آیا ایران و آمریکا به جنگ گسترده نزدیک شده‌اند؟ / خطر اصلی چیست؟

آیا ایران و آمریکا به جنگ گسترده نزدیک شده‌اند؟ / خطر اصلی چیست؟

بعدی- خاورمیانه بار دیگر در آستانه یک رویارویی همه جانبه قرار گرفته است. خلیج فارس طی 48 ساعت گذشته شاهد بی سابقه ترین تبادل آتش بین تهران و واشنگتن پس از تفاهم نامه موقت بود. با اعلام بسته شدن تنگه هرمز به روی ناوگان تجاری ایران و اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر پایان قطعی آتش بس، زنگ خطر گسترش جنگ در پایتخت های جهان به صدا درآمده است.

بر اساس گزارش فردا، در میانه این طوفان نظامی و در شرایطی که صدای آژیر خطر در کشورهای منطقه به گوش می رسد. این سوال اساسی افکار عمومی را به خود مشغول کرده است که آیا دو کشور از نقطه بی بازگشت عبور کرده اند و در مسیر یک جنگ تمام عیار و طولانی مدت قرار گرفته اند؟

علی بیگدالی، تحلیلگر سیاست خارجی و استاد روابط بین الملل، در گفتگو با به گزارش میهن تجارت، با نگاهی به ریشه های این بحران، ارزیابی متفاوتی از وضعیت التهابی کنونی ارائه می دهد. اگرچه او به تشدید بی سابقه تنش ها و خطرات اشتباه محاسباتی در این روزها اذعان دارد، اما او معتقد است که حتی در بحبوحه این درگیری‌های دشوار، منطق هزینه و فایده در نهایت هر دو طرف را دیر یا زود مجبور می‌کند تا ماشین جنگ را متوقف کنند و به میز دیپلماسی بازگردند..

اختلافی که به توافق ختم نمی شود

علی بیگدالی وی با اشاره به اینکه اختلافات ایران و آمریکا نتیجه یکی دو سال اخیر نیست، به به گزارش میهن تجارت گفت: دو کشور نزدیک به 47 سال است که درگیر یک سری اختلافات عمیق سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی هستند و طبیعی است که حل این گونه اختلافات در مدت زمان کوتاهی امکان پذیر نیست و نیازمند زمان، اعتمادسازی و تغییر نگرش از سوی دو طرف است.

وی افزود: بخشی از این اختلافات مربوط به موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در منطقه است و بخشی دیگر به رویکرد ضد امپریالیستی جمهوری اسلامی از روزهای اول پس از انقلاب برمی گردد. به همین دلیل نباید انتظار داشت که چند دور مذاکره یا حتی یک توافق سیاسی بتواند همه این اختلافات ریشه ای را حل کند. هر گونه کاهش تنش روندی تدریجی و زمان بر خواهد بود.»

وی ادامه داد: پس از مراسمی که در روزهای اخیر برگزار شد، طبیعی است که احساسات عمومی جامعه تقویت شود و بخشی از افکار عمومی بیش از گذشته بر ضرورت انتقام جویی تاکید کنند. این واکنش ها در فضای پس از بحران و در شرایطی که جامعه همچنان متاثر از حوادث اخیر است کاملا قابل پیش بینی است.»

تندروها از ادامه بحران سود می برند

این استاد روابط بین الملل با اشاره به افراط گرایی داخلی تصریح کرد: برخی از جریان های سیاسی داخلی تلاش می کنند از فضای موجود به نفع خود بهره برداری کنند، جبهه پایداری و سایر جریان های رادیکال علاقه مند هستند هر تصمیمی برای آغاز مذاکرات یا تنش زدایی را با مشکل مواجه کنند، چرا که ادامه بحران می تواند دستاوردهای سیاسی برای آنها به همراه داشته باشد. در این میان، منافع ملی ایجاب می کند که بر اساس واقعیت های منطقه ای و بین المللی تصمیم گیری شود نه فضای احساسی و رقابت های جناحی.»

وی افزود: ما قبلاً از آمریکا متحمل خسارات سنگینی شده ایم؛ از ترور شهید سلیمانی تا حمله به فرماندهان نظامی، طبیعی است که این اتفاقات در حافظه تاریخی جامعه ایران باقی بماند.

بیگدلی در ادامه هشدار داد:اما در کنار این موضوع باید به خلأهای ایجاد شده در درون جامعه نیز توجه ویژه داشت. هر چه اندازه این ترک ها عمیق تر باشد، امکان و ضریب نفوذ اعمال فشار خارجی بیشتر می شود.»

فشار اقتصادی؛ تکمیل فشار نظامی

این تحلیلگر سیاست خارجی با اشاره به استراتژی آمریکا در قبال ایران گفت: فشار بر جمهوری اسلامی تنها نظامی نیست. یکی از مهمترین برنامه های آنها تشدید فشار اقتصادی، افزایش تورم، کاهش قدرت خرید و ایجاد نارضایتی اجتماعی است. هدف اصلی این سیاست تضعیف انسجام داخلی و افزایش فاصله بین مردم و حکومت است.

وی تاکید کرد: بنابراین اگر بتوانیم وحدت داخلی را حفظ کنیم بخش مهمی از این راهبرد نیز بی اثر می شود و آمریکا و اسرائیل به خوبی می دانند که شکاف اجتماعی و مشکلات اقتصادی بیش از هر اقدام نظامی می تواند آینده کشور را تحت تاثیر قرار دهد بنابراین حفظ همبستگی داخلی در شرایط کنونی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

بیگدالی درباره احتمال وقوع جنگ جدید بین ایران و آمریکا توضیح داد: اگرچه امروز تحرکات نظامی در منطقه به ویژه در خلیج فارس افزایش یافته و تهدیدات از سوی دو طرف ادامه دارد، اما فکر نمی کنم هیچ یک از طرفین به دنبال آغاز یک جنگ تمام عیار باشند.

وی افزود:آمریکا به خوبی می‌داند که هرگونه درگیری مستقیم با ایران، علاوه بر هزینه‌های نظامی، پیامدهای اقتصادی و انرژی سنگینی برای جهان و حتی خود آمریکا به همراه خواهد داشت. از سوی دیگر، ایران نیز به خوبی از هزینه های یک جنگ گسترده آگاه است و سعی خواهد کرد از گسترش دامنه درگیری جلوگیری کند.

وی همچنین خاطرنشان کرد: پس از درگیری های اخیر، فضای داخلی آمریکا آمادگی پذیرش جنگ جدید را ندارد. افکار عمومی این کشور از جنگ های طولانی و پرهزینه خاورمیانه خسته شده است و دولت واشنگتن نمی تواند این واقعیت را نادیده بگیرد.

ریسک اصلی اشتباه محاسباتی است

بیگدلی در پایان خاطرنشان کرد: رفتار اخیر واشنگتن نشان می دهد که آمریکا دو مسیر فشار و دیپلماسی را همزمان دنبال می کند و از یک سو بر افزایش فشار تاکید می شود و از سوی دیگر راه های غیرمستقیم مذاکره همچنان باز است و این نشان می دهد که هنوز هیچ یک از طرفین تصمیم به مسدودسازی کامل گفت وگو نکرده اند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: تجربه چهار دهه گذشته ثابت کرده است که اختلافات ایران و آمریکا با جنگ قابل حل نیست. نه ایران می تواند با رویارویی نظامی آمریکا را از معادلات منطقه حذف کند و نه آمریکا می تواند با فشار نظامی جمهوری اسلامی را مجبور به پذیرش خواسته های خود کند. به همین دلیل حتی اگر مذاکرات با فراز و نشیب همراه باشد، در نهایت تنها راه اجتناب از بحران بزرگ و پرهزینه، بازگشت به میز دیپلماسی خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی