تریتا پارسی، تحلیلگر و رئیس اندیشکده کوئینسی در یادداشتی نوشت: اسرائیل با نادیده گرفتن خواسته های عمومی ترامپ به ایران پاسخ نظامی داده است. تحلیلگران اسرائیلی آشکارا اعلام کرده اند که اسرائیل نمی تواند اجازه دهد ایران معادله جدیدی در منطقه ایجاد کند. معادله ای که در آن تهران با موفقیت قدرت بازدارندگی خود را به لبنان رساند. اما اسرائیل با سرپیچی از ترامپ نه تنها معادله جدید ایران را به چالش کشیده است، بلکه اعتبار ترامپ را نیز زیر سوال برده است.
حالا توپ هم در زمین تهران و هم در زمین ترامپ است.
اگر سرپیچی اسرائیل بدون مجازات بماند، این دیدگاه را در ایران تقویت خواهد کرد که ترامپ یا نمیتواند یا نمیخواهد اسرائیل را مهار کند. از دیدگاه تهران، اگر آمریکا نتواند یا نخواهد اسرائیل را کنترل کند، توافق با واشنگتن ارزش چندانی ندارد. یک اسراییل بی بند و بار فقط احتمال درگیری مجدد و تلاش های مستمر برای کشاندن آمریکا به جنگ را افزایش می دهد.
همچنین به نظر می رسد ترامپ تمایلی به صرف سرمایه سیاسی لازم برای مهار نتانیاهو فراتر از تماس های تلفنی خشمگین و بیانیه های عمومی تند ندارد. مگر اینکه بداند با ایران توافقی وجود دارد. در واشنگتن، رویارویی با اسرائیل کار آسانی نیست. از دیدگاه ترامپ، این تنها زمانی ارزش دارد که توافق با ایران از قبل تضمین شده باشد. به طور خلاصه، ترامپ مایل است اسرائیل را برای حفظ یک توافق مهار کند، اما نه برای دستیابی به آن. اما قبل از موافقت با توافق، ایران شواهدی می خواست که ترامپ بتواند اسرائیل را مهار کند.
در نتیجه، محتمل ترین سناریو دور دیگری از حملات ایران و اسرائیل است، در حالی که در همان زمان، ترامپ از اعمال محدودیت های معنادار بر اسرائیل خودداری می کند. سوال اصلی این است که آیا ترامپ بالاخره وارد درگیری خواهد شد یا به آن کشیده خواهد شد.
به نظر می رسد ایرانی ها برای هر دو نتیجه آماده هستند. اگر ترامپ دوباره وارد جنگ شود، تهران ممکن است از گزینه هایی استفاده کند که در درگیری قبلی از آنها استفاده نکرده است. از جمله اختلال در کشتیرانی دریای سرخ و حمله به زیرساخت های نفتی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای افزایش قیمت نفت به بیش از 200 دلار در هر بشکه.
اگر ترامپ کنار بماند، احتمالاً چنین تشدید غیرضروری تلقی خواهد شد. در عوض، تهران به دنبال فرسودگی سامانه های پدافند هوایی رژیم صهیونیستی و تخلیه بیشتر ذخایر موشک های رهگیر خود خواهد بود. اجماع فزاینده ای در ایران وجود دارد که موافقت با آتش بس پس از 12 روز جنگ در ژوئن 2025 یک اشتباه بود.
تهران معتقد است که اسرائیل پس از حدود ده روز جنگ به شدت آسیب پذیر شده است. زیرا ذخایر موشک های رهگیر آن به سرعت در حال اتمام بود، در حالی که ایران هنوز ظرفیت موشکی قابل توجهی داشت.
تصمیم گیرندگان ایرانی بر این باورند که اسرائیل نمی تواند دو یا سه هفته دیگر درگیری فعال را بدون حمایت گسترده ایالات متحده تحمل کند. موشک های ایران از موشک های رهگیر اسرائیل بیشتر است و اسرائیل معمولا از چندین رهگیر برای انهدام یک موشک ایرانی استفاده می کند. از نظر تهران معادله به نفع ایران است.
همه اینها هنوز قابل اجتناب هستند. گزارش ها حاکی از آن است که ایران پاسخی جامع به پیش نویس یادداشت آمریکا ارائه کرده است. نکته اصلی اختلاف نظر تهران برای آزادسازی 12 میلیارد دلار از دارایی های بلوکه شده ایران در ابتدای توافق است. ترامپ تاکنون رد کرده است.
اما اگر کوتاه آمد، تفاهم نامه را می توان ظرف چند روز امضا کرد. سپس تهران ملزم به پایبندی به آتش بس منطقه ای جامع خواهد بود و ترامپ به دستاورد دیپلماتیکی دست خواهد یافت که توجیه لازم برای مهار اسرائیل را برای او فراهم می کند.
شاید این دقیقاً همان چیزی است که تهران روی آن حساب می کند. به هر حال محمدباقر قالیباف، مذاکره کننده ارشد ایران، اخیراً در توئیتی نوشت: «از طریق مذاکره گل نمیزنیم، بلکه با موشک گل میزنیم؛ در مذاکره فقط این موضوع را برای آنها توضیح میدهیم».





