مردم چگونه با تورم کنار آمده‌اند؟

بعدی- تورم نقطه به نقطه در خرداد به 88.6 درصد رسیده است. برآوردها نشان می دهد که هزینه تامین حداقل سبد غذایی برای یک خانواده سه نفره از مرز ۲۲ میلیون تومان در ماه گذشته است. این آمار به این معناست که بیشتر درآمد خانوارهای کم درآمد فقط صرف تامین غذای روزانه می شود.

بر اساس گزارش فردا، پیامدهای تورم دیگر محدود به آمار و قیمت ها نیست. همچنین عادات مصرفی شهروندان را تغییر داده و الگوی جدیدی از خرید را شکل داده است.

بررسی پاسخ مخاطبان به گزارش میهن تجارت به پرسشنامه «تغییر رفتار خرید» واقعیت های تلخی را آشکار می کند. از هر 5 نفر بیش از 4 نفر حجم خرید خود را کاهش داده اند. حدود سه چهارم شرکت‌کنندگان خرید خود را فقط به اقلام ضروری محدود کرده‌اند و از هر 10 نفر نزدیک به 7 نفر قبل از خرید کالاهای روزمره محاسبات زیادی را انجام می‌دهند.

روایت یکی از پاسخ دهندگان عمق این تغییر را نشان می دهد: «انگار روحم پیر شده است، قبل از هر خریدی از خودم می پرسم که اگر این محصول را نخرم چه اتفاقی می افتد؟ شهروند دیگری می گوید: «دیگر خریدی نیست. “من فقط برای زنده ماندن خرج می کنم.” یکی دیگر از مشتریان وضعیت این روزهای خود را اینگونه توصیف می کند: قبلا قبل از رفتن به کافه محاسبات انجام می دادم اما الان قبل از رفتن به سوپرمارکت.

فشار تورم بر دوش همه اقشار یکسان احساس نمی شود. آمارهای رسمی حاکی از آن است که نرخ تورم دهک اول درآمدی از 100 درصد گذشته است در حالی که این رقم برای دهک دهم حدود 86 درصد است. این تفاوت معنادار بین دو دهک کف و سقف درآمد به خوبی توضیح می دهد که چرا بسیاری از افراد اقلام بدیهی و روزمره را از سبد خرید خود حذف کرده اند.

اولین واکنش به تورم: کمتر خرید کنید










تغییر در رفتار خرید

سهم تقریبی پاسخ ها

حجم خرید را کاهش دهید

82٪

فقط اقلام ضروری بخرید

76٪

مقایسه قیمت قبل از خرید

71٪

حساب و رزرو برای خریدهای روزمره

68٪

یک برند یا بسته ارزانتر بخرید

54٪

خرید اقساطی یا تعویق خرید

26٪

بررسی دقیق پاسخ ها نشان می دهد اولین واکنش خانوارها به تورم 88 درصدی حذف کامل خرید نیست، بلکه کوچک کردن سبد خرید است. بسیاری تاکید کرده اند که ابتدا حجم خرید را کاهش داده و در مرحله بعد با حذف کالا موافقت کرده اند.

یکی از حضار در این باره نوشت: قبلا دو لیتر مایع لباسشویی می خریدم اما الان یک لیتری می خرم. دیگری می‌گوید: «میوه می‌خرم، اما فقط دو یا سه تکه؛ سعی می‌کنم یک روز در میان آن را کاهش دهم.» برای برخی افراد، کار به اولویت‌های سخت‌تر رسیده است و خریدشان فقط به اقلام ضروری برای بقا محدود می‌شود.

در بین پاسخ های ثبت شده، یک سوال بیشتر از بقیه تکرار می شود. اینکه مردم قبل از هر خریدی از خود می پرسند: “اگر نخرم چه؟” و تلخ تر، اغلب، پاسخ به این سوال “هیچ” است.

باید به فکر خرید نان بود

حدود 68 درصد از مخاطبان به گزارش میهن تجارت اعتراف کردند که قبل از خرید کالاهای روزمره محاسبات را انجام می دهند. حتی برای محصولاتی که تا چند سال پیش بدون پرسیدن قیمت وارد سبد خرید می شدند. این تغییر رفتار ارتباط مستقیمی با رشد سریع قیمت مواد غذایی دارد.

بر اساس گزارش های رسمی، تورم خوراکی ها و آشامیدنی ها به حدود 134 درصد رسیده است. این در حالی است که قیمت روغن بیش از 278 درصد، گوشت حدود 172 درصد، لبنیات بیش از 151 درصد و نان و غلات نزدیک به 139 درصد افزایش یافته است.

یکی از حضار نوشت: من قبل از خرید هر چیزی فکر می کنم حتی نان. دیگری می گوید: شاید باورتان نشود اما برای خرید ماست و روغن باید موجودی حسابم را چک کنم یا قیمت چند برند را با هم مقایسه کنم.

این حساسیت قیمت به همه خریدهای سوپرمارکتی تعمیم داده شده است. در عین حال، تورم در بخش‌های غیرغذایی نیز بی‌سابقه بوده است. در سال گذشته تورم دخانیات به 173.8 درصد، تورم هتل و رستوران به 97.4 درصد و سرگرمی و فرهنگ به 90.4 درصد رسیده است. فرآیندی که مستقیما منجر به حذف یا کاهش شدید این هزینه ها در سبد خانوار شده است.

در سال گذشته تورم دخانیات به 173.8 درصد، تورم هتل و رستوران به 97.4 درصد و سرگرمی و فرهنگ به 90.4 درصد رسیده است. این روند با حذف یا کاهش این دسته از هزینه ها در پاسخگویی مخاطبان منعکس شده است.

اولین قربانیان سبد خرید

در شرایطی که خریدهای ضروری با وسواس زیادی انجام می شود، اقلام غیر ضروری تقریباً از لیست خرید بسیاری از پاسخ دهندگان حذف می شوند. مخاطبان بارها درباره انصراف از خرید لباس، کتاب، تنقلات، غذای رستوران، رفتن به کافه‌ها، لوازم آرایشی و کالاهای دیجیتال صحبت کرده‌اند.

برای برخی قربانیان تورم کالاهای فرهنگی و سرگرمی بوده است. مثل کاربری که در پاسخ به مواردی که از سبد خریدش حذف شده فقط نوشته است: «کتاب» یا شخصی که با تأسف از حذف «پیتزا» و «کافه رفتن» یاد کرده است.

اما تلخ ترین روایات به حذف غذاهای مقوی اشاره دارد; یکی از مخاطبان نوشت: به عنوان یک جنوبی، یک سال و نیم است که ماهی نخورده ام. حتی محصولاتی با چسبندگی مصرفی بالا هم در امان نمانده اند و کاربری گزارش داده که به دلیل افزایش سه برابری قیمت آن در سال گذشته، مجبور به ترک سیگار شده است.

کیفیت فدای قیمت شد

کاهش مصرف تنها راه حل سازگاری با تورم نیست و کیفیت کاهش سبد خرید نیز از دیگر پیامدهای این شرایط است. کاربری نوشت: خیلی وقته لباس نو نخریدم و فقط لباس کهنه رو تعمیر میکنم. هنرمندی نیز گفته است که به دلیل گرانی ابزار کار، مجبور بوده از مصالح درجه یک به مواد درجه دو برود.

برخی دیگر کاهش کیفیت مواد غذایی مصرفی خود را به دلیل انتخاب مارک های ارزان تر گزارش کرده اند. در این بین گروهی نیز امکان خرید نقدی را از دست داده اند: «خریدهایم کم شده و همان را قسطی می خرم؛ اقساطی که درگیر پرداخت آن در چند ماه آینده هستم.

گرانی تنها دلیل نخریدن نیست









دلیل تغییر رفتار خرید

سهم تقریبی پاسخ ها

گرانی و تورم

61٪

آینده نامعلوم

43٪

فقدان انگیزه و فرسودگی ذهنی

31٪

کاهش درآمد

25٪

تغییر ترجیحات مصرف (اغلب تحت تأثیر تورم)

18٪

اگرچه قیمت دلیل اصلی تغییر رفتار خریداران است، اما پاسخ ها نشان می دهد که ریشه مشکل تنها در قیمت ها نیست. بسیاری از مردم به “آینده نامشخص” و بی ثباتی اقتصادی اشاره کرده اند. گروهی دیگر نیز به شرایط روانی اشاره کردند. استفاده از عباراتی مانند «حوصله خرید ندارم»، «افسردگی جمعی» یا «انگار روحم پیر شده است» زنگ خطری جدی برای سلامت روان جامعه است.

نرخ تورم نقطه به نقطه 88.6 درصد در خرداد 1405 اقتصاد ایران را به سطحی از افزایش قیمت رسانده است که برای یافتن نمونه مشابه باید به سال های 1321 و 1322 و دوران جنگ جهانی دوم برگردیم. همان سال هایی که تورم سالانه به ترتیب 96 و 110.5 درصد ثبت شد.

در کنار این موارد، کاهش قدرت خرید نیز خودنمایی می کند. یک سرباز در این باره نوشت: کاهش درآمد برای من مهم ترین عامل است و باید با حقوق یک سرباز زندگی کنم.

گروهی نیز به تغییر اولویت ها و کاهش نیاز به مصرف گرایی اشاره کرده اند. با این حال، تجزیه و تحلیل کل نظرات نشان می دهد آنچه امروزه به عنوان «تغییر سبک زندگی» دیده می شود، اغلب یک انتخاب آگاهانه نیست. بلکه سازگاری اجباری با تورم، کاهش قدرت خرید و عدم اطمینان نسبت به آینده است.

وقتی حداقل هزینه تهیه سبد غذایی برای یک خانوار سه نفره به بیش از ۲۲ میلیون تومان می رسد و بخش عمده ای از درآمد خانوارهای کم درآمد را به خود اختصاص می دهد، دور از ذهن نیست که مخاطب از حذف کتاب، پوشاک، سرگرمی و حتی کاهش مصرف گوشت و میوه صحبت کند.از

در میان پاسخ ها، برخی گفته اند در نتیجه این شرایط اقتصادی، اولویت خرید آنها تغییر کرده و نیاز آنها به بسیاری از کالاها کاهش یافته است. یکی از آنها نوشت: مصرف گرایی من کاهش یافته است و دیگر نیازی به خرید مثل قبل احساس نمی کنم.; بنابراین، با مراجعه به پاسخ ها می توان نتیجه گرفت که آنچه به عنوان «تغییر سبک زندگی» تلقی می شود، اغلب یک انتخاب آگاهانه نیست، بلکه نتیجه سازگاری اجباری با تورم، کاهش قدرت خرید و عدم اطمینان نسبت به آینده است.

بنابراین اگر حداقل هزینه تهیه سبد غذایی برای یک خانواده سه نفره به بیش از 22 میلیون تومان رسیده باشد و اکثر درآمد یک خانوار حداقل درآمد را شامل شود، طبیعی است که بسیاری از مخاطبان از حذف کتاب، لباس، کافه، تنقلات و حتی کاهش مصرف میوه و گوشت صحبت خواهند کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی