به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، تربیت کودک فرآیندی فراتر از رفع نیازهای روزمره و فراهم آوردن امکانات رفاهی برای اوست. بسیاری از ویژگی های شخصیتی، مهارت های اجتماعی و توانایی های روانی افراد در سال های اول زندگی شکل می گیرد و نقش والدین در این راستا بسیار تعیین کننده است و به همین دلیل نحوه برخورد با خواسته ها و نیازهای فرزندان می تواند تأثیر عمیقی در آینده آنها بگذارد.
در سال های اخیر همزمان با تغییر سبک زندگی خانواده ها، نوعی از فرزند پروری رواج یافته است که در آن والدین سعی می کنند کمترین ناامیدی و بیشترین رضایت را برای فرزندان خود فراهم کنند. در چنین شرایطی بسیاری از آرزوهای بچه ها در کوتاه ترین زمان ممکن برآورده می شود; رویکردی که اگرچه به نظر می رسد نشانه توجه و محبت والدین است، اما از نگاه کارشناسان می تواند عواقب پنهان و درازمدت داشته باشد.
یکی از مهم ترین مهارت هایی که کودکان باید در رشد خود بیاموزند، توانایی صبر کردن و پذیرش شکاف بین خواستن و رسیدن به خواسته هایشان است. تجربه انتظار به کودک کمک می کند تا مفهوم تلاش، برنامه ریزی، مسئولیت پذیری و مدیریت احساسات را بهتر درک کند و در رویارویی با چالش های زندگی موفق تر باشد.
برخلاف تصور برخی از والدین، نباید به تمام خواسته های کودک فورا و بدون قید و شرط برآورده شود و گاهی همین فرصت های کوتاه برای انتظار و مشارکت در دستیابی به اهداف، بستری برای یادگیری مهارت های ارزشمند زندگی می شود. مهارت هایی که نقش مهمی در افزایش تاب آوری، استقلال و موفقیت فرد در سال های آینده خواهد داشت.
عواقب تحقق بی قید و شرط خواسته های کودکان چیست؟
فرشته شکیبایی، فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان وی با بیان اینکه امروزه یکی از الگوهای تربیتی رایج در برخی خانواده ها، رفع فوری و بدون معطلی نیازهای کودک است، تصریح کرد: برخی از والدین تصور می کنند هر چه سریعتر و کاملتر نیازهای کودک خود را برآورده کنند، محبت بیشتری به او نشان می دهند، در حالی که این روش می تواند در درازمدت تاثیرات نامطلوبی بر رشد شخصیت کودک داشته باشد.
وی با بیان اینکه کودکی که به محض درخواست آب، غذا، اسباب بازی یا هر درخواست دیگری به خواسته خود می رسد فرصتی برای یادگیری صبر پیدا نمی کند، افزود: او یاد نمی گیرد که برخی از درخواست ها زمان، تلاش و انتظار می خواهد و به همین دلیل به تدریج تحمل او در برابر شکست کاهش می یابد و انتظار دارد همه چیز مطابق میلش پیش برود.
این فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان تصریح کرد: به عنوان مثال کودکی که بستنی می خواهد و سریع به دستش می رسد یا اسباب بازی جدیدی می خواهد و همان روز برایش آماده می شود، به تدریج این باور را در ذهنش شکل می دهد که هر آرزویی باید سریع برآورده شود و این روند نه تنها بر میزان آرزوهایش می افزاید، بلکه قدرت انتظار را نیز از او می گیرد.
در فرآیند رشد سالم، کودک می آموزد که بین خواستن و بدست آوردن شکاف وجود دارد/به دنبال تحقق بی قید و شرط خواسته ها، انعطاف پذیری کاهش می یابد.
شکیبایی با بیان اینکه در روند رشد سالم لازم است کودک به تدریج بیاموزد که بین خواستن و گرفتن فاصله است، ادامه داد: این فاصله فرصتی است برای پرورش مهارت های مهم روانی و اجتماعی. کودک باید تجربه کند که گاهی باید منتظر ماند، برنامه ریزی کرد، برای رسیدن به خواسته هایش تلاش کرد و حتی بخشی از مسئولیت برای رسیدن به آن را بر عهده گرفت.
وی بیان کرد: مثلاً اگر کودک چیزی میخواهد میتوان جواب درخواستش را کمی به تأخیر انداخت، اگر آب خواست خودش بطری آب را بیاورد و اگر اسباببازی میخواهد چند روز صبر کند تا آن را بخرد و در سنین بالاتر حتی میتوان او را تشویق کرد که بخشی از هزینه خرید کالای مورد نظر را از پسانداز یا کمک هزینهاش تامین کند.
این فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان افزود: این تجربیات به کودک می آموزد که رسیدن به خواسته ها همیشه فوری نیست و برای رسیدن به اهداف باید صبر، تلاش و برنامه ریزی داشت و یکی از مهم ترین پیامدهای تحقق بی قید و شرط آرزوها کاهش تاب آوری در کودکان و نوجوانان است.
کودکانی که تجربه انتظار، تلاش برای رسیدن به خواسته های خود و مواجهه با برخی محدودیت ها را از سنین پایین به دست می آورند، در سال های آخر زندگی توانایی بیشتری در مدیریت مشکلات و شکست ها دارند. این تجربیات به آنها می آموزد که رسیدن به موفقیت همیشه مستلزم زمان، پشتکار و پذیرش مشکلات است.
از سوی دیگر، برآورده شدن مستمر و فوری خواسته ها ممکن است باعث شود کودک در برابر کوچکترین موانع و محرومیت ها واکنش های شدیدتری نشان دهد و توانایی کمتری در کنترل هیجانات خود داشته باشد. کاهش تاب آوری و ناتوانی در پذیرش شکست یا تاخیر در رسیدن به اهداف از جمله پیامدهایی است که می تواند در نوجوانی و بزرگسالی خود را نشان دهد.
دوست داشتن کودک فقط به معنای تامین بی قید و شرط همه نیازهای او نیست و حمایت موثر زمانی شکل می گیرد که در کنار توجه عاطفی، فرصت هایی برای یادگیری مسئولیت پذیری، استقلال و حل مسئله نیز در اختیار کودک قرار گیرد تا به تدریج مهارت های لازم برای زندگی را کسب کند.
هدف اصلی فرزندپروری آماده کردن کودکان برای رویارویی با واقعیت های زندگی است. واقعیتی که در آن همه آرزوها به سرعت برآورده نمی شوند. آموزش صبر، تلاش و تحمل شکست یکی از ارزشمندترین سرمایه هایی است که والدین می توانند در دوران کودکی به فرزندان خود بدهند و زمینه ساز شکل گیری شخصیت سالم و موفق آنها در آینده شود.
منبع : به گزارش میهن تجارت






