تله‌ی افراط و تفریط؛ چگونه در تربیت مالی فرزندمان شکست می‌خوریم؟

به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، پول در زندگی خانوادگی تنها وسیله ای برای خرید و رفع نیازها نیست و نحوه برخورد اعضای خانواده با درآمد، هزینه، مطالبات و امکانات نیز بخشی از سبک تربیتی آنها را تشکیل می دهد. کودک از همان سال های اول از رفتار والدین پیام هایی مبنی بر خرید، پس انداز، اولویت بندی و پاسخگویی به خواسته ها دریافت می کند و به تدریج تصویری از مفهوم پول و امکانات در ذهن او شکل می گیرد و به همین دلیل نمی توان آموزش سواد مالی را به بزرگسالی موکول کرد.

آموزش مالی نباید با ترس از فقر، اضطراب در مورد آینده یا القای احساس محرومیت همراه باشد. هدف این نیست که کودک نگران مخارج خانواده باشد، بلکه لازم است در سن و سال و درک خود بفهمد که منابع محدود است و نمی توان به طور همزمان و بدون اولویت بندی همه نیازها را برآورده کرد. چنین شناختی به کودک کمک می کند تا بین نیاز و خواسته تمایز قائل شود و مفهوم صبر، انتخاب و مسئولیت را بهتر درک کند.

از سوی دیگر، توان مالی خانواده را نیز نباید به منزله تامین هر آنچه کودک می خواهد در نظر گرفت. ممکن است یک خانواده بتواند تلفن همراه، لباس، غذای مختلف یا امکانات دیگر بخرد، اما کودک باید یاد بگیرد که داشتن امکان همیشه به معنای داشتن حق دائمی و نامحدود برای آن نیست. آموزش متوازن به این معناست که والدین بتوانند علاوه بر رفع نیازهای منطقی فرزند خود چارچوب و اولویتی را برای نیازهای خود تعیین کنند.

موضوع زمانی حساستر می شود که در یک خانواده چند فرزند وجود داشته باشد و نحوه توزیع امکانات بین آنها با احساس عدالت گره بخورد. تفاوت در نیازها و شرایط سنی فرزندان طبیعی است، اما تمایز بدون منطق روشن می تواند احساس تبعیض و بی عدالتی ایجاد کند، بنابراین سواد مالی در خانواده تنها محدود به آموزش مالی و هزینه ای نیست، بلکه با مفاهیمی مانند مسئولیت، رضایت، عدالت، همدلی و درک شرایط دیگران پیوند خورده است.

فرزندپروری با جیب غیرقابل شمارش؛ وقتی فراهم کردن تمام خواسته ها به تربیت کودک آسیب می زند

چرا آموزش سواد مالی به کودکان نباید به بزرگسالی موکول شود؟

احمد پدرام، روانشناس و مشاور خانواده وی در گفت و گو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت با بیان اینکه یکی از موضوعات مهم در ارتباط والدین با فرزندان بحث انتظارات مالی و نحوه آموزش سواد مالی به کودکان است، اظهار کرد: امروزه سواد مالی یکی از مهم ترین آموزش هایی است که باید از سنین پایین به کودکان داده شود، البته این آموزش نباید با ترساندن، تهدید یا ایجاد اضطراب در کودکان همراه باشد.

وی با بیان اینکه لازم است کودکان به تدریج با واقعیت های اقتصادی خانواده، مفهوم دخل و خرج، محدودیت منابع و اهمیت اعتدال آشنا شوند، افزود: در گذشته این مفهوم به زبان های مختلف به کودکان منتقل می شد که باید با توجه به درآمد خرج کرد و اگر درآمد محدود است هزینه ها را نیز مدیریت کرد و امروز باید به همان شیوه مفهوم جدید زندگی را به کودکان آموزش داد.

این روانشناس و مشاور خانواده تصریح کرد: والدین تنها به دلیل ترس از برچسب والد سمی از تمام خواسته های فرزندان خود دست نکشند و هر آنچه را که کودک می خواهد فراهم کنند. از طرفی قرار نیست والدین بدون توجه به نیازها و شرایط کودک تمام خواسته های او را نادیده بگیرند و آنچه مهم است ایجاد تعادل است.

پدرام ادامه داد: ممکن است خانواده ای توان مالی بیشتری داشته باشد اما اگر بدون چارچوب مشخص پول زیادی در اختیار کودک بگذارد، وسیله نقلیه و امکانات مختلف را بدون محدودیت در اختیار او بگذارد، ممکن است کودک از خانواده فاصله بگیرد و حتی افراد و دوستان نامناسب به دلیل امکانات مالی بیشتر به او نزدیک شوند، بنابراین اقتصاد خانواده و تربیت کودک باید بر اساس اصل اعتدال و با شرایط واقعی خانواده مدیریت شود.

تبعیض در بین کودکان باعث ایجاد احساس بی عدالتی و نارضایتی می شود

وی با بیان اینکه اگر خانواده توانایی مالی داشته باشد و کودک نیاز یا تمایل معقولی داشته باشد می توان آن را تامین کرد، اما علاوه بر آن باید به کودک یا نوجوان آموزش داد که همه امکانات جامعه در اختیار همه مردم نیست و فرد باید شرایط خانواده و دیگران را نیز در نظر بگیرد.

این روانشناس و مشاور خانواده افزود: ممکن است خانواده ای توانایی فراهم کردن امکان را داشته باشد، اما لازم است کودک یاد بگیرد که داشتن آن امکانات حق مطلق او نیست و باید شرایط اقتصادی خانواده و حتی شرایط اجتماعی اطراف خود را درک کند و در عین حال ممکن است والدین هم اشتباه کنند و یکی از اشتباهات مهم تبعیض بین فرزندان است.

پدرام خاطرنشان کرد: به عنوان مثال ممکن است پدر یا مادری برای یک فرزند تسهیلات متفاوتی در نظر بگیرند اما وقتی صحبت از فرزند دیگری می شود به دلایل مختلف از تسهیلات مشابه خودداری می کنند. این رفتار می تواند باعث ایجاد احساس بی عدالتی و نارضایتی شود و لازم است والدین نسبت به آن آگاهی داشته باشند.

فرزندپروری با جیب غیرقابل شمارش؛ وقتی فراهم کردن تمام خواسته ها به تربیت کودک آسیب می زند

آموزش مالی زمانی شروع می شود که کودک متوجه شود که امکانات زندگی محدود است و انتخاب ها در اولویت قرار می گیرند. این آموزش قرار نیست فضای کودکی را به حسابی دائمی تبدیل کند، بلکه باید زمینه را برای درک ارزش منابع، صبر برای رسیدن به خواسته ها فراهم کند و نیازهای واقعی را از خواسته های لحظه ای به شیوه ای مناسب سن تشخیص دهد. کودکی که به تدریج چنین مفاهیمی را یاد می گیرد، آمادگی بیشتری برای تصمیم گیری مسئولانه در آینده دارد.

در خانواده هایی که منابع مالی بیشتری دارند، این آموزش می تواند اهمیت بیشتری پیدا کند. در دسترس بودن امکانات نباید این تصور را ایجاد کند که هر خواسته ای باید فوراً برآورده شود یا هر آنچه در دسترس خانواده است بدون محدودیت در اختیار کودک است. ایجاد چارچوبی برای استفاده از امکانات فرصتی برای کودک است تا مفهوم مسئولیت پذیری و کنترل نیازها را بیاموزد.

از سوی دیگر والدین باید مراقب باشند که تفاوت در شرایط فرزندان به رفتار تبعیض آمیز تبدیل نشود. ممکن است کودک به دلیل سن، نیازها یا شرایط خاص به امکانات مختلفی نیاز داشته باشد، اما تفاوت هایی که برای کودک قابل درک نیست یا بدون توضیح و منطق اعمال می شود، می تواند احساس بی عدالتی ایجاد کند. توجه به این موضوع بخشی از مسئولیت والدین در حفظ رابطه سالم بین فرزندان است.

سواد مالی فقط دانستن قیمت اجناس یا یادگیری نحوه پس انداز نیست و کودک باید یاد بگیرد که در محیط خانواده نیازهای خود را مدیریت کند، شرایط دیگران را ببیند، برای منابع ارزش قائل شود و بداند که داشتن امکانات با مسئولیت همراه است. والدین می توانند با ایجاد تعادل بین ارضای نیازها، پاسخگویی به خواسته های معقول و تعیین مرزهای مشخص، محیطی را فراهم کنند که کودک با احساس محرومیت بزرگ نشود و فکر نکند که همه امکانات زندگی حق مسلم اوست.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *