نقد فیلم «استخر»؛ وقتی جهان آشنای سروش صحت دیگر غافلگیر نمی‌کند!


بعدی- اکران عمومی فیلم سینمایی «استخر» در سینماهای کشور آغاز شده است، اثری که اولین بار در جریان رقابت های چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر (بهمن 1404) به نمایش درآمد و نظرات مختلفی را به همراه داشت.

بر اساس گزارش فردا، سروش صحت در سینمای امروز ایران صاحب دنیایی منحصر به فرد و لحنی به شدت شخصی است. در این دنیای خودساخته، مردم عادی در موقعیت های کمی غیرعادی از مفاهیم عمیقی مانند مرگ، عشق، تنهایی، معنای زندگی و بحران های وجودی صحبت می کنند. در آثار او گاهی یک شوخی ساده شخصیت ها و حتی مخاطب را به پرسشی فلسفی و جدی درباره ماهیت زندگی سوق می دهد.

«استخر» به عنوان سومین فیلم بلند صحت همچنان در همان دنیای فکری و بصری جریان دارد. اما این بار آشنایی بیش از حد مخاطب با قوانین این دنیا و تکرار موتیف های قبلی به یکی از مهم ترین ضعف های ساختاری فیلم تبدیل شده است.

یک قدم به عقب برای مراقبت های بهداشتی

داستان فیلم برگرفته از زندگی زن و شوهری است که پس از گذراندن بیش از دو دهه زندگی مشترک، اکنون به مرز فروپاشی و جدایی رسیده‌اند. این رابطه که سال ها در زیر فشار سنگین روزمره، بی تفاوتی های مکرر و فرسودگی عاطفی از تحرک و پویایی محروم بوده، اکنون باید با گذشته خود و امکان قطعی پایان آن روبرو شود.

این ایده محوری در نگاه اول کاملاً با حال و هوای سینمای سروش صحت منطبق است: افراد کاملاً عادی در موقعیتی ملموس و آشنا گرفتار سؤالاتی می شوند که چند برابر ابعاد زندگی روزمره شان است. اما مشکل اساسی کار از جایی شروع می شود که «پول» به جای کشف راه های دراماتیک جدید برای بسط این ایده، به بازتولید و تکرار الگوهایی روی می آورد که در آثار قبلی مؤثرتر بودند.

در مقایسه ای تحلیلی با «دنیا با من می رقصد» (1396) – فیلمی که با وجود گذشت سال ها همچنان اوج بلوغ سینمای صحت محسوب می شود. «استخر» هم از نظر انسجام فیلمنامه و هم از نظر ظرافت کارگردان اثر کمتری به نظر می رسد.. حتی فیلم دومش «صبحانه با زرافه ها» (1402) موفق تر از این اثر جدید در حفظ ریتم درونی و پیشبرد روایت داستان بود..

بزرگترین عارضه فیلم، رنج بردن از ریتم دوپاره و متناقض است. نیمه اول فیلم با تمرکز بر معرفی دقیق شخصیت ها و شکل دادن به موقعیت محوری داستان، موفق می شود مخاطب را به تدریج با دنیای داستان آشنا کند. اما در نیمه دوم، موتور محرک فیلم به طور محسوسی از حرکت می ایستد. سکوت ها و مکث های طولانی که در سینمای مدرن قرار است به فیلم عمقی روانی ببخشد، در بسیاری از لحظات کارکرد معناداری ندارد و صرفاً زمان فیلم را اشغال می کند. در این میان، شوخی ها گاهی به تعویق می افتد و لحظات احساسی پیش از آنکه فرصتی برای تاثیرگذاری داشته باشند، در هرج و مرج ایده های پراکنده فیلمنامه گم می شوند.

پراکندگی در داستان ها و روایات

فیلم «استخر» از جاه طلبی موضوعی رنج می برد. اثری که همزمان می‌خواهد فیلمی سرگرم‌کننده باشد، داستانی تلخ از بحران یک رابطه را روایت کند، رگه‌هایی از کمدی فانتزی داشته باشد و به‌عنوان بازتابی از گذر بی‌رحمانه زمان و خستگی ظاهر شود.. این جاه طلبی به خودی خود یک ضعف نیست، اما ناتوانی فیلمساز در ایجاد تعادل بین این عناصر متضاد به کلیت اثر ضربه زده است.

در طول روایت، گاهی اوقات هر ایده به جای کمک به توسعه، فضای ایده قبلی را غصب می کند. نتیجه نهایی فیلمی است که در بخش‌هایی از نظر موضوعی جذاب است، اما در پیشرفت و اوج دراماتیک خود لنگ می‌زند.

با همه این کاستی ها، «استخر» در بهترین و درخشان ترین سکانس هایش به ما یادآوری می کند که چرا سینمای سروش صحت همچنان برای مخاطب جذاب است. او در خلق شخصیت های خاکستری که در عین حال مضحک و عمیقا غمگین هستند، مهارت و ظرافت خاصی از خود نشان می دهد. افرادی که حتی در لحظات خنده دار و خنده دار، نشانه ای از شکست، تنهایی مزمن یا ترس درونی را با خود حمل می کنند. فیلم دقیقاً در لحظاتی موفق می شود که از تلاش برای عجیب بودن جدا می شود و به شخصیت هایش اجازه می دهد در نهایت سادگی و آسیب پذیری انسانی دیده شوند.

با تکیه بر درخشش بازیگران در فضایی آشنا

در مرکز این دنیای آتشین اما ساکن، حضور امین حیایی برای سینمای صحت یک انتخاب متفاوت و پرمخاطره است. او در نقش مردی گرفتار در باتلاق بی تفاوتی و خستگی مفرط عاطفی، کمتر به جذابیت های ستاره ای خود تکیه می کند و بیشتر سعی می کند نوعی یاس و کرختی درونی را منعکس کند. بدون شک همین کنترل در بازی و درک صحیح نقش یکی از مهمترین نقاط قوت و برگ برنده فیلم است.

در نقطه مقابل او، سحر دولتشاهی با استادی همیشگی خود، بخش قابل توجهی از بار عاطفی داستان را به دوش می کشد. و او موفق می شود تنش زیربنایی را در رابطه این زوج ویران شده تا آخر حفظ کند.

حضور بازیگران فرعی و چهره های آشنا به فیلم حس صمیمیت می دهد. حسی که سالهاست بخشی از جذابیت آثار سروش صحت را تشکیل داده است. اما نکته مهم این است که همین میزان آشنایی گاهی بر خلاف خود اثر در فیلم جدید عمل می کند. برخی از این حضورها و شخصیت پردازی ها بیش از آنکه به خلق دنیایی مستقل برای «پول» کمک کند، تداعی کننده آثار قبلی این کارگردان است. در برخی موارد، شخصیت ها بیشتر به عنوان ایده های خام باقی مانده اند و فرصت تبدیل شدن به یک موجود کامل را نداشته اند.

با تمام این تفاسیر نمی توان «پول» را یک شکست مطلق دانست. فیلم همچنان نگاه انسانی و لحن شخصی سروش صحت دارد. او هنوز هم از عادات عجیب مردم عادی و موقعیت های روزمره به سوالات بزرگ درباره تنهایی، عشق و گذر زمان دست می یابد.

در نهایت «استخر» درباره رابطه‌ای است که از حرکت بازمانده است و شاید ناخواسته خود فیلم گاهی به این حالت رکود می‌افتد. دنیای سینمایی سروش صحت همچنان قابل شناسایی و دوست داشتنی است اما این بار کمتر مخاطب را غافلگیر می کند. او هنوز می داند که چگونه از یک موقعیت ساده یک سوال بزرگ در مورد زندگی ترسیم کند. مشکل اصلی این است که «پول» پاسخ روشن یا حتی مسیر جدیدی برای رسیدن به آن سؤال پیدا نمی کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی