به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، تحولات ژئوپلیتیکی غرب آسیا در نیمه اول سال 2026، بار دیگر این منطقه استراتژیک را در آستانه یک رخنه امنیتی بی سابقه قرار داده است.
گزارش ها و داده های میدانی نشان می دهد که ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی در حال طراحی و بررسی واقعیت سیاسی جدیدی در منطقه هستند که هدف نهایی آن از بین بردن نفوذ منطقه ای حزب الله لبنان و زمینه سازی برای گسترش «توافقات ابراهیمی» است. در این میان نام رژیم جدید سوریه به ریاست احمد الشورا و سازماندهی مجدد ساختاری شبکه تروریستی داعش به عنوان دو متغیر کلیدی در معادلات چند لایه مطرح شده است.
طرح واشنگتن برای دمشق: فشار برای مقابله با حزب الله
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در دو هفته اخیر در اظهارات متعدد رسانه ای خود موضوع مداخله احمد الشرع رئیس جمهور سوریه علیه حزب الله لبنان را آشکارا مطرح کرده است. این اظهارات فراتر از موضع گیری رسانه ای، حکایت از برنامه ای جدی در کریدورهای حاکمیتی واشنگتن دارد.
ایده استقرار نیروهای ارتش سوریه تحت فرماندهی شریعت برای ضربه زدن به رزمندگان حزب الله مدتی است که در دولت فعلی آمریکا به طور جدی مورد توجه قرار گرفته است. تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه که سمت فرستاده ویژه رئیس جمهور آمریکا در سوریه و عراق را نیز بر عهده دارد، برجسته ترین مقامی است که در دیدارهای منطقه ای خود این ایده را ترویج می کند. هدف راهبردی این پروژه حذف حزب الله به عنوان مانع اصلی برای پیوستن لبنان به روند آشتی منطقه ای است.
اجتناب از دمشق و ترس از پیامدهای استراتژیک
یک رسانه لبنانی ابعاد این ماجرا را فاش کرد و نوشت: بر اساس اطلاعات موجود، دولت سوریه – حداقل تا همین اواخر – توانسته با برجسته کردن موانع عملی از اجرای این درخواست واشنگتن جلوگیری کند. دمشق در محاسبات خود با چندین کابوس امنیتی مواجه است:
انتقام سخت تهران: نگرانی از حمله موشکی ایران به کاخ ریاست جمهوری در دمشق یا ترور احمد الشورا.
تهاجم گروه های متحد به ایران: خطر ورود و حمله گروه های مسلح عراقی وفادار به تهران به سوریه.
فروپاشی داخلی: تضعیف توان ارتش در کنترل اوضاع داخلی و مبارزه نیروهای استقلال طلب در مناطق کردنشین، دروزی و علوی.
جنگ فرسایشی مذهبی: تبدیل هرگونه رویارویی بین سوریه و حزب الله به جنگی طولانی مدت که می تواند کل خاورمیانه را در آتش تنش های مذهبی بسوزاند.
تاکتیک های پرتاب سنگ دمشق: بر اساس اطلاعات فاش شده، دولت سوریه برای فرار از فشار مستقیم آمریکا، فهرست بلندبالایی از درخواست های نظامی بسیار سنگین را روی میز واشنگتن گذاشته است. درخواست ها شامل تجهیز ارتش به تانک ها و خودروهای زرهی مدرن، توپخانه صحرایی، پهپادهای تهاجمی، موشک های دفاع هوایی و پوشش کامل هوایی ایالات متحده در طول عملیات است. این لیست در واقع برای شکستن اجرای این ماجراجویی تنظیم شده است.
مخالفت غیرمنتظره تل آویو با مداخله سوریه
نکته شگفت انگیز این معادله مخالفت اسرائیل با ورود ارتش سوریه به جنگ با حزب الله است. تل آویو که هنوز به رژیم جدید سوریه اعتماد ندارد، بر این باور است که جایگزینی عناصر منضبط و سلسله مراتبی حزب الله با شبه نظامیان پراکنده از نقاط مختلف جهان در مرزهای شمالی خود خطری مضاعف دارد. خواسته کنونی تل آویو از دمشق فقط مسدود کردن مرزها برای جلوگیری از ورود سلاح به لبنان است.
بازگشت شبح داعش: از پروژه خلافت به شبکه جنگ نامتقارن
همزمان با این تنش های سیاسی بزرگ، محیط داخلی سوریه با چالش بزرگ دیگری به نام سازماندهی مجدد ساختاری داعش مواجه است. از منظر استراتژیک، داعش دیگر یک گروه تروریستی شکست خورده با مرزها و جغرافیای روشن نیست. بلکه به عنوان بخشی از «معماری جنگ های نیابتی در غرب آسیا» و در قالب «شبکه فرسایشی پنهان» احیا شده است. ماموریت جدید این شبکه تصرف زمین نیست، بلکه تخریب امنیت، تضعیف انسجام اجتماعی و حمله به زیرساخت ها است.
شرق سوریه؛ مرکز تولید وکیوم امنیتی
مناطق دیرالزور، الحسکه و حومه فرات به دلیل پراکندگی جمعیت، مسیرهای مرزی غیررسمی و اقتصاد سایه محور اصلی این شبکه هستند. تخلیه زندان ها و اردوگاه های شلوغی مانند الهول که بازماندگان ایدئولوژیک داعش را در خود جای داده بود، نیروی انسانی عظیمی را برای این گروه فراهم کرد تا شعاع عملیاتی خود را از شرق به مرکز و غرب سوریه گسترش دهد.
داده های میدانی و جغرافیای تهدید در حال تغییر
آمار رسمی ثبت شده در بازه زمانی پایانی سال 2024 تا اواسط سال 2026 واقعیت وحشتناکی را نشان می دهد. داعش در این مدت بیش از 300 عملیات در سوریه انجام داده است.
نکته راهبردی اینجاست که از سال 2025 تا اواسط سال 2026 تمرکز عملیات داعش به طور قابل توجهی به سمت استان های مرکزی و غربی یعنی حمص، حماه، حلب و ریف دمشق تغییر کرده است. این تغییر در جغرافیا نشان می دهد که تهدید از حالت کلاسیک به شبکه ای سازگار و سیال تبدیل شده است که ماموریت آن نزدیک شدن به مرزهای لبنان و عمق استراتژیک محور مقاومت است.
گره امنیتی منطقه: پیوند ناگسستنی جبهه سوریه و لبنان
امروز بحران سوریه و وضعیت لبنان به یک زنجیره کامل تبدیل شده است. تغییر تعادل در دمشق به سرعت در بیروت منعکس شد. به ویژه در شرایطی که درگیری ها در مرزهای جنوبی لبنان با رژیم صهیونیستی شدت گرفته است. این زنجیره را می توان در سه لایه توضیح داد:
1. سوریه: عرصه تولید و انتقال تهدیدات جدید و فرسایشی.
2. لبنان: میدان رویارویی مستقیم نظامی با ماشین جنگی اسرائیل.
3. اسرائیل: محرک اصلی افزایش فشار و انسداد کانال های دیپلماتیک برای کاهش تنش.
بازیگران چند لایه و معادله فشار (ترامپ، جولانی و داعش)
در این شطرنج پیچیده مهره ها به طور غیر مستقیم هم افزایی دارند. ترامپ و جریان نزدیک به او از یک سو به دنبال «مدیریت سیاسی بحران» (کنترل بحران و عدم حل آن) هستند. از سوی دیگر، در سناریوهای غربی، نام جولانی برای ایفای نقش در پرونده امنیتی لبنان مطرح می شود. اما ورود او به دلیل حساسیت بالای جغرافیایی و حضور حزب الله، نقطه بسیار پرهزینه و پیچیده ای است.
در این میان، با توجه به چالشهای موجود در اجرای تفاهمهای میدانی ایران و آمریکا، داعش بهعنوان «ابزار فرسایشی تکمیلی» در فضای خلاء امنیتی ایفای نقش میکند. در استراتژی بازیگران غربی و صهیونیستی، این گروه تروریستی نه به عنوان بازیگر اصلی، بلکه به عنوان نیرویی که باید با انجام عملیات کور در خطوط ارتباطی و مناطق مجاور لبنان، سطح فشار را بر محور مقاومت بالا نگه دارد، تعریف شده است.
نتیجه گیری استراتژیک
واقعیت های میدانی سال 2026 نشان می دهد که خاورمیانه با “بازیگران تک میدانی و چند لایه” روبرو است که در آن جنگ دیگر خطی و کلاسیک نیست. اگرچه شواهد عملی کافی برای ورود مستقیم و فوری ارتش سوریه به جنگ علیه حزب الله لبنان وجود ندارد و دمشق به شدت در برابر این قمار آمریکایی مقاومت می کند، اما فعال شدن شبکه های پنهان فرسایشی مانند داعش در غرب سوریه نشان از تلاش اندیشکده های غربی برای تنظیم سطح بحران در یک دایره دارد. روندی که هدف آن پایان جنگ نیست، بلکه بازتولید پایدار بی ثباتی در شام و لبنان است.
منبع : به گزارش میهن تجارت





