عبدالناصر سعید در اعتماد نوشت: گرد و غبار جنگ ۴۰ روزه ایران، آمریکا و اسرائیل هنوز به طور کامل فرو ننشسته و منطقه وارد فاز آتش بس موقت شده است. آتش بس همچنان پابرجاست و حدود یک هفته یا کمتر تا پایان آن باقی مانده است. با این حال، اگرچه این آتشبس عملیاتهای نظامی بزرگ را متوقف کرده است، اما ریشههای بحران را از بین نبرده و فقط آن را بهطور موقت متوقف کرده است. در حالی که نشانه های سیاسی، نظامی و اقتصادی حکایت از آن دارد که درگیری هنوز صحنه منطقه را ترک نکرده و وارد مرحله انتظار و احتیاط شده است.
حساس ترین عنصر در این مرحله تنگه هرمز است. بزرگراه دریایی که بخش بزرگی از تجارت انرژی جهان از آن عبور می کند. این تنگه در جنگ اخیر پس از اعمال کنترل موثر ایران بر آن و شروع به تنظیم عبور کشتی ها و دریافت عوارض از شناورهای عبوری، به محور اصلی رقابت استراتژیک طرفین تبدیل شد. این واقعیت جدید برای واشنگتن قابل قبول نبود، زیرا آن را تغییری در تعادل کنترل بر یکی از مهم ترین گذرگاه های دریایی در جهان می دانست. بنابراین، دولت دونالد ترامپ گزینه های دریایی سخت گیرانه تری را در نظر گرفته است. از جمله اعمال محدودیت برای تردد دریایی یا تشکیل یک نیروی مشترک برای تحمیل «سیستم ترانزیتی جدید». با این حال، این رویکرد آمریکایی با پیچیدگی های سیاسی داخلی قابل توجهی مواجه است.
در روزهای اخیر صداهایی از سوی دو حزب در کنگره آمریکا از ادامه تنش ها انتقاد کرده و خواستار بازگشت به مسیر دیپلماسی شده اند. در عین حال افزایش قابل توجه قیمت سوخت فشار بر کاخ سفید را تشدید کرده است. در واشنگتن، بحث های جدی در مورد فواید و مضرات ورود به یک درگیری پرهزینه وجود دارد. درگیری که می تواند هم بر اقتصاد آمریکا و هم بر فضای انتخاباتی تأثیر بگذارد. اروپایی ها نیز نشانه هایی از فاصله گرفتن از رویکرد واشنگتن نشان داده اند. بیانیههای برخی پایتختهای مهم اروپایی، جنگ را یک «اشتباه استراتژیک» توصیف کردهاند و برخی کشورها مشارکت در هرگونه محاصره دریایی احتمالی را رد کردهاند.
این مواضع با هشدارهای گسترده در مورد احتمال وقوع بحران انرژی در اروپا همراه است. به ویژه در شرایطی که قیمت سوخت و گازوئیل هواپیما افزایش یافته و نگرانی ها در مورد اختلال در مسیرهای تامین انرژی در صورت از سرگیری درگیری ها افزایش می یابد.
در سطح منطقه ای، برخی از جبهه ها همچنان در معرض تنش هستند. به ویژه، جبهه لبنان در روزهای اخیر شاهد عملیات و درگیری های محدودی بوده است. موضوعی که نشان می دهد خطوط تنش به طور کامل خاموش نشده است. همچنین گزارش هایی از تحرکات نظامی در صحنه های منطقه ای دیگر وجود دارد. در فضایی پیچیده که هر لحظه می تواند به برخوردهای محدود اما قابل گسترش منجر شود.
در عرصه دریایی تداوم عبور نفتکش ها از تنگه هرمز با وجود تهدیدها نشان می دهد که معادله بازدارندگی همچنان پابرجاست. بسته شدن کامل تنگه یا اعمال محاصره کامل بر آن می تواند به سرعت یک بحران جهانی انرژی ایجاد کند. عاملی که حتی در اوج تنش های سیاسی و رسانه ای همه طرف ها را به احتیاط وادار می کند.
در چنین شرایطی خلیج فارس در شرایطی قرار دارد که می توان آن را «ثبات شکننده» نامید. طرفهای متخاصم محدودیتهای یکدیگر را آزمایش میکنند و میکوشند دستاوردهای پس از جنگ را بدون کشاندن به یک رویارویی تمامعیار جدید تحکیم کنند. محتمل ترین سناریو در کوتاه مدت تداوم همین وضعیت است: فشار سیاسی، درگیری های محدود، تحرکات دریایی حساب شده و در عین حال تلاش دیپلماتیک برای بازکردن راه برای مذاکره قبل از پایان آتش بس.
با این حال، هنوز خطر لغزش وجود دارد. یک حادثه در دریا یا یک حمله حساب نشده در یکی از جبهههای منطقه میتواند جرقهای برای احیای مجدد درگیری باشد که هنوز واقعاً به پایان نرسیده است.
در حالی که بازارهای جهانی با نگرانی حرکت کشتیها را در هرمز رصد میکنند، سوال اصلی باقی میماند: آیا فشار بینالمللی میتواند این آتشبس محدود را به مبنایی برای یک توافق پایدار تبدیل کند یا اینکه خلیج فارس در آستانه آزمایش جدیدی است که ممکن است منطقه را به حالت اول بازگرداند؟





