عبدالباری عطوان؛ صدایِ روشنگری رسانه در میانه‌ی جنگِ روایت‌ها

عبدالباری عطوان؛ صدایِ روشنگری رسانه در میانه‌ی جنگِ روایت‌ها

در عصری که حکومت های استبدادی سعی در تحمیل گفتمان های مورد نظر خود با کمک امپراتوری های رسانه ای و تبلیغات همه جانبه دارند و با هضم و جهت دهی افکار عمومی، زمینه رسیدن به خواسته های استعماری خود را فراهم می کنند، حفظ استقلال رسانه ای و مقاومت در برابر گرداب های ذهنی و القائات جریان های مسلط، هنری بزرگ و مسئولیتی خطیر است. در چنین فضای پرتلاطمی، تنها رسانه های مستقل می توانند چراغ حقیقت را روشن نگه دارند و صدای عدالت را از هیاهوی تبلیغات مخرب جدا کنند.

در این میان دکتر عبدالباری عطوان از معدود نویسندگان و صاحب نظران برجسته جهان اسلام است که توانسته مواضع خود را در برابر هجوم رسانه های طیف مخالف حفظ کند و در برابر بادهای تند تبلیغات و تحریف مقاومت کند. او نماد پیروی از حقیقت و استقلال در عرصه رسانه است که توانسته مرزهای هدایت شده و فریب خورده را بشکند و صدای واقعی و مستقل جهان عرب باشد.

عبدالباری عطوان روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی فلسطینی تبار است که در دهه های گذشته جایگاه قابل توجهی در فضای رسانه ای عرب به دست آورده است. او بیشتر به خاطر تحلیل هایش از تحولات خاورمیانه، درگیری های اعراب و اسرائیل و روابط قدرت در نظام منطقه ای شناخته شده است. عطوان را می توان یکی از چهره های تاثیرگذار رسانه ای دانست که آثار و مواضع او نه تنها در سطح خبررسانی، بلکه در سطح تفسیر سیاسی و چارچوب بندی تحولات منطقه مورد توجه قرار گرفته است. عطوان از نظر روش و سبک تحلیل عموماً رویکردی روشن، موضعی و هشداردهنده را در پیش می گیرد. نوشته‌ها و سخنرانی‌های او اغلب مبتنی بر برجسته کردن بحران‌ها، تنش‌ها و پیامدهای استراتژیک رویدادهای جاری است و سعی می‌کند رویدادهای جاری را در ارتباط با زمینه‌های تاریخی و توازن‌های ژئوپلیتیک بزرگ‌تر معنا کند.

یکی از ویژگی های برجسته آثار او پیوند رویدادهای موقت با روندهای بلندمدت و سناریوهای آینده نگر است. این به تحلیل او بعد روایی، تفسیر محور و گاه پیش بینی می دهد. از این منظر، عطوان به جای اینکه در قالب یک تحلیلگر دانشگاهی و بی طرف ظاهر شود، به عنوان یک روزنامه نگار متعهد و موضعی عمل می کند که هدفش نه تنها اطلاع رسانی، بلکه اقناع، جهت دهی و بسیج ادراک مخاطبان است. در بخش مهمی از آثار و نظرات عطوان نوعی همدردی آشکار با جبهه مقاومت و به ویژه ایران به چشم می خورد.

این همسویی عمدتاً در نحوه ترسیم تحولات منطقه منعکس شده است. به گونه ای که بسیاری از رویدادهای خاورمیانه در دستگاه تحلیلی وی در قالب تقابل محور مقاومت از یک سو و اسرائیل، آمریکا و متحدان منطقه ای آنها از سوی دیگر بازنمایی می شود. در این چارچوب، ایران به عنوان یک بازیگر استراتژیک با ظرفیت های فرامرزی، عمق نفوذ منطقه ای و قدرت بازدارندگی در برابر اسرائیل معرفی می شود. عطوان در ارزیابی های خود نقش ایران را نه تنها در سطح سیاست خارجی یک دولت، بلکه به عنوان بخشی از یک سیستم ژئوپلیتیکی گسترده تر که بر موازنه قدرت در خاورمیانه تأثیر می گذارد، تحلیل می کند.

این نگاه باعث شده است که او در میان مخاطبان همسو با گفتمان مقاومت مورد توجه ویژه قرار گیرد. اما از سوی دیگر، این رویکرد از سوی برخی منتقدان به عنوان نشانه ای از غلبه پیش فرض های ایدئولوژیک بر تحلیل ارزیابی شده است. به طور کلی، منتقدان عطوان بر این باورند که گشودگی موضع، زبان قاطع و تمایل به نتیجه گیری قطعی، گاه فاصله تحلیلی او را کاهش می دهد و آثارش را از معیارهای رایج بی طرفی حرفه ای دور می کند. اما از منظر جامعه‌شناسی رسانه‌ها، این ویژگی‌ها نیز بخشی از دلایل جذابیت و تأثیرگذاری او به شمار می‌رود. زیرا مخاطب با متنی مواجه می شود که نه تنها خبر یا تحلیل می دهد، بلکه جایگاهی روشن و قابل تشخیص را نیز به همراه دارد.

عطوان همچنین مواضع انتقادی و صریح در قبال برخی دولت های عربی اتخاذ کرده است. محور اصلی این انتقادات همسویی این دولت ها با سیاست های آمریکا و اسرائیل و فاصله گرفتن از موضوع فلسطین و در برخی موارد اتخاذ رویکردهایی است که از دیدگاه وی در تضاد با منافع جهان عرب است. به همین دلیل نوشته ها و سخنرانی های او اغلب با مواضع رسمی دولت های عربی همخوانی ندارد و در بسیاری از موارد رویکردی تقابلی با آنها دارد.

از منظر ارتباط غیرکلامی، عطوان اغلب در سخنرانی ها و گفتگوهای تصویری حضوری پرانرژی و پویا دارد. لحن او معمولاً با تاکید آوایی، تغییرات قابل توجه در زیر و بم، مکث های معنی دار و حرکات بدن و صورت همراه است که به متقاعد کننده بودن گفتار او می افزاید. این عناصر سخنان او را از حالت صرفاً اطلاع رسانی خارج می کند و به آن کیفیتی خطابانه و چشمگیر می بخشد.

از دیدگاه تحلیل ارتباطی، چنین روشی باعث می شود که مخاطب عام با تصویری روبه رو شود که به راحتی قابل پیگیری است و در عین حال از شدت عاطفی و فوریت ادراکی بالایی برخوردار است. به همین دلیل، جذابیت عطوان تنها به دلیل محتوای تحلیلی او نیست، بلکه تا حد زیادی به سبک ارائه، ساختار بیانی و توانایی او در ایجاد احساس اهمیت و فوریت است.

در این چارچوب، پیشینه و هویت فلسطینی عطوان نیز یکی از عناصر تعیین کننده در شکل گیری افق فکری و جهت گیری های تحلیلی او به شمار می رود. تجربه زندگی در بستر مسئله فلسطین، اشغال، آوارگی و تداوم درگیری با اسرائیل، در بسیاری از تحلیل های او حضور پررنگی دارد و به گفتار و نوشتار او نوعی بار تاریخی و احساسی می بخشد. از این منظر، مواضع عطوان را نمی توان صرفاً محصول یک جریان رسانه ای یا حرفه ای دانست، بلکه باید در ارتباط با تجربه زیسته، حساسیت هویتی و تعلق ملی او به مسئله فلسطین دانست.

این پیشینه باعث شده است که وی در برخورد با اسرائیل و برخی از دولت های عربی نزدیک به آن، رویکرد سختگیرانه، حساس و گاه تقابل آمیزتری اتخاذ کند. از این رو، فلسطینی بودن عطوان نه تنها یک ویژگی زائیسی است، بلکه عنصری مؤثر در تولید و بازتولید دیدگاه تحلیلی اوست. در خاتمه می توان گفت عبدالباری عطوان یکی از چهره های برجسته و تأثیرگذار روزنامه نگاری تحلیلی عربی است که آثارش آمیزه ای از صراحت، موضع گیری، روایت سیاسی، هشدار و بلاغت است. او در عین برخورداری از مخاطبان گسترده و نفوذ رسانه ای قابل توجه، همیشه منبع بحث و جدل بوده است. زیرا برخی او را به تعصب سیاسی و فاصله گرفتن از بی طرفی حرفه ای متهم می کنند. با این حال، شکی نیست که عطوان را باید یکی از صداهای عدالت محور در شکل دادن به افکار عمومی شهروندان کشورهای عربی دانست. صدایی که درک آن مستلزم توجه همزمان به سبک رسانه ای، جهت گیری سیاسی و هویت و سابقه تاریخی اوست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی