با استفاده از شبکه 1400 شورای محلی که اکنون در اختیار دارد، زیرساخت های لازم را برای پیروزی در حوزه های انتخابیه فراهم می کند.
2. پارلمان معلق: سناریویی که در آن هیچ حزبی اکثریت مطلق را ندارد و اصلاحات به عنوان بزرگترین حزب باید تصمیم بگیرد که آیا به تنهایی حکومت کند یا به دنبال ائتلاف باشد. این موضوع محافظه کاران را در موقعیت دشواری قرار می دهد.
3. تکه تکه شدن آرا: حضور احزاب کوچکتری مانند سبزها و لیبرال دموکرات ها ممکن است به نفع اصلاحات باشد، زیرا آرای اپوزیسیون را شکافته و راه را برای پیروزی آنها هموار می کند. سیاست بریتانیا دوباره تنظیم شده است. احزابی که سیاست قرن بیستم را تعریف کردند، اکنون ضعیف، پراکنده و تحت فشار وجودی هستند. حزبی که کمتر از هشت سال پیش به عنوان یک جنبش حاشیه ای شناخته می شد، اکنون در نظرسنجی ها پیشتاز است و رهبری دارد که به طور فزاینده ای به عنوان نخست وزیر احتمالی آینده دیده می شود. سؤال باقی مانده این است: چه کسی بر آنچه از نظم سابق باقی مانده است، حکومت خواهد کرد؟





