عوامل کلیدی بازدهی بورس؛ بازار سهام چگونه از تورم ۸۸ درصدی سبقت می‌گیرد؟

عوامل کلیدی عملکرد بازار سهام

میهن تجارت- انتشار آخرین آمار بانک مرکزی از تورم نقطه به نقطه 88 درصدی، بار دیگر توجه فعالان اقتصادی را به عملکرد بازار دارایی معطوف کرده است. در شرایطی که طی ماه‌های گذشته بازارهایی مانند ارز، طلا و مسکن همراه با تورم حرکت کرده‌اند، بورس تهران پس از یک دوره رکود در هفته‌های اخیر بخشی از فاصله خود با سایر بازارها را جبران کرده است. رشد سریع شاخص کل در خرداد ماه بازدهی یک ساله بورس را به حدود 73 درصد رسانده و بار دیگر این بازار را به یکی از مهمترین گزینه های حفظ ارزش دارایی ها تبدیل کرده است.

حال سوالی که پیش روی سرمایه گذاران قرار دارد این است که آیا بازار سهام می تواند همگام با نرخ تورم حرکت کند و به تدریج با نرخ تورم همسو شود؟ کارشناسان بر این باورند که بازار سهام همواره ظرفیت پوشش تورم در بلندمدت را داشته است، اما تحقق این ظرفیت به وضعیت متغیرهایی مانند سیاست‌های اقتصادی، نرخ سود، روند سودآوری شرکت‌ها، قیمت‌گذاری محصولات، نرخ ارز و از همه مهم‌تر ثبات فضای سیاسی بستگی دارد. به گفته آنها، اگر این متغیرها در جهت مثبت حرکت کنند، بازار سهام همچنان ظرفیت رشد را خواهد داشت. اما هرگونه تغییر در سیاست یا افزایش عدم اطمینان اقتصادی می تواند این روند را مختل کند.

جبران رکود بازار سهام

تجربه نشان می دهد؛ معمولاً بازار سهام در مقایسه با سایر بازارهای دارایی با اندکی تاخیر به تورم واکنش نشان می دهد. در دوره‌هایی که نرخ ارز، طلا یا مسکن زودتر از سایر بازارها رشد کرده‌اند، بورس با جهش سریع بخشی از این رکود را جبران کرده است. در هفته های اخیر نیز همین اتفاق رخ داد و پس از یک دوره رکود نسبی، شاخص کل با رشد چشمگیر خود توانست فاصله بازدهی با سایر بازارها را تا حد زیادی کاهش دهد. اکنون بازدهی یک ساله بورس به حدود 73 درصد رسیده است. اگرچه این رقم همچنان با تورم 88 درصدی فاصله دارد، اما تفاوت بازدهی بازار سهام و رشد سطح عمومی قیمت ها نسبت به ماه های قبل کاهش چشمگیری داشته است.

همین موضوع باعث بازگشت سرمایه گذاران زیادی به بورس شده است. البته این تغییر نگاه تنها نتیجه رشد قیمت ها نیست. همزمان با انتشار گزارش‌های سالانه شرکت‌ها در سامانه کدال، تصویر بنیادی بازار نیز شفاف‌تر شده است. بخش قابل توجهی از شرکت های بزرگ بورسی توانسته اند عملکرد خوبی داشته باشند و در بسیاری از صنایع رشد درآمد و افزایش سودآوری ادامه داشته است. در نتیجه برخلاف تصور عموم، رشد اخیر بورس بر اساس هجوم نقدینگی شکل نگرفت و بخشی از آن نیز ناشی از بهبود متغیرهای بنیادی شرکت ها بود.


بیشتر بخوانید: پیش بینی مهم از آینده بورس; چرا سرمایه ها همچنان به سمت بورس می روند؟


از سوی دیگر، نسبت قیمت به سود (P/E) بازار نیز پس از انتشار صورت های مالی به محدوده 7 واحد بازگشته است. بسیاری از تحلیلگران هنوز آن را برای یک بازار تورمی قابل قبول می دانند. به همین دلیل از نظر آنها رشد اخیر قیمت سهام به معنای گران شدن بازار نیست و همچنان در بسیاری از صنایع سهام با ارزشی وجود دارد که با ارزش ذاتی خود فاصله دارند. با وجود این، تجربه بازارهای مالی نشان می دهد که هیچ روند صعودی بدون وقفه ادامه ندارد. از آنجایی که بازار سهام در هفته های گذشته بخشی از رکود خود را احیا کرد، اکنون ادامه آن به متغیرهایی بستگی دارد که فراتر از تورم عمل می کنند. نرخ سود، سیاست های پولی، وضعیت بودجه دولت، نرخ ارز، جریان نقدینگی و فضای سیاسی از جمله عواملی هستند که می توانند جهت گیری بازار را در ماه های آینده مشخص کنند.

چه عواملی بازار سهام را از تورم باز می دارد؟

بسیاری از فعالان بازار معتقدند که مقایسه ساده بازده بازار سهام با نرخ تورم تصویر کاملی از آینده بازار ارائه نمی دهد. برخلاف بازارهایی مانند ارز و طلا، بازار سهام مبتنی بر سودآوری شرکت ها است. بنابراین، اگر بنگاه‌های اقتصادی بتوانند درآمد و سود خود را متناسب با رشد هزینه‌ها افزایش دهند، ارزش سهام می‌تواند در بلندمدت از نرخ تورم نیز فراتر رود. از سوی دیگر، اگر سودآوری شرکت ها تحت فشار باشد، صرف بالا بودن تورم لزوماً به معنای رشد بورس نیست. در همین رابطه علیرضا خانمحمدی، تحلیلگر بازار مالی در گفت و گو با «دنیای اکتیسات» با اشاره به تجربه تاریخی بورس در دوره های تورمی اظهار کرد: اگرچه افزایش نرخ تورم از منظر اقتصاد کلان اتفاق مطلوبی نیست، اما بورس توانسته است از سرمایه سهامداران در برابر کاهش قدرت خرید در اکثر دوره های گذشته محافظت کند.

وی افزود: بررسی عملکرد بورس در سال های گذشته نشان می دهد که این بازار به جز دوره های محدود همواره بازدهی معادل یا حتی بالاتر از نرخ تورم داشته است. دلیل این موضوع نیز به سازوکار شرکت های بورسی برمی گردد. هنگامی که سطح عمومی قیمت ها افزایش می یابد، هزینه تولید شرکت ها نیز افزایش می یابد. اما بسیاری از شرکت ها می توانند نرخ فروش محصولات خود را با توجه به رشد هزینه ها تنظیم کنند. در نتیجه درآمد و سودآوری آنها نیز افزایش می یابد و ارزش ذاتی سهام با شرایط جدید اقتصادی تطبیق می یابد. خانم محمدی با اشاره به عملکرد صنایع مصرفی گفت: صنایع غذایی یکی از مصادیق بارز این موضوع است. شرکت های این صنعت با توجه به ماهیت محصولات خود توانسته اند در بسیاری از دوره های تورمی مجوز افزایش نرخ را دریافت کرده و رشد هزینه های تولید را به قیمت های فروش منتقل کنند. به همین دلیل، سهامداران این گروه نه تنها از کاهش ارزش پول خود مصون مانده اند، بلکه در بسیاری از دوره ها بازدهی بالاتر از نرخ تورم نیز کسب کرده اند.

اما وی تاکید کرد که پوشش تورم توسط بورس یک قانون دائمی و بدون قید و شرط نیست. اگرچه ظرفیت بازار سرمایه برای کسب بازدهی متناسب با تورم همچنان وجود دارد، اما تحقق این ظرفیت منوط به مجموعه ای از متغیرهای اقتصادی و سیاستی است و هرگونه اختلال در این متغیرها می تواند سودآوری شرکت ها و در نهایت بازدهی بازار را تحت تاثیر قرار دهد. این تحلیلگر بازار سرمایه، سیاست های اجباری قیمت گذاری را اولین مانع بر سر راه تداوم کارایی بورس دانست و گفت: تجربه سال های گذشته نشان داده است که هرگاه دولت به شرکت ها اجازه داده قیمت محصولات خود را متناسب با رشد هزینه های تولید تعدیل کنند، سودآوری شرکت ها نیز حفظ شده و سهامداران از این امر منتفع شده اند. اما اگر سیاست سرکوب قیمت تشدید شود و شرکت‌ها نتوانند نرخ را متناسب با تورم افزایش دهند، حاشیه سود آنها کاهش می‌یابد و طبیعتاً این موضوع مستقیماً بر ارزش سهام و کارایی بازار تأثیر خواهد گذاشت.

وی افزود: متغیر تعیین کننده دیگر نرخ سود و سیاست های پولی است. در هفته های اخیر گمانه زنی هایی در خصوص احتمال افزایش نرخ سود سپرده های بانکی مطرح شده است که حساسیت فعالان بازار را افزایش داده است. در صورت افزایش نرخ سود بدون ریسک، بخشی از وجوه به سمت سپرده های بانکی و صندوق های با درآمد ثابت می رود. در چنین شرایطی جریان نقدینگی به سمت بورس ضعیف شده و بورس برای جذب وجوه جدید با مشکل بیشتری مواجه خواهد شد. به گفته خانم محمدی، سیاست های بانک مرکزی در حوزه کنترل نقدینگی نیز نقش مهمی در آینده بورس دارد. هرچه سیاست های پولی انقباضی بیشتر باشد، منابع کمتری به سمت بازار دارایی حرکت می کند و در نتیجه توانایی بازار سرمایه برای ثبت بازدهی قابل توجه محدود می شود. از سوی دیگر ثبات در سیاست های پولی و جلوگیری از شوک های ناگهانی می تواند به تداوم حضور سرمایه گذاران در بورس کمک کند.

این کارشناس در ادامه ریسک های سیاسی را یکی از مهم ترین متغیرهای تاثیرگذار بر بازار سرمایه عنوان کرد و گفت: روند مذاکرات، سرنوشت توافقات سیاسی، وضعیت تحریم ها و احتمال تنش های منطقه ای، همگی بر رفتار سرمایه گذاران تاثیر مستقیم دارند. هر زمان که فضای سیاسی با بلاتکلیفی همراه باشد، برخی از سرمایه گذاران ترجیح می دهند ریسک کمتری کرده و سرمایه خود را از بورس خارج کنند. از سوی دیگر کاهش تنش‌های سیاسی و افزایش ثبات می‌تواند زمینه را برای ورود مجدد نقدینگی به بازار سهام فراهم کند. وی افزود: علاوه بر مخاطرات سیاسی، مشکلات ساختاری اقتصاد را نیز نباید نادیده گرفت. محدودیت های انرژی، قطع برق و گاز، مشکلات تولید، تحریم ها، دسترسی محدود به بازارهای صادراتی و افزایش هزینه های تامین مواد خام، همگی عواملی هستند که می توانند بر سودآوری شرکت ها فشار وارد کنند. بنابراین حتی در شرایط تورمی، اگر شرکت ها نتوانند تولید و فروش خود را حفظ کنند، نمی توان انتظار داشت که بازار سهام به همان نسبت رشد کند.

خانم محمدی در ادامه به نقش نرخ ارز اشاره کرد و گفت: نرخ ارز یکی از مهم ترین متغیرهای تاثیرگذار بر بورس است. تغییرات قیمت ارز علاوه بر تاثیر بر انتظارات تورمی، سودآوری بسیاری از شرکت های صادرات محور را نیز تعیین می کند. به همین دلیل ثبات یا نوسان نرخ ارز می تواند سودآوری شرکت ها و در نهایت روند شاخص بورس را تغییر دهد. وی با تاکید بر اینکه عوامل درون شرکتی به اندازه متغیرهای کلان اهمیت دارند، تصریح کرد: عملکرد مدیریتی شرکت ها در دوره های تورمی نقش تعیین کننده ای در بازده سهام دارد. شرکت هایی که می توانند هزینه ها را کنترل کنند، کارایی تولید را افزایش دهند، بازارهای فروش جدید را به دست آورند و منابع خود را به طور کارآمد مدیریت کنند، طبیعتاً در موقعیت بهتری برای افزایش سودآوری خواهند بود.

به گفته این تحلیلگر، کیفیت گزارش های مالی در ماه های آینده بیش از گذشته برای بازار اهمیت خواهد داشت. انتشار گزارش‌های عملکرد قوی شرکت می‌تواند اعتماد سرمایه‌گذاران را افزایش داده و جریان نقدی را به سمت ارزش سهام هدایت کند. به همین دلیل از این پس تنها رشد نرخ تورم یا افزایش قیمت ارز تضمینی برای رشد همه نمادها نخواهد بود و بازار بین شرکت های با عملکرد خوب و شرکت های ضعیف بیش از پیش تفاوت قائل می شود.

خانم محمدی تصریح کرد: تجربه تاریخی نشان می دهد که بورس در بلندمدت توانسته بازدهی بالاتر از تورم داشته باشد. اما تکرار این تجربه در آینده به مجموعه ای از عوامل بستگی دارد. ثبات در سیاست های اقتصادی، پرهیز از قیمت گذاری اجباری، مدیریت منطقی نرخ سود، کاهش ریسک های سیاسی، ثبات بازار ارز و ادامه رشد سودآوری شرکت ها مهم ترین پیش شرط هایی است که می تواند زمینه را برای ادامه این روند فراهم کند. از سوی دیگر هرگونه تصمیم گیری ناگهانی در حوزه سیاست های پولی یا اقتصادی و همچنین تشدید ابهامات سیاسی می تواند مانع از پیشی گرفتن بازار سهام از تورم مانند گذشته شود.

منبع: دنیای اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی