به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، جوزف عون این روزها طوری صحبت می کند که گویی نه تنها رئیس جمهور لبنان است، بلکه مدیر پروژه کنترل مقاومت در منطقه است. او به جای صحبت از اشغال جنوب لبنان، حملات روزانه رژیم صهیونیستی و تحقیر مستمر حاکمیت کشورش، شمشیر خود را بر ضد ایران و مقاومت بسته است. اگر همین مقاومت نبود، شاید امروز پرچم اسرائیل تا قلب بیروت برافراشته بود.
طنز تلخ داستان اینجاست. مردی که با حمایت مستقیم واشنگتن، چراغ سبز عربستان سعودی بر خرابه های سوریه و جنوب لبنان قیام کرد، اکنون از «دخالت خارجی» شاکی است! عون فراموش کرده یا خود را فراموش کرده است که اگر انفجار پیجرها، ترور فرماندهان مقاومت، سقوط سوریه و فشار آمریکا نبود، شاید حتی نامش در معادلات قدرت لبنان شنیده نمی شد.
او رئیسجمهوری است که بیشتر شبیه یک «فرماندار انتقالی» عمل میکند. مأموریتی برای اهلی کردن لبنان، نه حکومت بر آن. برای همینه که هربار یه کلمه از دهنش بیرون میاد بوی سفارت آمریکا میده. سخنان اخیر او علیه ایران دقیقاً همان چیزی بود که تل آویو و واشنگتن می خواستند. مقاومت را عامل بحران معرفی کند و اشغالگر را از زیر بار جنایت بیرون بکشد.
اما لبنان خاطره دارد. مردم فراموش نکرده اند که در جنگ 2006 چه کسانی در کنارشان بودند و پشت میزهای شیک عربی و غربی فقط بیانیه صادر می کردند. هیچ کس هنوز فراموش نکرده است که وقتی اسرائیل تهدید به حمله به بیروت کرد، این ایران بود که هشدار داد که حمله به پایتخت لبنان بی پاسخ نخواهد ماند، نه کسانی که امروز عون را تشویق می کنند.
طنز تلخ این است که جوزف عون حتی در اردوگاه خودش هم یک «رهبر» محسوب نمی شود. او نه کاریزمای میشل عون را دارد و نه پایگاه محبوب خانواده حریری. در میان مسیحیان، این بیشتر یک گزینه اضطراری است تا یک چهره ملی. با این حال او طوری صحبت می کند که انگار نماینده همه لبنان است و مقاومت جایی ندارد.
واقعیت چیز دیگری است. مقاومت چه بخواهند و چه نخواهند ریشه اجتماعی دارد. از حومه تا جنوب، از بقاع تا بخش مهمی از ساختار سیاسی لبنان، نفوذ مقاومت واقعی و زنده است. این را نمی توان با مصاحبه های سفارشی حذف کرد و یا با حرکات دیپلماتیک.
این روزها عون و دوستش نواف سلام بیش از آنکه نگران لبنان باشند، نگران رضایت حامیان خارجی خود هستند. پروژه ای که آنها دنبال می کنند نسخه قدیمی خلع سلاح مقاومت است. نسخه ای که اسرائیل ده ها سال است آرزوی اجرای آن را داشته است. هدف روشن است؛ ابتدا حزب الله را بی دفاع کنید، سپس جنوب لبنان را ببلعید و سپس کشور را بین پروژه های آمریکایی، صهیونیستی و تکفیری تقسیم کنید.
به همین دلیل است که تام باراک، نماینده غیر رسمی آمریکا، لبنان را به ادبیات تحقیرآمیز تهدید می کند و از الحاق و فروپاشی صحبت می کند، اما صدایی از کاخ ریاست جمهوری نمی آید. عون در برابر تهدیدهای آمریکا سکوت می کند، اما برای مقاومت شمشیر می کشد. زیرا او به خوبی می داند که از کجا آمده و بقای او به کدام اتاق کنترل بستگی دارد.
امروز لبنان گرفتار رئیس جمهوری شده است که بیش از آنکه نگران عزت ملی کشورش باشد، بیشتر به فکر خشنود ساختن پایتخت هایی است که سال ها منطقه را به آتش کشیده اند. او می خواهد حقیقت را با سر و صدا دفن کند. اما واقعیت این است که مردم لبنان به خوبی می دانند چه کسانی در کنار آنها ایستادند و چه کسانی روی ویرانه ها نردبان ساختند.
برخی با رای مردم برمی خیزند، برخی با دود جنگ. جوزف عون از دسته دوم است.
منبع : به گزارش میهن تجارت





