قیمت نفت پایین آمد؛ آیا ایران اهرم فشار خود را از دست داده است؟

قیمت نفت کاهش یافت؛ آیا ایران اهرم خود را از دست داده است؟

به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، در روزهای اخیر و همزمان با کاهش قیمت جهانی نفت پس از آتش بس، بار دیگر این سوال در رسانه ها و کارشناسان مطرح شد که آیا کاهش قیمت نفت به معنای کاهش قدرت ایران در معادلات منطقه ای و بین المللی است؟ برخی تحلیلگران بازگشت قیمت نفت به سطح قبل از جنگ را نشانه شکست راهبردهای ایران در تنگه هرمز می دانند، اما شاخص اصلی برای ارزیابی نتیجه این مناقشه نه قیمت فعلی نفت، بلکه وضعیت ذخایر انرژی در کشورهای غربی و روند مصرف آنهاست. تحلیل تحولات بازار انرژی تنها با مشاهده نمودار قیمت نفت می تواند گمراه کننده باشد. زیرا بازی اصلی امروز در سطح ذخایر استراتژیک، امنیت انرژی و هزینه های بلندمدت اقتصادهای غربی است.

قیمت نفت؛ شاخصی ناقص برای ارزیابی نتیجه جنگ

در سال‌های گذشته به‌ویژه در زمان جنگ‌ها و بحران‌های منطقه‌ای، قیمت نفت همواره یکی از شاخص‌های مهم برای تحلیل‌گران بوده است، اما نباید افزایش یا کاهش کوتاه‌مدت قیمت نفت را تنها معیار موفقیت یا شکست طرف‌های درگیر دانست.

برخی می گویند اگر پس از جنگ قیمت نفت به محدوده قبل از بحران بازگردد، به این معناست که ایران نتوانسته است از اهرم تنگه هرمز استفاده کند. در حالی که چنین برداشتی تصویر کاملی از واقعیت ارائه نمی دهد، ایالات متحده و متحدانش موضوع را تنها از دریچه قیمت نفت دنبال نمی کنند، بلکه آنچه بیش از همه برای آنها اهمیت دارد، روند کاهش ذخایر استراتژیک و تجاری انرژی است.

نگرانی اصلی آمریکا؛ کاهش ذخایر نفت

نگرانی اصلی واشنگتن در ماه های اخیر کاهش مستمر ذخایر نفت بوده است. حتی قبل از شروع جنگ، موضوع مورد توجه محافل انرژی آمریکا بود، اگرچه قیمت جهانی نفت آنطور که برخی پیش بینی می کردند افزایش پیدا نکرد و به محدوده 150 دلار هم نرسید، اما هدف اصلی لزوماً چنین جهشی نبود.

در این چارچوب، میانگین قیمت نفت در محدوده بالای 85 دلار در یک دوره طولانی برای فشار بر اقتصادهای مصرف کننده کافی تلقی می شود. زیرا در چنین شرایطی دولت ها مجبور به مصرف بخشی از ذخایر استراتژیک خود خواهند شد.

چرا قیمت نفت کمتر از حد انتظار افزایش یافت؟

عوامل متعددی در جلوگیری از جهش شدید قیمت نفت موثر است.

اول، برخی از مسیرهای صادراتی خارج از تنگه هرمز مانند پایانه های فجیره و برخی زیرساخت های جایگزین وجود داشت که اجازه نمی داد عرضه جهانی به طور کامل مختل شود.

عامل دوم کاهش مصرف انرژی در کشورهای مختلف به ویژه چین بود. بر اساس این تحلیل، چین مصرف خود را بین 3.5 تا 4.6 میلیون بشکه در روز کاهش داده است. این اقدام نه با هدف فشار بر ایران بلکه در نتیجه محدودیت های اقتصادی و شرایط بازار انجام شد.

در کنار چین، کشورهایی مانند ژاپن، تایوان و برخی از اقتصادهای آسیایی نیز کاهش مصرف را تجربه کردند. موضوعی که بخشی از فشار بر بازار جهانی نفت را تعدیل کرد.

نسخه غربی برای غلبه بر بحران انرژی

کشورهای غربی نیز مانند زمان جنگ اوکراین گزینه کاهش مصرف را روی میز داشتند.

اروپا حتی دستورالعمل‌های صرفه‌جویی در مصرف انرژی را مشابه دستورالعمل‌های دوران بحران اوکراین صادر کرد تا در صورت تشدید بحران، فشار ناشی از اختلالات عرضه را مدیریت کند.

با این حال، اجرای گسترده سیاست کاهش مصرف هزینه های سیاسی و اقتصادی سنگینی برای دولت های غربی به همراه دارد. زیرا افزایش قیمت انرژی مستقیماً بر تورم، هزینه زندگی خانوارها و محبوبیت دولت ها تأثیر می گذارد.

به همین دلیل، از منظر این تحلیل، غرب ترجیح می دهد تا حد امکان از ذخایر استراتژیک خود استفاده کند و ورود به سیاست های سختگیرانه کاهش مصرف را به تعویق بیندازد.

قیمت نفت کاهش یافت؛ آیا ایران اهرم خود را از دست داده است؟

آیا واقعا تنگه هرمز به شرایط عادی بازگشته است؟

تنگه هرمز به وضعیت عادی قبل از جنگ بازگشته است. بر اساس آمار ارائه شده، روزانه بین 135 تا 140 کشتی پیش از آغاز بحران از تنگه هرمز عبور می کردند. اما در آخرین آمار تعداد کل شناورهای ورودی و خروجی به حدود 42 فروند در روز رسیده است.

بر اساس این داده ها، در روز مورد بررسی، 23 فروند شناور وارد تنگه و 19 شناور از آن خارج شدند و برخی از آنها با سیستم شناسایی خاموش حرکت کردند.

این آمار نشان می دهد که حجم ترافیک همچنان با شرایط قبل از جنگ فاصله قابل توجهی دارد و نمی توان از بازگشت کامل به وضعیت عادی صحبت کرد.

کاهش سهام آمریکا ادامه دارد

همزمان با کاهش تردد دریایی، روند مصرف ذخایر نفت آمریکا ادامه دارد.

ذخایر تجاری و ذخایر استراتژیک آمریکا در هفته های اخیر روندی نزولی داشته و برخی گزارش ها از کاهش چند میلیون بشکه ای در هفته خبر می دهد. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که ایالات متحده برای کنترل قیمت انرژی و جلوگیری از جهش های تورمی مجبور به خروج از ذخایر خود است. اقدامی که نمی تواند برای مدت طولانی ادامه یابد، در صورت ادامه این روند، واشنگتن برای تامین نیاز داخلی خود مجبور است بخشی از صادرات فرآورده های نفتی به ویژه سوخت جت و گازوئیل را کاهش دهد.

جولای؛ ماه تعیین کننده بازار انرژی

ماه جولای برای کشورهای غربی نقطه حساسی به حساب می‌آید، اولین دلیل آن نزدیک شدن ذخایر انرژی برخی کشورها به حداقل سطوح تعیین‌شده توسط سازمان‌های بین‌المللی است. موضوعی که آنها را مجبور به خرید مجدد نفت یا اصلاح استانداردهای ذخیره سازی می کند.

هر دو گزینه از دیدگاه بازار، پیام افزایش تقاضا و احتمال رشد قیمت نفت را منتقل می کنند.

دلیل دوم ادامه خروج ذخایر در شرایطی است که هنوز چشم‌انداز روشنی برای پایان کامل بحران وجود ندارد.

نفت ایران؛ گزینه ای که غرب نمی تواند آن را نادیده بگیرد

اگرچه آمریکا یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت و فرآورده های نفتی است، اما در برخی زمینه ها مانند تولید سوخت جت و برخی محصولات حاصل از نفت سبک، خاورمیانه همچنان به این نوع نفت نیاز دارد. در شرایطی که هنوز بخشی از ظرفیت تولید کشورهای منطقه به شرایط قبل از جنگ برنگشته است، ایران از معدود تولیدکنندگانی است که امکان افزایش سریع تولید را دارد.

به همین دلیل برخی از تحلیلگران معتقدند حتی در صورت ادامه اختلافات سیاسی نمی توان نقش نفت ایران در بازار جهانی را نادیده گرفت.

تنگه هرمز؛ موضوعی فراتر از پرونده هسته ای

پس از تحولات اخیر، موضوع تنگه هرمز از نظر غرب اهمیت بیشتری نسبت به موضوع هسته ای پیدا کرده است. اقدام ایران در کنترل تردد دریایی در ذهن بسیاری از سیاستمداران غربی با ماجرای ملی شدن کانال سوئز و بحران سال 56 مقایسه می شود و این موضوع نه تنها یک مناقشه منطقه ای است، بلکه آن را به موقعیت هژمونیک آمریکا و اصل آزادی دریانوردی مرتبط می دانند. بنابراین حتی اگر توافقی در مورد موضوع هسته ای حاصل شود، اختلاف در اطراف تنگه بعید است. هرمز به طور کامل به پایان می رسد.

آمریکا با دو محدودیت مواجه است

واشنگتن برای وارد شدن به رویارویی گسترده تر با ایران با دو مانع اصلی مواجه است، اولین مانع کاهش ذخایر نفت و نگرانی در مورد امنیت انرژی است.

دومین مانع، شرایط سیاسی داخلی آمریکاست. در جایی که افزایش قیمت سوخت، نرخ بهره، هزینه مواد غذایی و تورم می تواند تاثیر مستقیمی بر انتخابات میان دوره ای و جایگاه دولت آمریکا داشته باشد، این عوامل باعث شده تا برخی از سرمایه گذاران و فعالان بازارهای مالی آمریکا خواهان کاهش تنش باشند.

استراتژی ایران؛ حفظ حاکمیت در تنگه هرمز

مهمترین هدف ایران حفظ امکان اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز است که از این منظر درآمدهای احتمالی ناشی از عبور کشتی ها یا سایر منافع اقتصادی در درجه دوم اهمیت قرار دارد و موضوع اصلی حفظ کنترل و جلوگیری از استفاده نظامی از این آبراه علیه ایران است.

در شرایط کنونی، ارزیابی تحولات تنها بر اساس قیمت روز نفت، تصویر دقیقی از توازن قوا ارائه نمی دهد. زیرا آنچه آینده این رقابت را رقم خواهد زد، روند کاهش ذخایر انرژی، هزینه های اقتصادی غرب، امنیت عرضه نفت و موقعیت استراتژیک تنگه هرمز در معادلات جهانی است و تا زمانی که این متغیرها باقی می مانند، صرف کاهش قیمت نفت را نمی توان نشانه پایان فشار یا تغییر موازنه به نفع طرف مقابل دانست.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی