جنگ ایران و آمریکا به کجا می‌رسد؟ | واکاوی هدف ترامپ از حملات شبانه

جنگ ایران و آمریکا به کجا می‌رسد؟ | واکاوی هدف ترامپ از حملات شبانه

محمد ندیمی در گفت وگو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت اظهار کرد: برای تحلیل شرایط کنونی باید جایگاه آمریکا را در نظام بین الملل در نظر گرفت. ایالات متحده طی دهه های گذشته هزینه های سنگینی را برای حفظ شبکه مالی جهانی و موقعیت مسلط دلار متحمل شده است. هزینه هایی که در مقطعی به بیش از یک تریلیون دلار رسید، در حالی که چین بدون پرداخت چنین هزینه هایی توانسته رشد اقتصادی قابل توجهی را در همان نظم بین المللی تجربه کند.

وی افزود: آمریکایی ها برای کنترل تجارت جهانی و حفظ ساختار جهانی شدن تلاش کرده اند در عرصه های سیاسی، نظامی، آبراه های استراتژیک و منابع انرژی نقش مسلط ایفا کنند. در واقع آمریکا امروز برای تداوم برتری خود در شبکه مالی جهانی بیش از گذشته به مداخله در عرصه های ژئوپلیتیکی روی آورده است و همین موضوع باعث شده تا در بسیاری از مناطق به عنوان عامل بی ثبات کننده شناخته شود.

این کارشناس مسائل بین الملل تصریح کرد: هدف اصلی واشنگتن از این اقدامات حفظ ترتیبات امنیتی و اقتصادی مبتنی بر دلار و کنترل تولیدکنندگان و مسیرهای اصلی انرژی در جهان است. از این منظر، بسیاری از بحران ها و درگیری های کنونی را باید در چارچوب تلاش آمریکا برای حفظ موقعیت برتر خود در نظام بین الملل تحلیل کرد.

ندیمی با اشاره به جایگاه ایران در این معادلات گفت: جمهوری اسلامی ایران نیز بخشی از این تقابل گسترده است. همانطور که آمریکا در مقاطع مختلف نسبت به کشورهایی مانند ونزوئلا، پاناما و برخی مناطق دیگر حساسیت نشان داده است، سیاست فشار و مهار ایران را نیز دنبال می کند.

وی ادامه داد: وقتی صحبت از مذاکره می شود باید توجه داشت که این مذاکرات در بستر تنش های مستمر صورت می گیرد. در واقع ما با چرخه تکراری تهدید، تنش، توقف موقت درگیری و بازگشت به میز مذاکره مواجه هستیم. اما توقف جنگ یا کاهش تنش لزوما به معنای دستیابی به توافقی متوازن و دوجانبه نیست.

هدف آمریکا از فشار مقطعی چیست؟

این تحلیلگر مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: از دیدگاه آمریکا هر دوره فشار و سپس مذاکره می تواند ابزاری برای تحمیل خواسته های واشنگتن به طرف ایرانی باشد. به همین دلیل آمریکا همزمان از ابزارهای مختلفی مانند فشار اقتصادی، محدودیت های تجاری، اختلال در صادرات نفت، موانع واردات کالاهای استراتژیک و تهدیدات نظامی برای تغییر شرایط به نفع خود استفاده می کند.

تنها راه پیش روی کشور مقاومت است

ندیمی تاکید کرد: مجموعه این اقدامات در راستای افزایش نفوذ و سلطه آمریکا در حوزه انرژی و جغرافیای استراتژیک جهان قابل ارزیابی است. بر این اساس معتقدم جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی با گزینه ای به نام «توافق باثبات» مواجه نیست و در این برهه از زمان تنها گزینه پیش روی کشور مقاومت در برابر فشارهای خارجی است. اما این موضوع نیز ابعاد و الزامات خاص خود را دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.

ندیمی با اشاره به تاثیر تحولات سایر مناطق جهان بر معادلات غرب آسیا گفت: حوادث اروپا و شرق آسیا می تواند بر روند تحولات غرب آسیا و حتی دوره های توقف درگیری ها تاثیر بگذارد. به عنوان مثال، اروپا اخیراً ده ها بانک روسی را دوباره تحریم کرده است و در هفته های گذشته تعدادی از پایانه ها و پالایشگاه های روسیه هدف حملات مختلف قرار گرفته اند. موضوعی که فشار اقتصادی و زیرساختی قابل توجهی را بر مسکو وارد کرده است.

وی افزود: از سوی دیگر تحولات شرق آسیا نیز می تواند زمینه ساز اتفاقات جدید باشد. آمریکایی ها در تولید برخی تجهیزات و تسلیحات دفاعی با چالش هایی مواجه هستند و این موضوع می تواند فرصت هایی را برای چین در منطقه شرق آسیا فراهم کند. به طور کلی، جهان به سمت چرخه ای از اختلال در تامین و توزیع مواد خام حرکت می کند. روندی که می تواند بی ثباتی و آشفتگی بیشتری در اقتصاد و سیاست بین الملل ایجاد کند.

جهان در یک ماراتن است که برنده آن کشوری است که دوام بیشتری داشته باشد

این کارشناس مسائل بین الملل ادامه داد: اگر بخواهم شرایط کنونی را با مثالی بیان کنم، جهان وارد یک ماراتن فرسایش شده است که برنده آن بازیگری است که بتواند بیشتر دوام بیاورد، دسترسی خود را به مواد خام حفظ کند و بازدارندگی و توازن قوا را در عرصه نظامی از دست ندهد. این مسیر کوتاه مدت نیست و احتمالا در سال های آینده نیز ادامه خواهد داشت.

ندیمی تصریح کرد: نباید از متغیرهای اقلیمی غافل شد. در ماه های آینده پدیده های جوی مانند خشکسالی در برخی مناطق و سیل در سایر نقاط جهان می تواند زنجیره تامین و توزیع مواد اولیه را مختل کرده و فشار بر اقتصاد جهانی را افزایش دهد.

تحولات اروپا و شرق آسیا تحت نظارت آمریکا

وی با اشاره به تحولات اخیر منطقه گفت: اگر این مولفه ها را کنار هم بگذاریم می بینیم که اقداماتی مانند آنچه در روزهای اخیر رخ داد بخشی از یک روند مستمر فشار است. اگرچه آمریکا در مقطع فعلی سناریوی حداکثری خود را اجرا نکرده است، اما همچنان از ابزارهای مختلف برای فشار بر ایران استفاده می‌کند و در عین حال تحولات اروپا و شرق آسیا را به دقت زیر نظر دارد.

این تحلیلگر مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: هدف واشنگتن این است که یا ایران شرایط مورد نظر آمریکا را بپذیرد یا روند فرسایشی فشارها ادامه یابد. در این چارچوب الگوی تکراری شامل محاصره، سایه جنگ، تنش، درگیری محدود، توقف موقت درگیری و بازگشت به میز مذاکره مشاهده می شود. الگویی که از نگاه آمریکا می تواند زمینه تحقق خواسته های این کشور را فراهم کند.

ندیمی تاکید کرد: جمهوری اسلامی ایران با درک این شرایط، در دوره‌های کاهش تنش و توقف درگیری‌ها، به صورت تاکتیکی وارد مذاکره می‌شود. از دیدگاه من یکی از اهداف این رویکرد، خرید زمان برای بهبود شرایط اقتصادی، ایجاد فرصت برای تولید و فعالیت های اقتصادی و افزایش تاب آوری جامعه است، زیرا در شرایط جنگ، بخش قابل توجهی از این ظرفیت ها با محدودیت هایی مواجه است.

وی گفت: تهران سعی دارد از این فرصت ها برای تقویت قدرت داخلی خود استفاده کند و در عین حال منتظر تحولات بزرگ در سایر نقاط جهان باشد. تحولاتی که می تواند بخشی از تمرکز و ظرفیت آمریکا را از پرونده ایران منحرف کند و شرایط متفاوتی را در معادلات بین المللی ایجاد کند.

آمریکا پول می دهد تا به آنچه می خواهد برسد

ندیمی در پاسخ به این سوال که آیا هدف‌گذاری زیرساخت‌ها را می‌توان بخشی از راهبرد فشار بر ایران و کاهش تاب‌آوری کشور دانست، گفت: معتقدم آمریکا حاضر است برای حفظ موقعیت خود و تسلط بیشتر بر منابع راهبردی و گذرگاه‌ها تاوان آن را بپردازد. از دیدگاه تصمیم گیران آمریکایی، کنترل منابع انرژی و مسیرهای حیاتی تجارت جهانی بسیار مهم است و در این چارچوب سیاست های خود را دنبال می کنند.

وی افزود: آمریکا با تکیه بر ظرفیت های ژئوپلیتیکی و موقعیت جغرافیایی خود در تلاش است تا نیازهای راهبردی و اقتصادی خود را برطرف کند. در عین حال، نباید از امکان گسترش بحران در سطح بین المللی غافل شد. بحرانی که در صورت تشدید آن می تواند بسیاری از کشورهای اطراف ایران و حتی مناطق مختلف جهان را با چالش های جدی مواجه کند.

این کارشناس مسائل بین الملل ادامه داد: اگر موضوع به مرحله هدف گذاری زیرساخت ها کشیده شود، متغیرهای جدیدی وارد معادله می شوند. حمله به زیرساخت‌های حیاتی ایران می‌تواند با واکنش متقابل تهران همراه شود و دامنه تنش را به سایر نقاط منطقه گسترش دهد. به همین دلیل هرگونه اقدام علیه زیرساخت های استراتژیک تنها یک موضوع دوجانبه نخواهد بود و می تواند پیامدهای منطقه ای گسترده ای داشته باشد.

ندیمی تصریح کرد: تجربه درگیری های گذشته نیز نشان داده است که ایران بارها اعلام کرده در هر سطحی که مورد حمله قرار گیرد در همان سطح پاسخ خواهد داد. بر این اساس، هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی، پالایشگاه‌ها یا تأسیسات استراتژیک می‌تواند منجر به واکنش‌های متقابل و افزایش سطح تنش در منطقه شود.

پیامدهای گسترده اختلال در زیرساخت های انرژی برای اروپا و آمریکا

وی خاطرنشان کرد: منطقه غرب آسیا به دلیل تمرکز بالای منابع انرژی و وابستگی اقتصاد جهانی به این منابع از حساسیت ویژه ای برخوردار است. بنابراین هرگونه اختلال در زیرساخت های انرژی چه در ایران و چه در سایر کشورهای منطقه می تواند پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی گسترده ای در سطح بین المللی و فراتر از ابعاد نظامی داشته باشد.

ندیمی تاکید کرد: موضوع زیرساخت ها تنها یک موضوع فنی یا نظامی نیست، بلکه به بخشی از معادله بازدارندگی، توازن قوا و مدیریت بحران در سطح منطقه تبدیل شده است و تصمیم گیری در این باره با ملاحظات سیاسی، اقتصادی و امنیتی گسترده همراه است.

ندیمی ادامه داد: مهم این است که در نهایت هزینه این گونه درگیری ها را کدام بازیگران متقبل می شوند. اگر تنش‌ها به سطحی برسد که زیرساخت‌های انرژی و مسیرهای انتقال منابع در منطقه مختل شود، آیا فقط کشورهای درگیر بهای آن را خواهند پرداخت یا اقتصادهای بزرگ جهان نیز تحت تأثیر قرار خواهند گرفت؟

وی افزود: به نظر من هرگونه اختلال گسترده در جریان انرژی می تواند هزینه های سنگینی را بر اقتصادهای وابسته به واردات انرژی از جمله چین، ژاپن و بسیاری از کشورهای اروپایی تحمیل کند. کاهش یا اختلال در دسترسی به منابع انرژی، علاوه بر افزایش قیمت، می‌تواند منجر به رکود اقتصادی گسترده‌تر در سطح جهانی شود و پیامدهای اجتماعی و سیاسی قابل توجهی در پی داشته باشد.

این کارشناس مسائل بین الملل تصریح کرد: در چنین شرایطی معمولا دولت ها با افزایش ملاحظات امنیتی و نظامی مواجه می شوند و بخشی از ظرفیت های خود را به مدیریت بحران اختصاص می دهند. بنابراین هرگونه بحران در حوزه انرژی و زیرساخت می تواند به چالشی بین المللی فراتر از یک موضوع منطقه ای تبدیل شود.

ندیمی خاطرنشان کرد: اگرچه معتقدم آمریکا اراده لازم برای اعمال فشار و حتی هدف قرار دادن برخی زیرساخت ها را دارد اما این موضوع به معنای دستیابی قطعی به اهداف راهبردی یا پیروزی نهایی نیست. ظرفیت های آمریکا در زمینه تامین تجهیزات، لجستیک نظامی و مدیریت همزمان چندین بحران نیز محدودیت های خاص خود را دارد و نمی توان از این محدودیت ها چشم پوشی کرد.

ایران قدرتمند، فراتر از یک بازیگر منفعل

وی ادامه داد: از طرفی ایران فقط یک بازیگر منفعل در این معادله نیست. موقعیت جغرافیایی ایران و گستردگی فضای امنیتی پیرامون آن از خلیج فارس تا مسیرهای راهبردی دریایی منطقه، باعث شده است که هرگونه محاسبه در مورد مناقشه با ایران، پیچیدگی های زیادی داشته باشد.

این تحلیلگر مسائل سیاسی گفت: بخشی از این پیچیدگی ناشی از ماهیت جنگ نامتقارن، ظرفیت های بازدارندگی و مقاومت داخلی است. در صورتی که طرف مقابل نتواند به اهداف اصلی خود دست یابد یا بر روند توسعه تسلط کامل داشته باشد، هزینه های بهره برداری به تدریج افزایش یافته و احتمال شکست پروژه های تعریف شده وجود خواهد داشت.

ندیمی تاکید کرد: به همین دلیل موفقیت هر راهبردی علیه ایران مستلزم تحقق مجموعه ای از اهداف سیاسی، امنیتی و اقتصادی به طور همزمان است. در غیر این صورت، افزایش هزینه ها، گسترش دامنه بحران و فرسایش درگیری ها می تواند محاسبات اولیه را تغییر داده و نتایج متفاوتی نسبت به آنچه برنامه ریزی شده بود، به همراه داشته باشد.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی